جمعه 1 مرداد 1389

دست بافته های ایل قشقایی

   نوشته شده توسط: روح الله اژدری    نوع مطلب :فرهنگ ایل قشقایی ،صنایع دستی ایل قشقایی ،

 

قالی بافیبه طور کلی بافته های قشقایی را میتوان به دو دسته کلی پرزدار(قالی ، گبه ) و بدون پرز(گلیم ، سوزنی ، پلاس و ...)  و بافته های کاربردی( جل ، خورجین ، نمکدان و ...)تقسیم بندی نمود .

بعد از اسلام بر اساس مستندات تاریخی فرشبافی در خطه فارس چنان رواج داشته که نمیتوان بدون پشتوانه قرنها تجربه بدان رسیده باشد ، این هنر دیرین و این ارزش وزین فرهنگی قدمتش در این خطه از 2500 سال فراتر خواهد رفت .

 چرا که زادگاه تمدن پارس و فخر ایران کورش کبیر بوده است . بر اساس مطالعاتی که سیروس پرهام در اینباره داشته است وی مناطق فرشبافی فارس را به سه دسته تقسیم نموده  ناحیه اول مناطق بارونقتر ، که شهرهای بزرگ و توانگر تر را شامل میشده و ایشان از دارابگرد یا داراب امروزی ، فسا و جهرم نام برده است .

ناحیه دوم کوره  بیشابور که تا حاشیه ارجان و سرزمین لر نشین کهکیلویه  امتداد داشته و شاپور ، کازرون ، توج (توز ) و شهر گمشده نهنجان شهرهای عمده آن بوده که این هر دو ناحیه از آباد ترین و پر رونقترین مراکز تمدن ساسانی بوده است .

 ناحیه سوم بوانات و قونقری ( از کوره استخر ) که دژ خمره حصار آن بوده است .

اولین سند تاریخی که درباره فرشبافی این خطه به دست آمده از خراج و مالیات این سرزمین در قرن دوم هجری به خلیفه زمان بوده و در کتاب آل بویه و زمان ایشان از چند هزار تخته فرش دابجرد (داراب) در خزانه انبار یاد میکند.

 در کتاب حدود العالم من الشرق الی الغرب آمده است که از پارس ، بساطها و فرشها ، گلیمها و زیلوهای باقیمت خیزد .

این سخن وجه تمامی بافته های پرز دار و بدون پرز را در نام نیز روشن میسازد و بکاربردن مولف از بساط و فرش  در کنار گلیمها و زیلوها حکایت از این امر دارد .

 و نیرز آمده است که :

" در جهرم جامه های منقش عالی میبافتند ، اما گلیم  و جاجیم دراز و سجاده نماز و زلالی جهرم که در دنیا جهرمی معروف است نظیر ندارد و در همین کتاب آمده است که : در غندجان گلیم و پرده ... و در داربجرد فرشهای خوب مانند طبری به عمل می آمد .

و مقدسی بشاری سیاح عرب گفته که در سرزمین فارس فرشهای خوب بافته میشود و نیز آورده که از این منطقه انواع فرش به سایر بلاد ارسال میشود .

پوپPope)) در کتاب Ackerman A Survey of Persian   آ ورده است : در زمان ایل خانیان که تبریز یکی از مراکز فرشبافی بوده است ، غازان خان کاخهای خود را به بافندگان فارس سفارش میداد .نقش فرش قشقایی

سیروس پرهام  با دلیلی دیگر فارس را صاحب فرشبافی کهن میداند و وجود قبایل بافنده ای مثل عربها که مهجران حجازی مقیم در فارس هستند را  فاقد فرشبافی کهن دانسته و فراگیری این فن را از اقوام پارسی و در این سرزمین میداند ..

و اما در سده نهم و دهم هجری با گام نهادن طلایه داران مردم ترک زبان قشقایی به فارس هنر و صنعت فرشبافی این خطه رونق تازه یافت و این صنعت بیش از پیش در مناطق ایل نشین تمرکز یافت .

اما این اقوام تازه کوچ که مسکنت دائم هم نداشتند برای مورخان و سیاحان چنان نا آشنا بودند ، که صنعت دستشان به نام دیگران به ثبت رسیده است . و شاید این دلیلی باشد بر این سخن که در متون کهن از فرشبافی ایلیاتی یاد نشده است .

اما این ومضوع نمی تواند ما را بدان راه منحرف سازد که فرشبافی فارس را در مناطق شهری جستجو کنیم . طوایف و تیره های بافنده در میان قشقایی ها :

پرهام از طایفه کشکولی ، طایفه شش بلوکی ، طایفه عمله ، تیره صفی خانی ، تیره ایگدر ، تیره چنگی و طایفه دره شوری را به عنوان طایفه و تیره های بافنده فارس نام برده است .

اما در برسی های انجام شده طایفه فارسی مدان را نیز باید به این طوایف افزود .


برچسب ها: صنایع دستی ، فارس ، صنایع دستی فارس ، ایل قشقایی ، گبه ، قالی بافی ، صنایع دستی ایل قشقایی ، هنر در ایل قشقایی ، ایل ،

سه شنبه 4 فروردین 1388

لباس و زیور آلات در ایل قشقایی

   نوشته شده توسط: روح الله اژدری    نوع مطلب :

لباس قشقائی نمونه ای از هنر ماندگار این ایل است كه در نمایشگاه لباس كانادا مقام اول را به دست آورده است . محبوبیت این لباس تا آنجاست كه پرچمداران سمینارها و اردوها به
جهت زیبایی و پوشش ، از این لباس استفاده می كنند .

دستبافتهای قشقایی چندین بار در نمایشگاههای جهانی رقبای خود را از میدان خارج كرده است .

مسكن ساده ایلی كه مناسب زندگی كوچ نشینی است ، با دست توانای زنان ایل ، با زیباترین و مقاوم ترین شكل از مواد اولیه دامی بافته می شود .

هنر سواركاری و تیراندازی این مردم سخت كوش در طول تاریخ زبانزد بوده است .

به طور كلی آثار زیبایی را می توان به وسیله دو حس بینایی و شنوایی درك كرد كه این آثار ( هنرها ) را به سه دسته تقسیم می كنند :

1- هنرهای تجسمی (بصری ) :

كه رنگها و شكلها را می نماید . مانند نقاشی ، خطاطی ، معماری كه قشقائیها به علت داشتن مساكن سیار نیازی به معماری و یا آشنایی با آن نداشته اند اما در هنر خطاطی و نقاشی گروهی كه موقعیت آنها از نظر اقتصادی و اجتماعی ایجاب می كرد مهارت پیدا كردند .

2- هنرهای سمعی :

          كه این هنرها به وسیله الحان و كلمات جلوه گر می شوند و جنبه های تخیلی و ارزنده ای دارند . مانند موسیقی و شعر و سخنوری . مردم ایل با موسیقی بزرگ شده اند و موسیقی اصیل زبان دوم آنهاست . محیط باز و آرام طبیعت و نواهای روح پرواز صدای چهچه پرندگان خوش الحان گرفته تا نی لبك چوپانان خلق و خوی شان را اینچنین پرورش داده است .

3- هنرهای سمعی و بصری :

          در این هنرها زیبایی از یك طرف بوسیله الحان و كلمات و از طرف دیگر با رنگها و شكلها واقعیتهای طبیعی نشان داده می شوند كه این هنرها از دو نوع دیگر قویتر و ارجح تر است . مانند رقص ، موزیك ، تئاتر ، سینما. »

      «در جامع كوچك ایل برخی هنرها ، از گذشته دور راه تحول و تكامل خود را پیموده و امروز نامی آشنا بر زبانهاست . اما در مواردی هم ممكن است بعضی از كارهای دستی كوچك تحولی نداشته و یا به علت ورود مردم به جامعه متمدن امروزی و زندگی شهرنشینی دچار ركود شده باشد . از آن جمله است هنرهای تزئینی ایلات . زیرا این ساخته ها در زندگی ماشینی كمتر مورد استفاده است و با پیدایش ماشین تزئینات دستی كاربرد كمتری دارند و اغلب به علت دشواری در ساختن و پرداختن و وقت گیر بودن آنها گران تمام می شوند و چون گران هستندطرفداران كمتری دارند. از آنجا كه ماشین ها همیشه صنایع انبوه تولید می كنند،.

این ساخته ها مقرون به صرفه نیستند و مشتری زیاد نخواهند داشت . در دنیای ماشینی امروز بالا رفتن تورم موجب شده كه به تزئینات سنتی كمتر توجه شود مگر در موارد استثنائی . هنرهای تزئینی مردم ایل در حال حاضر به سبب گرفتاریهای زندگی و مشكلات اقتصادی تقریباً به حالت ركود باقیمانده است .

          دستكارهای تزئینی مردم ایل قشقایی را می توان چنین خلاصه كرد: 

كه شامل : گردنبند مهلو ، گردنبند میخك ، گردنبند مهره ای ، عنبردان ، قاب قرآن ، النگو و دستبند مهره ای ، گیسوبند ، بازوبند و آفتاب گردان .

كه شامل : دعابند ، گل نمك ، مهره مار ، ناخن پلنگ ، صدف و طلسم .

كه شامل : لباس مخصوص بی بی ها ( دن) ، پولك دوزی ، منجوق دوزی ، حاشیه دوزی ، شرابه دوزی ، پلیسه دوزی .  

این تزئینات شامل انواع گردنبندها ، دستبندها و دیگر لوازمی است كه برای زیبایی به كار می برند :

مَهلو دانه بسیار معطر درختچه ای است در نواحی معتدل و سردسیری با رنگ سفید یا شیری و كوچتر از دانه لوبیا كه حتی مرور زمان از بوی خوش آن نمی كاهد . زنان ایلات این دانه ها را جمع آوری یا خریداری می كنند و سپس آنها را سوراخ كرده، پس از خشك شدن گردنبند های جالب و زیبا درست می كنند . جنبه هنری آن بیشتر به خاطر نوع رنگ آمیزی آنها و ردیف كردن دانه ها و تداخل رنگهای آنهاست . برای ساخت گردنبند مهلو دانه ها را با دستجات بیست تایی از هر رنگ در 5 رشته ناهمگون كنار هم می چینند و سپس همه نخها را از یك مهره عبور می دهند. در سری بیست تایی بعدی جای رنگها عوض می شوند و معمولا نوع مهره ها را هم تغییر می دهند . در وسط گردنبند هم پلاك یا سكه ای می آویزند.

میخك ، دانه خوشبوی درختچه ای است كه مانند مهلو بوی جذاب و جاودانی دارند . زنان هنرمند ایل این دانه ها را به مدت چند ساعت در حنا می خیسانند تا رنگ حنایی جالبی به خود بگیرد و بلافاصله آنها را سوراخ كرده نخهای باریك و محكمی از آنها عبور داده ، مدتی
آویزان می كنند تا خشك شود . سپس این رشته ها را با شكل و طرح دلخواه به دستجات مساوی تقسیم و فواصل آن را با مهره های عقیق و یا سكه های طلا یا نقره تزئین می كنند . گردنبندهای مهلو و میخك جزء جهیزیه دختر خانمهاست . خاطرات شیرین دوران ازدواج همراه با عطر میخك جاودانه و ماندگار است . این گردنبند ها دارای بوی خوش بوده . رنگ وطرح جالب دارند ، تهیه آنها ارزان تمام می شود و در دسترس عموم قرار دارد . استفاده كننده از آنها نیاز به مواد معطره مثل عطر و ادكلن و اسپری ندارند .

          همانطور كه از اسمش پیداست ، جعبه كوچك و ظریفی است ، برای نگهداری مواد معطره و اسانس های خوشبو . زنان ایلی به دلیل كار و فعالیت مستمر و عدم دسترسی به حمام ، برای اینكه بوی ناخوشایند عرق بدن موجب نارضاتی نشود ، لازم است موادی خوشبو و معطر همراه داشته باشند و چون استفاده از عطر و اسپری در ایل مرسوم نیست ، ماده ای طبیعی را جایگزین عطریات مصنوعی می كنند . برای اینكار مقدار « علفه » كه گیاهی خوشبوست و از كشور هندوستان وارد می شود ، از عطاریها خریداری كرده ، در عنبردان جای می دهند و آنرا به گردن می آویزند .

          عنبردان جعبه ای است به ابعاد 2 تا 3 سانتی متر كه از آلیاژ های مختلف طلا ، نقره و برنز ساخته می شود ، در یك طرف آن حلقه ای است كه نخ از آن عبور می كند . این جعبه كوچك و ظریف كه روی آن را به طرز جالبی قلم زنی یا تزئین كرده اند میان گردنبندها و همراه با مهره های عقیق و یاقوت به گردن می آویزند . ثروتمندان ایل اغلب از عنبردان طلا یا طلای جواهرنشان استفاده می كنند.

كلام خدا در هر حال مشكل گشای مردم مسلمان است و این اعتقاد در میان مردم ایل به نحو ریشه دارتری دیده می شود . زنان قشقایی از مادرانشان آموخته اند چگونه از چشم زخمها، حسادتها ، نفرین ها و بیماریها در امان باشند و در مشكلات و سختیهای زندگی به كجا پناه ببرند. آنها تكیه گاهی جز آیات آسمانی ندارند و به همین منظور همیشه برگ كوچك یا آیه ای از كلام ا... را در قاب قرآن جای داده و به همراه دارند .

قاب قرآن مانند عنبردان جعبه مستطیل شكلی است به ابعاد 2 الی 3 سانتیمتر از طلا یا نقره كه گاهی با میناكاری یا قلمزنی و گاه برجسته نویسی و كنده كاری جلوه و جلای خاص به آن بخشیده اند. قاب قرآن را همراه با دیگر جواهرات ، همراه با گردنبند های مهره ای به گردن می آویزند . تعدادی از سنگهای قیمتی ، قاب قرآن ، عنبردان و سینه ریزهای مهلو و میخك ، مجموعه جواهرات یك خانم ایلی است كه به سلیقه خود آنها را ردیف كرده و به عنوان تزئینات به كار می برد .

فعالیت و كار دائمی زنان عشایر ، این اجازه را نمی دهد كه از زیورآلات ظریف و گران قیمت استفاده كنند . یك زن ایلی كه كار نان پختن ، تهیه لبنیات ، بار كردن لوازم زندگی و پیاده كردن آنها ، بچه داری ، فرش بافی و گاهی هیزم شكنی را به عهده دارند ، درگیر و دار این تحركهای مداوم ، هر نوع زیورآلات كه به همراه داشته باشد یا گم می شود و یا صدمه می بیند . به همین جهت تزئینات گردن و دست آنها بایستی مقاوم و با دوام باشد . اگر چه زنان
خوانین و ثروتمندان ایل ، جواهرات گرانقیمت دارند اما كار و فعالیتـشــان كمتـــر است و
می توانند در بعضی از مواقع آنها را به كار برند .

زنان قشقایی از انواع مهره های كریستالی ، پلاستیكی ، عقیق ، یاقوت ، دلربا ، چوبهای خراطی شده ، مرجان ، كهربا و فیروزه ، گردنبند و دستبند تهیه می كنند .

زنان برای تهیه یك گردنبند با میل و سلیقه خود ، رنگ ، درشت و ریزی مهره ها ، نوع جنس ، بلندی و كوتاهی رشته ها را در نظر گرفته با ترتیب خاص ردیف می كنند . در وسط آنها زیباترین یا بزرگترین مهره ها را جای می دهند یا اینكه پلاك ، مدال یا طلسم كه صفحه ای نقره ای با نوشته های قرآنی است ، آویزان می كنند . اگر تعداد گردنبندها بیش از یكی باشد ، بایستی یكی از آنها كوتاه تر از دیگری باشد كه هنگام كار و فعالیت با یكدیگر برخورد نكنند .

زنان كم درآمد و ضعیف ایل كه قادر به خرید زینت آلات گران قیمت نیستند ، با مهره های زیبا دستبندهایی تهیه كرده به عنوان زیور استفاده می كنند . این نوع دستبندها در اثر فعالیت زیاد با وجودیكه صدمه می بینند اما مقاومت می كنند. مهره هایی كه برای این كار در نظر می گیرند ، عبارتند از :

- صمغ گیاهان كه از زمانهای گذشته تغییر حالت داده به صورت كهربا درآمده .

- نوعی ماده پلاستیكی خشك كه همان كهربای بدل است و ایلیاتی ها زردیان می گویند.

- شیشه های كریستالی و تراش دار

- پلاستیكهای شفاف و روشن و یا مات

- چوبهای خراطی شده گرد یا بیضی شكل

- سنگهای قیمتی عقیق و فیروزه و یاقوت

- سنگهای رنگین و جلا دار

- دانه های زیبای گیاهان .

این مهره ها كه دارای اندازه های مختلف و رنگها و اشكال متفاوت هستند ، توسط زنان یا دختران جوان ، مرتب و منظم شده ، به صورت یكنواخت و یا یك در میان و به دلخواه آنها را ردیف كرده ، نخ محكمی از آنها عبور می دهند و دو سر نخ را گره زده بعنوان دستبند استفاده می كنند . النگوهای نقره ای با پهنای 2 تا 3 سانتیمتر با نقشهای برجسته نیز مرسوم است . نوعی النگوی فلزی نیز به دست می كنند تا جن زده نشوند . زیرا معتقدند جن از افرادی كه آهن همراه دارند ، دوری می كند.

كوتاه كردن موی سر در میان ایلام مرسوم نیست ، بنابراین مو از سنین كودكی تا آخر عمر به رشد خود ادامه می دهد . زنان و دختران دارای گیسوان بلند هستند كه گاه تا ساق پا هم می رسد.

موهای به هم بافته شده كه به حدود 12 الی 14 گیسو می رسد ، در زیر چارقد پنهان است و چون برای شانه و مرتب كردن موها فرصت ندارند ، سعی می كنند گیسوان باز نشوند . گیسوبند وسیله ای است تزئینی برای بستن گیسوان و حفاظت آنها كه توسط زنان تهیه می شوند .

گیسوبند رشته های ظریف ابریشمی است كه به سبك جالبی بافته شده و رشته هایی از آن منشعب می شود كه به هر رشته گمپله ظریفی با رنگهای مختلف مربوط می شود . گیسوها ، از میان گیسوبند عبور كرده بر روی كمر آویزان می شوند .

مردم ایل برای جلوگیری از چشم زخم و رفع بیماریها و دفع اجنه ، به دعا نویسان پناه برده و برای رفع مشكلات خود از آنها یاری می طلبند . این افراد هم با نوشتن دعا ، به قول خودشان بیماران را شفا داده ، فقیران را توانگر كرده ، عاشقان را به وصال معشوق رسانده و دیوانگان را بهبود می بخشند. با وجودیكه بعضی از آنها حتی از نوشتن نام ائمه هم جائزند و درون كاغذ نقاشیهایی كرده در شمع می جوشانند تا كسی از كلك آنها سر در نیاورد ، مردم ساده ایل هم چون از جهان بینی اطلاع زیادی ندارند و در میان این نوشته ها نیروی سحرآمیزی می بینند ، با عشق و علاقه و دادن هدایا ، تعدادی از این دعاها را می گیرند و با احترام در جای مخصوصی به نام بازوبند نگهمیدارند .

بازوبند كیسه ایست چرمی یا بافتنی یا از پارچه های زیبا كه بوسیله نخ های ابریشمی یا پشمی ظریف تعدادی گمپل به آن آویخته اند و با مهره های زیبایی تزئین كرده اند. بازوبند را به بازوی خود می بندند و دعاهای خود را در آن می گذارند و گاه طلسمی نقره ای كه معتقدند آنها را از شر جن ، چشم شور و زبان بد مصون می دارد ، به بازوبند اضافه می كنند.

بازوبندهای زنان اغلب از پارچه های زربفت ، ترمه و یا مخمل كه اطرافش را زری دوزی كرده اند ، می باشد و بازوبندهای مردان از چرم ظریف و نازك تهیه می شود . »

به طور كلی زنان ایل قشقایی نه به خاطر عدم بضاعت مالی و یا ناآشنایی با تزئینات غیرطبیعی ، بلكه به دلیل داشتن اخلاق بی آلایش و فطرت ساده و ذاتی خود از هر نوع تظاهر جلوگیری كرده و معمولاً خود را ساده و بی آلایش نشان می دهند.

« اگر چه زن با زینت آلات و جواهرات رابطه نزدیك دارد و شاید هم این علاقه معلول علتی باشد كه عده ای به نام تظاهر ، تكبر ، خودبزرگ بینی ، زیبایی و ... می نامند، اما هر چه باشد علاقه است و تا حدی مقبول .

استفاده از جواهرات بنابر زندگی ساده و بی پیرایه و همگام با اقتصاد شبانی و به اقتضای چالاكی ، در تحرك و كوچ نشینی ، در ایل كمتر مرسوم است .

زنان ایل كه دوشادوش مرد و برابر او حتی بیشتر از او در فعالیت های روزمره شركت داشته و در گرداندن چرخ اقتصاد ، مهمترین نقش را ایفا می كنند ، نمی توانند آویزه هایی در گوش و گردن و دست داشته باشند ، زیرا جز مزاحمت چیز دیگری نیست .

آنها حتی موهای خود را از وسط سر باز كرده و دسته دسته به هم بافته ، به صورت تعدادی گیسو در زیر چارقد مخفی می سازند تا دست و پا گیر نباشد .

خرید جواهرات و سنگهای قیمتی مثل یاقوت و الماس ، برای خانواده های كم درآمد مشكل و غیرممكن است ، اما زمانی كه در اوایل زندگی زناشویی هستند ، بسته به سن و سال و موقعیت خانوادگی ، از النگوی نقره یا طلا یا گردنبند عقیق و كهربا ، به جای الماس ، ممكن است استفاده نمایند. »


برچسب ها: لباس درایل قشقایی ، ایل قشقایی ، هنر در ایل قشقایی ، پوشش زنان درایل قشقایی ، زیور آلات زنان ایل قشقایی ،

دوشنبه 3 فروردین 1388

شناختی از ایل قشقایی

   نوشته شده توسط: روح الله اژدری    نوع مطلب :ایل قشقایی ،

    

          تحقیقی از : محبوب زوار

« برای شناخت هر جامعه ای ، موقیت زیستی و تأثیرات محیط در روند تكامل حیاتی آنان اهمیت زیادی دارد ، زیرا دانشمندان جامعه شناس از دیرباز عدم رشد تمدن و پیشرفت انسانها را در بعضی از جوامع عقب مانده تنها به شرایط جغرافیایی و اقلیمی آنان وابسته دانسته اند.

گروهی معتقدند كه محیط طبیعی انسان و خصوصیات نژادی شرایط زندگی اجتماعی را تعیین می كند . ایل قشقایی هم همچون دیگر گروهها از تاثیر عوامل طبیعی بر كنار نبوده و از این قاعده مستثنی نیست . محیط طبیعی و تحولات فكری مردم قشقایی به خوبی توانسته به شهر نشینی و تمدن آنها كمك كند ، اما موقعیت شغلی و نوع خاص زندگی به شبانی عادتشان داده ، اگر چه عده ای به شهرها مهاجرت كرده اند ، اما اكثریت هنوز به صورت چادرنشینی زندگی می كنند و در كوچ دائم هستند .

انسان هر چه ابتدائی تر باشد ، بیشتر می تواند عناصر محیط طبیعی را در خود منعكس سازد . كوهستانهای سرسبز و دشت های وسیع ، گروههایی را به دامداری كشانده و موقعیت شغلی و راه امرار معاش زندگی پرتحرك شبانی را برایشان به وجود آورده كه نتیجه اش مردان خشن ، جنگی ، دایره های سركوبگرانه و اخلاقیات خاص است .

بر طبق یك اصول كلی ، ابزار كار و وسائل زندگی مستقیماً با مشخصات محیط زیست رابطه دارد ، به طوریكه مردم كوهستان در غار ، و مردم جنگل در پناه درختان و مردم سیار ایل قشقایی در زیر سیه چادرهای سیاه و بر حسب منابعی كه در دست دارند زندگی می كنند و ابزار زندگی را می سازند .

پیوستن عده ای از مردم ایلات به شهرها و پیشرفت آنان در زمینه های مختلف علمی و تغییر خصوصیات اخلاقی آنها نشان می دهد كه رابطه انسان و محیط طبیعی اش كاملاً منطقی است و چه بسا دو یا چند قبیله و نژاد مختلف در یك نقطه جغرافیایی زندگی می كنند ولی رفتار اجتماعی آنان متعادل و یكنواخت است.

3

 

معمولاً طبیعت ، نیروهای خود را به انسان تقدیم می كند ولی هر جامعه ای موافق فكر و فرهنگ خود از این نیروها بهره می گیرد ؛ اینكه چرا اكثریت مردم این قشقایی از خانه بدوشی دست بر دار نیستند ، امری است كه تا حدودی به فرهنگ فكری و اوضاع اقتصادی زندگی شبانی آنان بستگی دارد . در این مورد طبق تحقیقات و بررسیها حدود 80% مردم ایل نمی دانند وقتی به شهر رفتند از نظر مادی و امرار معاش ، چه كاری باید انجام دهند ، زیرا خود می دانند در حرفه ها و مشاغل شهری و تكنیك و فنون جدید مهارت ندارند و 20 % بقیه آنقدر دچار فقر فرهنگی هستند كه فكر می كنند هدف خلقت آنان فقط حركت و كوچ و رنج و زحمت و این نوع زندگی بوده است .

ظاهراً مردم شهر نشین فكر می كنند عشایر سیار در یك محیط طبیعی باز و آزاد و پر از نعمات زندگی می نمایند ، اما واقعیت چیز دیگری است . فقط عده قلیلی از نظر غذا و بهداشت ممكن است مشكلی نداشته باشند ، بقیه بر طبق اصل جبر طبیعت و سرنوشت تاریخی آن كوچ دائم را با تمام مشكلات و كمبودهای آن برگزیده اند.

كوهپایه های جنوبی زاگرس و جلگه های همجوار آن تا دشت های شمالی فارس و دامنه های زرد كوه در مسیری كه حدود 600 كیلومتر مسافت دارد ، سالیانه دوبار توسط این كاروان بزرگ یعنی چادرنشینان قشقائی پیموده می شود و گاه بنابر موقعیت جوی این فاصله تا دوبرابر افزایش می یابد . ذكر چگونگی كوچ و مناظر طبیعی این مسافت طولانی ، جالب توجه است ، زیرا این مناظر و چشم اندازهای كوهستانی و دره های صعب العبور ، در طرز زندگی و اخلاق مردم و اوضاع اقتصادی ایل اثرات فراوانی داشته و دارد .

ایل قشقائی كه قوم ابتدائی و عقب مانده ای است ، در سرزمین های خشك جنوب به اقتضای فرهنگ ساده خود و مطابق با خصوصیات محیطی خویش زندگی می كند ، طی صدها سال تغییر قابلی نكرده و هنوز هم برای تامین خوراك دام تمامی سال در كوچ است و از چهارپایان برای حمل و نقل استفاده می كند ، چادرهای ساده قدیمی هنوز خانه و آشیانه
مردم ایل است و قوانین خاصی كه برای خود داشته اند هنوز جاری است .

وقتی تاریخ تكامل اجتماعی آنان را بررسی كنیم ، می بینیم كه بایستی حداقل نوع دامداری سیار آنها تغییر كرده باشد ، زیرا آنان ، بخوبی قادر بودند زمین های مسیر خود را در اختیار بگیرند و یا با قیمت مناسب خریداری نمایند . اما جز معدودی انگشت شمار ، بقیه حتی از مراتع طبیعی هم محرومند .

محرومیت از فرهنگ اجتماعی و پیشرفت های اقتصادی موجب عقب ماندگی فكری و ذهنی می گردد ، چادر نشنینان قشقایی كه دچار ركود فكری هستند ، متجدد نیستند ولی بینش والا و روشنگری دارند ، كه تا حدی تحت تاثیر احساسات است و اندیشه احساسی بر تفكر عقلانی و منطقی میچربد .

همانطوری كه انسان متمدن و متجدد تفاوت دارند ، هر جامعه دور از فرهنگ مادی را نمی توان بی تمدن خطاب كرد . هر جامعه متمدنی ، ماشین ، برق ، اسلحه ، دارو ، دكتر و .... دارد ، ولی هر جامعه ای كه اینها را دارد متمدن نیست ، زیرا با تغییر وسایل زندگی و تجملات ، بینش ها عوض نمی شوند ، فقط ذوق انسان تغییر می كند و به قول معلم شهید دكتر علی شریعتی « متجدد بودن ، تغییر ظاهری وسایل زندگی است ، ولی متمدن بودن تغییر تفكر انسان است . »

قشقایی ها هیچگاه بدنبال تجدد نبوده اند ، زیرا اخلاق و روند زندگی آنها با اینگونه مسائل كاملاً مغایرت داشته است . »

قشقائیها از كجا به فارس آمده اند؟

« تاریخچه ایل قشقایی مبهم است و بدرستی معلوم نیست از چه زمانی و از كجا و بر اثر چه عواملی به فارس كوچانده شده اند و نظریه های مختلفی در این مورد وجود دارد.

میرزا حسن فسائی در فارسنامه ناصری می نویسد : « قشقائیها گروهی فراری و از گریختگان هستند كه واژه قاچ قایی ریشه كلمه قشقایی است . »

بارتولد محقق روسی قشقایی ها را صاحبان اسب یا گوسفند پیشانی سفید (قشقا) می داند .

برخی محققین هم كاشغر را مركز اولیه قشقاییها می دانند و كاشغری یا قشقری به قشقایی تبدیل شده .

گرهارد دوفر قشقاییها را همزمان با اتابكان سلغری می داند .

ابرلینگ قشقاییها را یكی از طوایفی می داند كه در پی هجوم غزنویان و سلجوقیان به خاورمیانه آمده اند.

آنچه مسلم است مهاجرت قشقاییها از نواحی شمال یكباره انجام نشده و تیره های مختلف ترك زبان به تدریج و كم كم در فارس جایگزین شده اند .

قشقایی در حدود قرن دوازدهم ، تحت لوای جانی آقا قشقایی به صورت یك ایل واحد در بسیاری نوشته ها و با اسناد معتبر دیده شده است . نظام ایلی در میان قشقاییها در اواخر صفویه به وجود آمد . اولین گروه قشقایی در فارس ، فارسیدانها بوده اند كه ابوالقاسم بیگ بر علیه شاه عباس اول ، با یعقوب خان ذوالقدر همراه می شوند اما این قیام در هم شكسته و ابوالقاسم بیگ محكوم به مرگ می شود .

قشقایی ها اصلاً ترك زبان هستند اما تعدادی از لرها و لك ها نیز با آنان آمیخته شده اند كه از آن جمله است :

تیره های كرونی ، بیگدلی ، گشتاسی در كشكولی بزرگ . تیره های فیلوند ، لر ، لك در كشكولی كوچك .

جامه بزرگی و فیلی در ایل عمله . تیره لك و وندا در ایل دره شوری .

ابیوردی «بلوردی » در طوایف كشكولی ، عمله و دره شوری . اینانلو در برخی طوایف . نفر در كشكولی كوچك و عمله . شاهی لو در طایفه عمله از افشار . قتلو از ایل افشار كرمان . عرب چرپانلو كه با شش بلوكی ادغام شده از اعراب . بیات از كردها . بولی و ددكه ای از آق قویونلوها. خلج كه از تركان غز هستند و در قرن چهاردهم پس از سلسله غزنویان پراكنده شده و قسمتی از آنها در خلجستان ساوه ماندگان شدند و گروهی در ایل قشقایی تحلیل رفته قسمتی هم در منطقه قونقری و بوانات ماندند.

قشقائیها از لحاظ طبقات به :

× ایلخانان و بستگان آنها . كلانتران ، كدخدایان ، ریش سفیدان ، رؤسای بنكوها و تیره ها . – افراد عادی – رعایای طوایف و تیره ها . – كارگران ، كولی ها ، غربت ها و چنگی ها تقسیم می شوند .

قشقائی ها مردمانی هنرمند و هنر شناس بوده و كارهای هنری آنها سالهاست كه شهرت جهانی كسب كرده و به جرأت می توان گفت قالی و گلیم قشقایی رقیب و نظیر ندارد.

لباس قشقائی نمونه ای از هنر ماندگار این ایل است كه در نمایشگاه لباس كانادا مقام اول را به دست آورده است . محبوبیت این لباس تا آنجاست كه پرچمداران سمینارها و اردوها به
جهت زیبایی و پوشش ، از این لباس استفاده می كنند .

دستبافتهای قشقایی چندین بار در نمایشگاههای جهانی رقبای خود را از میدان خارج كرده است .

مسكن ساده ایلی كه مناسب زندگی كوچ نشینی است ، با دست توانای زنان ایل ، با زیباترین و مقاوم ترین شكل از مواد اولیه دامی بافته می شود .

هنر سواركاری و تیراندازی این مردم سخت كوش در طول تاریخ زبانزد بوده است .

به طور كلی آثار زیبایی را می توان به وسیله دو حس بینایی و شنوایی درك كرد كه این آثار ( هنرها ) را به سه دسته تقسیم می كنند :

 

1- هنرهای تجسمی (بصری ) :

كه رنگها و شكلها را می نماید . مانند نقاشی ، خطاطی ، معماری كه قشقائیها به علت داشتن مساكن سیار نیازی به معماری و یا آشنایی با آن نداشته اند اما در هنر خطاطی و نقاشی گروهی كه موقعیت آنها از نظر اقتصادی و اجتماعی ایجاب می كرد مهارت پیدا كردند .

 

2- هنرهای سمعی :

          كه این هنرها به وسیله الحان و كلمات جلوه گر می شوند و جنبه های تخیلی و ارزنده ای دارند . مانند موسیقی و شعر و سخنوری . مردم ایل با موسیقی بزرگ شده اند و موسیقی اصیل زبان دوم آنهاست . محیط باز و آرام طبیعت و نواهای روح پرواز صدای چهچه پرندگان خوش الحان گرفته تا نی لبك چوپانان خلق و خوی شان را اینچنین پرورش داده است .

3- هنرهای سمعی و بصری :

          در این هنرها زیبایی از یك طرف بوسیله الحان و كلمات و از طرف دیگر با رنگها و شكلها واقعیتهای طبیعی نشان داده می شوند كه این هنرها از دو نوع دیگر قویتر و ارجح تر است . مانند رقص ، موزیك ، تئاتر ، سینما. »

تزئینات و زیورآلات ایل قشقایی

 

      «در جامع كوچك ایل برخی هنرها ، از گذشته دور راه تحول و تكامل خود را پیموده و امروز نامی آشنا بر زبانهاست . اما در مواردی هم ممكن است بعضی از كارهای دستی كوچك تحولی نداشته و یا به علت ورود مردم به جامعه متمدن امروزی و زندگی شهرنشینی دچار ركود شده باشد . از آن جمله است هنرهای تزئینی ایلات . زیرا این ساخته ها در زندگی ماشینی كمتر مورد استفاده است و با پیدایش ماشین تزئینات دستی كاربرد كمتری دارند و اغلب به علت دشواری در ساختن و پرداختن و وقت گیر بودن آنها گران تمام می شوند و چون گران هستندطرفداران كمتری دارند. از آنجا كه ماشین ها همیشه صنایع انبوه تولید می كنند،.

این ساخته ها مقرون به صرفه نیستند و مشتری زیاد نخواهند داشت . در دنیای ماشینی امروز بالا رفتن تورم موجب شده كه به تزئینات سنتی كمتر توجه شود مگر در موارد استثنائی . هنرهای تزئینی مردم ایل در حال حاضر به سبب گرفتاریهای زندگی و مشكلات اقتصادی تقریباً به حالت ركود باقیمانده است .

          دستكارهای تزئینی مردم ایل قشقایی را می توان چنین خلاصه كرد:

 

تزئینات مخصوص زنان

كه شامل : گردنبند مهلو ، گردنبند میخك ، گردنبند مهره ای ، عنبردان ، قاب قرآن ، النگو و دستبند مهره ای ، گیسوبند ، بازوبند و آفتاب گردان .

 

تزئینات خردسالان

كه شامل : دعابند ، گل نمك ، مهره مار ، ناخن پلنگ ، صدف و طلسم .

 

تزئینات لباس زنان


ادامه مطلب

برچسب ها: ایل ، ایل قشقایی ، فرهنگ ایل قشقایی ، لباش زنان ایل قشقایی ، اداب و رسوم ایل قشقایی ، شناخت ایل قشقایی ، هنر در ایل قشقایی ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic