شنبه 17 دی 1390

مقدمه کتاب عشق نامه های ایل قشقایی

   نوشته شده توسط: روح الله اژدری    نوع مطلب :داستانهای ایل قشقایی ،

به اطلاع دوستان داران فرهنگ و ادب ایل قشقایی می رساند که کتاب عشق نامه های ایل قشقایی تالیف نگارنده با موضوع داستانهای عاشقانه کهن ایل قشقایی توسط انتشارات قشقایی منتشر شده است.  این کتاب مجموعه سه داستان اصلی و کرم ، غریب و صنم ، سیدی خان و پریزاد راشامل میشود.  دوستانی که در صدد هستند کتاب را تهیه نمایند می توانند از طریق انتشارات قشقایی و یا کتابفروشی بلادی واقع در سه راه انوری شیراز و یا سایر کتابفروشی ها تهیه نمایند.
از دوستداران و خوانندگان کتاب خواهشمندم در صورتی که نقد و نظری دارند در همین وبلاگ نظرات خود را اعلام نمایند تا نگارنده از نظرات ارزشمند آنان بهره مند گردد.
جهت اطلاع و آشنایی دوستان با کتاب مقدمه آن را در ذیل می آوریم .

مقدمه کتاب عشق نامه های ایل قشقایی

از دورانهای كهن داستانهای بسیاری در گوشه وكنار این مرزوبوم پرگهر نزد عام وخاص بصورت شفاهی وسینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. در ادبیات تركی نیز همچون ادبیات فارسی عشق نامه های مختلفی زبان به زبان در میان مردم نقل شده است. بعضی از این عشق نامه ها از دوره صفویه به این طرف رواج پیداكرده اند كه به شكل نثر روایت می شده اند.

فرهنگ .زبان تركی پیوند دیرینه ای بین ایل قشقایی و آذربایجان بوجود آورده است. ادبیات غنی زبان تركی از مهمترین عوامل حفظ پیوندهای فرهنگی ایل قشقایی با سرزمین مادری است. به همین دلیل بسیاری از اشتراكات فرهنگی علی رغم هجران قشقایی ها از سرزمین مادری محفوظ ماده است. از قدیم عشق نامه هایی در ایل قشقایی روایت می شده است كه  همانها را می توان در آذربایجان مشاهده نمود. قصه هایی همچون كوراغلو ، قریب و صنم ، اصلی وكرم ، در ادبیات شفاهی قشقایی ها و آذریها مشترك است. در ایل قشقایی این قصه ها ذخیره فرهنگی توده های مردم در طول تاریخ بوده كه زبان به زبان و بصورت شفاهی توسط عاشق ها و افراد كهنسال نقل می شده وهر كدام پیامهای اخلاقی و اجتماعی زیادی را منتقل میكرده است.

در زمانهای قدیم به دلیل اینكه افراد باسواد نبوده تا این میراث فرهنگی را بصورت مكتوب در آورد لذا به صورت شفاهی و سینه به سینه نقل می شده و همین موضوع موجب گردیده كه بخشهایی از این قصه ها به مرور فراموش شوند. عاشقان و نقالان نیز به سلیقه و تخیل خود بخشی را به آن اضافه كرده ویا بخشهایی را بدون توجه به ارتباط وپیوند اجزاء با سیر قصه ها جابجا نموده اند.

بعضی از این داستانها در ده های گذشته به دلیل گسترش قصه های مدرن با بن مایه های جدید بطور كلی به فراموشی سپرده شده و تنها چند بیت از منظومه های سروده شده از آنها باقی مانده است.

نگارنده به دلیل درك اهمیت حفظ میراث ماندگار فرهنگ بومی ایران كه فرهنگ  ایل قشقایی نیز بخشی از آن است به تحقیق در خصوص این قصه ها پرداخته و تلاش نموده است با تطبیق قصه های روایت شده در ایل قشقایی با آنچه در آذربایجان روایت شده است. شكل كلی قصه ها را استخراق وسپس به پردازش ونگارش جدیدی از آنها اقدام نماید.

لذا قصه های اصلی وكرم و قریب وصنم قصه هایی هستند كه روایت های مختلفی از آنها مورد مطالعه قرار گرفته و سپس به نگارش در آمده است اما قصه سیدی خان و پریزاد فقط بر اساس روایت ایل قشقایی مورد نگارش قرار گرفته است.

در هر سه داستان بن مایه ای مذهبی دیده میشود. دیندار بودن و محبت به اهل بیت وتوسل به آنها در این داستانها نشانه توجه به معنویت در ادبیات شفاهی قشقایی است . بطور مثال در داستان قریب وصنم قریب جوانی با ایمان و محب اهل بیت است و انگشتری مزین به نام حضرت علی (ع) را به شاهزاده صنم هدیه میدهد. در این داستان تقدم  نجابت و دینداری بر ثروت و مقام مورد تاكید قرار میگیرد. همچنین انتظار هفت ساله صنم نشانه نهایت عشق و محبت در روابط خانوادگی است.

داستان اصلی وكرم در واقع تقابل دو اندیشه تحجر و تساهل دینی است. قراملك كشیش سمبل تحجر دینی است كه به دلیل تعصبات خشك وبی منطق مانع سعادت و خوشبختی اصلی وكرم است . در این داستان سیب منشاء آفرینش  است و اصلی و كرم از یك مبداء و منشاء متولد شده اند. لذا كرم در این داستان به دنبال اصل و همزاد خودش است.

همچنین در داستان سیدی خان وپریزاد بر تقدم نیكویی صفات درونی بر صفات ظاهری وزیبایی صورت تاكید شده است. پریزاد و سیدی خان سمبل نیكو سرشتی و دیانت وعبید وولید و نرگس خاتون سمبل بدسرشتی و دنائت می باشند.   

                                                        

                       

 



برچسب ها: داستان های ایل قشقایی ، فرهنگ ایل قشقایی ،

یکشنبه 9 فروردین 1388

رقص در ایل قشقایی

   نوشته شده توسط: روح الله اژدری    نوع مطلب :موسیقی ایل قشقایی ،فرهنگ ایل قشقایی ،

 دکتر مهدی پیروز نیاigd

یکی از مهمترین آداب و رسوم در میان ایلات و عشایر ایران رقص یا حرکات موزون و ریتمیک می باشد . هرچند رقص درکنارموسیقی به عنوان یک سرگرمی و عاملی روحیه بخش ، نشاط آور و شادی آفرین  مطرح است  که به زندگی سخت و دشوارایلیاتیِ سخت کوش،  رنگ و جلایی خاص می بخشد ، لکن رقص از جنبه های دیگری نیز قابل بررسی  است . رقص به عنوان یک هنر در کنار موسیقی و شعر بیان کننده حالات روحی و وسیله ای برای بیان احساسات و عواطف فردِایلیاتی بوده و نیزابزاری جهت ایجاد ارتباطِ نمادین می باشد .  رقص درهمراهی با قصه گویی ونقالی نوعی نمایش گونه ی پرشور برای جذاب کردن کار قصه گوست و از این جهت  قابل مقایسه با پانتومیم یا نمایش صامت در تئاتر می باشد که در آن فارغ از صحنه آراییهای مرسوم ، تنها با حرکات صورت ، دستها و بدن ، معنایی خاص را به بیننده القا می کنند  . رقص همچنین کارکردهای دیگری مانند برانگیختن حس تعاون و دوستی از یکسو و پرورش احساس رقابت سازنده میان افراد ایل  دارد و سبب آمادگی جسمانی و روانی برای انجام کارهای سخت زندگی کوچ نشینی می شود . باید توجه داشت که در اکثر ایلها و عشایر ایران همچنانکه بخش عظیم ، مهم و سختی از کارها بر دوش زنان است و زنان نیز دوش بدوش مردان و گاهی حتی بسیار فراتر از آنها به کار می پردازند و در تقسیم کار اجتماعی واجد نقشها و جایگاههای مهم و قابل توجهی هستند، درآیینها و رسوم نیز همه ی افراد ایل اعم از مردان و زنان همراهند و اصولا" در رقصها خصوصا" آنها که بازگوکننده ی مفاهیم خاصی هستند، هم زنان و هم مردان دارای نقش برابر می باشند و در رقصهای آیینی همه با هم  می رقصند . این همراهی زنان با مردان در رقص ، در گذشته و تاریخ  تمامی عشایر  به چشم می خورد، لکن در معدودی از عشایر اکنون زنان و مردان در دستجات جداگانه ای می رقصند .
در بررسی رقصهای مختلف در میان ایلات و عشایر ایرانی با توحه به خصلتهای مشترک باید رقص و آداب آن را از جنبه های زیر مورد توجه قرارداده و به این نکات توجه کرد :
1) جنبه های نمادین و مفهومی رقص : رقصها  دارای بار مفهومی و نمادین می باشند بنابراین در بررسی رقصها باید به  جنبه های نمادین رقصها که در حرکات دستها ، پاها و کل بدن قابل استخراج است  توجه گردد. معانی مختلفی دررقصها نهفته است. گاه شکر گزاری به درگاه خداوند گاه ترتیب خاص یکی از کارهای زندگی عشایری مانند پشم چینی گوسفندان یا کارهای کشاورزی ، سوارکاری ، جنگ با مهاجمان فرضی و تهدید آنان در قالب حرکات رقصنده بیان می گردند .
2) جنبه ی تاریخی رقص : رقص مانند دیگر عناصر فرهنگی هر قوم ، ریشه در گذشته ی تاریخی آن قوم دارد و با گذشت زمان مفاهیم و آداب آن به دلایل مختلف تغییر کرده یا تثبیت شده است .رقصهای ایلات و عشایر نیز از این قاعده مستثنا نبوده است وریشه در تاریخ ایل دارد جنگها و تهاجم بیگانگان به ایل از مهمترین عوامل تاریخی است که در رقص ها نمود یافته است. از سوی دیگر با تحمیل یکجانشینی یا تخته قاپو به ایلات از خشونت حرکات و سرعت ریتم موسیقی و رقص کاسته شده است . از سوی دیگر با تسلط اقوام دیگر یا نفوذهای فرهنگی که در پی مغلوب شدن و تحت سلطه در آمدن ایلها در طول تاریخ به وقوع پیوسته است ، تغییراتی پیش آمده و رقصهای کنونی بیشتر آمیزه ای از رقصهای اصیل و عناصر تازه تر می باشند . مثلا" با تسلط اعراب بر ایران یا در طی سلطه ی مغولها تاثیراتی را می توان در رقص ایلات مشاهده کرد . مثلا"جنبه های آماده سازی بدنی وتمرینات دفاعی و جنبه های اسطوده ای تقویت شده است.
3) جنبه ی تعاون و همراهی و هماهنگ کنندگی رقص : رقصها  نوعی هماهنگی و روحیه ی تعاون و همکاری را در شخص ایجاد می کنند . نزدیکی گروه رقصنده با یکدیگر و حرکات یکنواخت و هماهنگ گروه با توجه به تلاشی که هرشخص در طی آن سعی می کند خود را با دیگران هماهنگ کند نوعی روحیه ی برادری و تعاون در میان  افراد ایل پرورش می دهد .
3) جنبه های عرفانی رقص : یکی دیگر از جنبه های قابل تامل در رقص ایلات و عشایر وجود عناصر عرفانی ، رازورزی و گنوسیسم است همچنانکه در سماع سعی بر آن است که با برداشتن پرده ی عناصر مادی مانند زبان و جسم ، بیواسطه و مستقیم به انوار حق واصل شد، گاه عناصر عرفانی و نزدیک به سماع یا رقص عارفانه در رقصها دیده می شود و گاه مانند رقص و آهنگ مرغ حق در عشایر شرق و جنوب خراسان رقص به تمامی در خدمت عرفان و خداجویی بیواسطه استاز سوی دیگر گاه رقص حالت نوعی ریاضت و تزکیه ی نفس به خود میگیرد .
4) جنبه های اسطوره ای رقص ایلیاتی : این نیزاز مهمترین عناصر رقص ایلی است توجه به اسطوره ها و سعی در نمایش داستانها ی اساطیری و حماسی از عواملی است که باید مورد توجه قرار بگیرد .
5 ) جنبه ی آماده سازی بدنی و ورزش برای کسب توانایی  انجام کارهای سخت : رقصها خود نوعی ورزش سخت و آماده کننده ی بدن برای انجام کارهای سخت هستند و در طی آن همانند نوعی ورزش بدن پرورده می شود و به آمادگی لازم جهت انجام امور و کارها می رسد . در رقص چوب بازی که علاوه بر خراسان در بسیاری ایلهای دیگر مثل بختیاری ها و قشقایی ها انجام می شود ریشه و بنیاد رقص به زمان تسلط مغولها به ایران می رسد که افراد ایل در طی رقص با چوب توانایی دفاع و حمله را می آموزند و در آن تبحّر می یابند .
6) جنبه ی رقابت رقص : در  رقصها ی عشایری نوعی حس رقابت برانگیخته میشود که سازنده است و بهشخص انگیزه می دهد تا با جدیت کوشش و تمرین بیشتر مهارت خود را ارتقاء بخشیده خود را به موقعیت مرتبه ی اول و بهترین رقصنده نزدیک کند . رشد روحیه ی رقابت از رقص به کارهای دیگر کشیده می شود و به افراد انگیزه بری تلاش بیشتر و انجام بهتر کارهای ایل می دهد .
7 ) جنبه شادی ، سرگرمی و آیینی در مراسم های خاص از آنجا که زندگی کوچ نشینی زندگی سخت همراه با انجام کارهای طاقت فرساست این نوع زندگی نیازمند کسب روحیه و استفاده از عناصر شادی بخش و سرگرم کننده است در زندگی ایلی هر لحظه می تواند حوادث سخت و جانفرسایی در بر داشته باشد از سوی دیگر در کنار روزهای سخت و پر کار زمانهایی نیز فرا می رسد که در ییلاق یا قشلاق ایل کار چندانی برای انجام ندارد این درست فرصتی است که در عروسیها مراسم ختنه سوران و دیگر آیینهای سرور و شادمانی و سرگرمیها فرصت بروز می یابند مهمترین سرگرمیهای ایلی را می توان در رقصها و بازیها دید . عناصر مشترک بسیاری مابین رقصها و بازیها وجود دارد در میان عشایر فارسی زبان خراسان به رقص ، واژه ی بازی اطلاق می شود در عین اینکه بازی یا رقص بسیار جدی گرفته می شود و گاهی حتی نوعی عبادت ، دعا یا طلب حاجتی از آفریدگار به حساب می آید .
8 ) جنبه ی موسیقایی و ریتمیک : همراهی سازهای خاص در هر ایل که نشان از روحیات خاص با رقص  و هماهنگی سازها و فراز و فرود آن در هماهنگی با موسیقی و سازهای خاص هر ایل
9 ) جنبه ی منعکس کننده ی روحیات خاص هر ایل که علاوه بر رقص در اشعار خاص هر ایل نیز قابل دستیابی است  
10 ) جنبه های دینی رقص : رقصهای ایلی گاه حالت عبادت  یا طلب حاجتی به خود می گیرد مانند رقص طلب باران در عشایر جنوب خراسان . در برابر چنین رقصهایی معمولا" نه تنها رقصنده بلکه دیگر افراد  حاضردر صحنه نوعی حالت احترام و اعتقاد قابل رویت است . این رقصها بسیار جدی گرفته می شود و همگان در انجان آن که نوعی عبادت به حساب می آید همکاری می کنند
11 ) جنبه ی بخاطر سپاری کارها یا آیینهای خاص : دررقصهایی که این جنبه در آن دیده میشود نوعی کار ، فنّ یا مراسم خاص با دقت و وسواس کامل به اجرا در می آیند این رقصها همچنین نوعی کارکرد آموزشی برای جوانترها دارند و شخص را برای انجام یک کار یا آیین خاص آماده می سازند مثل رقص شالیکاری در مازندران و یا رقص قاسم آبادی در گیلان یا رقص خوشه چینی در فارس یا رقص گندمکاران در عشایر خراسان . در رقص قاسم آبادی مراحل کامل نشا کردن برنج و مراحل دیگر برنج کاری به ترتیب و بطور کامل اجرا می گردد .
اکنون می پردازیم به ذکر نمونه های از رقصهای ایلات و عشایر ایران :
رقص در ایل بختیاری :
رقص در ایل نشانی از هم بستگی ، اتحاد و عاطفه است ، همه می رقصند دست در دست و دوشادوش یکدیگر . اگر رقص فردی هم باشد به منظور زورآزمایی است همانند چوب بازی که نوعی نشان قدرت واعتماد است ، آن هم همراه با موسیقی پرتحرکی که یادآور جنگ و ستیز است.
از رقصهای رایج و پرتحرک بختیاری رقص « سه پا » را باید نام برد ، در این رقص زن و مرد با نوای توشمالان می رقصند ، سه قدم برمی دارند بعد یک پا را جلو می گذارند و یک دست را پایین و دست دیگر را بالا نگه می دارند ، این حرکت با نظم و ترتیب خاص تکرار می شود .
از دیگر رقصهای مرسوم ومعروف در ایل بختیاری  رقص گروهی «جیران ، جیران» است که گروهی است و مردان و زنان باهم در آن شرکت می کنند و می رقصند .
ازدیگررقصهای گروهی بختیاری ها که درآن حرکات دست و پا بسیارسریع بوده و نیازمند قدرت وانعطاف بدنی بسیار است رقص « هی دته » می باشد که همراه آهنگی ریتمیک اجرا می شود
از جمله رقصهای دیدنی بختیاری ها که کم وبیش با اشکال مشابه و اندک تفاوتی در اکثر عشایرایران موجود است رقصی است با نام رقص آهنگ مجسمه - مشابه این رقص در نواحی لرستان با نام  «  خُوس »  یا « خَسَه » و در خراسان و ایلات کرمانج که طایفه ای کرد هستند در شکلی مشابه انجام می گردد . در طی این رقص که با نوای سازهای نوازندگان ( توشمالان در میان بختیاری ها ) و همراه فراز و فرودهای موسیقی به تناوب اوج می گیرد وفروکش می کند زنان و مردان همراه هم ، می رقصند . توشمالان در حین اجرای آهنگ به ناگاه نوای موسیقی را قطع می کنند و در این حال رقصندگان باید مانند مجسمه بایستند و تکان نخورند . در این حال عده ای با دادن انعام و شیرینی از توشمالها می خواهند تا مجددا" بنوازند به این ترتیب نوای موسیقی با ردیگروبه ناگاه آغاز شده واین فرازوفرودها ادامه می یابد.لازم به توضیح است که نوازندگان و خوانندگان که حافظان فرهنگ موسیقایی و اشعار محلی هستند و سینه به سینه این فرهنگ شفاهی را حفظ می کنند در هر ایل با اصطلاحی خاص خوانده می شوند و در ایل بختیاری به طور کلی به آنها توشمال می گویند . هفت لنگان به آنها « توشمال » یا « میشکال »  و چهارلنگان به آنها   « خطیر » می گویند . در ایل بختیاری هر طایفه و تیره ای توشمال و خواننده ی خاص خود را دارد تا همواره همراهشان اشند و در مراسم سوگواری و شادی کوچ نشینان را همراهی کنند . توشمالان در ایل بختیاری ، زنان و مردانی عاشق پیشه و شاعر مسلک هستند که بیشتر اوقات زندگی شان صرف ساختن ابیات ، لطیفه ها ، متلها و ضرب المثلها می شود و در واقع یکی از مهمترین اقشار پدیدآورنده و نگاهدارنده ی آثار و ادبیات عامیانه و فولکلور این سرزمینند . در مجالس رقص بختیاری ؛ زنانِ توشمال با صدای گرم و گیرای خود اشعار و ترانه هایی را در متن آهنگ نوازندگان ، می خوانند و مردان نیز با ابیات دلپذیر و شورانگیزی به آنها پاسخ می دهندو بسته به نوع مراسم در حاضران شور و حال پدید می آورند .
در بررسی اجمالی رقص و مراسم آن و رفتارشناسی متقابل نوازندگان ایلی و سایر اعضای ایل و ریشه های تاریخی رقص در ایل بختیاری به اختصار می توان این نکات را مطرح کرد :
 رقص نمادی از وابستگی های عاطفی اعضای ایل ،اتحاد ،همدلی و  هماهنگی اعضای   طایفه وایل است .رقص دسته جمعی اعضای ایل در کنار یکدیگرنشانگر آن است که تمامی اعضا در برابر هر عامل خارجی متحد و یکپارچه اند و در حفظ داشته های فرهنگی یکدل و مصمم .
حضور مردان و زنان در رقص همراه و همپا ، کارکرد زنان در انجام امور ایل و احترام متقابل مردان ایل به آنان را می رساند .مردان ایل در همراهی زنان در رقصهای نمادین نشان می دهند که از نقش موثر زنان در فعالیتهای اجتماعی و فنی ایل آگاهند و برای آن ارزش قائلند . حضور زنان این مطلب را می رساند که مردان و در مجموع تمامی آحاد عضو ایل ، ضمن برخورداری از زحمات زنان ، آن را برای هر بیننده ی خارجی مطرح می کنند و تمایل دارند تا این موضوع به خوبی روشن شود که زن و مرد ایلیاتی در کنار هم امورایل را به انجام می رسانند و به یک اندازه در آینده ی ایل موثرند . حضور زنان در جمع توشمالها یا خوانندگان ایل نشان از اجازه ی ابراز وجود و بیان احساسات ، عواطف و عقاید زنان در ایل دارد .
چوب بازی که معمولا" مردان در آن شرکت می کنند ، نشانه ی وجود مردان دلیری است که در حفاظت از قلمرو ایل ،مصمم و توانایند . این مسئله از یکسو به اعضای ایل امنیت خاطر می دهد و شبهه ی امکان تجاوز به حدود ایل را ،از هر بدخواه خارجی می گیرد .   
موسیقی و رقص در ایل بویراحمد :
ایل بویر احمد همانند بیشتر ایلها وکوچ نشینان ایرانی برای موسیقی ورقص اهمیت بسیاری قائلند . کارکرد موسیقی و رقص در ایجاد یکدلی و اتحاد در بین اعضای ایل و حفظ سنتها و آداب و آیینهای ویژه ایل که سبب تثبیت و تمایز هویت فرهنگی ایل می گردد ، از مهمترین دلایل ماندگاری موسیقی ، اشعارو ترانه ها و رقصهای ویژه ی بویراحمدی هاست . سختی زندگی معیشتی ایلیاتی و تهاجم های گسترده به قصد یکجانشین کردن ( تخت قاپو ) و کنترل عشایر در یکصد سال اخیر و نیز ایجاد اختلاف در میان عشایر که در تاریخ عشایر ایران مهمترین راه کنترل عشایر از سوی حاکمیت مرکزی بوده  و جنگهای خونین بین عشایر را سبب گردیده است ، موسیقی و رقص ها را در عشایر ایران خصوصا" بویر احمدی ها به شکلی حماسی  درآورده است . همانند بختیاری ها موسیقی حماسی و ریتمیک همراه با ترانه ها یی که در وصف شجاعت و دلاوری و جنگ برای حفظ شرافت و هویت ایلیاتی سروده شده است و رقصهایی که در بسیاری از موارد حاکی از وجود قدرت بدنی نفرات و توان جنگاوری ایل است ریشه در این دوره های خاص جنگ و نبرد دارد .
بویر احمدی ها برای بخشی از ابیات شعرهای خاص ومعروفشان ، آهنگهای ویژه ای دارند ، این آهنگها را « قس »  می نامند . از مهمترین ومشهورترین قسها می توان به قس برنو و قس یاریار اشاره کرد . این ترانه ها ( مجموعه ی یک بیت خاص و قس آن ) محتوای حماسی ، عاشقانه یا در وصف طبیعت یا محیط و ایل دارند . از سوی دیگر موسیقی حزن انگیزی نیز به نام « تول چپ » دارند که در عزاداری توسط مهتر نواخته می شود .
در ایل بویراحمد زنان بیشتردررقص به هنگام شادی شرکت می کنند و مردان بیشتر در رقصهای حماسی و جنگاوری مثل رقص چوب شرکت می نمایند . از رقص های معروف بویر احمدی ها می توان به چوب بازی ، رقص چوبی ، رقص دوپا ، رقص سه پا ، رقص صددستمالی ، رقص یلعبه ، رقص بختیاری ، رقص نرمه نرمه و رقص ترکی شاه فرنگی اشاره کرد .
رقص در ایل  قشقایی :
ایل قشقایی از ایلهای بزرگ کشور ایران است که در واقع کنفدراسیون بزرگی متشکل از طوایف مختلف است . رقص چنانکه گفته شد در ایل قشقایی نیز نشانه و نماد همبستگی ، اتحاد و دوستی است . درهنگام رقص همه دست در دست هم و دوشادوش یکدیگرند . در بین عشایر قشقایی رقصهای گوناگونی معمول است که در تمامی آنها زنان و مردان در کنار یکدیگرند و تقریبا" در اکثر رقصهای قشقاییان زنان و مردان هردو حضور دارند . در جشنها مردان و زنان هریک دو دستمال در دست می گیرند ، پیرامون یک دایره ی بزرگ ایستاده و با آهنگ کرنا و دهل ضمن تکان دادن دستمالها با حرکات موزون پیش می روند . چوب بازی که رقصی معمولا" مخصوص مردان است بدین ترتیب انجام می گیرد که طبال بر طبل می کوبد و کرنازن در ساز خود می دمد زنها حول یک دایره ایستاده کل Kel   می کشند و مردان در میان به چوب بازی یا رقص « در مرو » می پردازند . در این بازی مردان دوبه دو با چوبهای کوتاه و یک چوب بلند با یکدیگر می رقصند و مبارزه می کنند همراه با آهنگی که به تدریج اوج می گیرد و ریتم آن تندتر می شود سعی می کنند تا با زدن چوب به پای حریف چوب بلند را تصاحب و حریف را از میدان بدر کنند و بدین ترتیب رقص ادامه می یابد تا برنده ی  نهایی مشخص گردد . استفاده از لباسهای با رنگهای متنوع و شاد و دستمالهایی با رنگهای زیبا و رنگارنگ زیبایی رقصهای هنرمندانه ی قشقایی را دو چندان می کند .
همانگونه که گفته شد بدلیل جنگها و مصائب ناشی از آن و حضور کوچ نشینانی همچون ایل بختیاری و بویر احمدی و ... در مناطق استراتژیک برای دولت مرکزی ایران و راهها و جاده های بااهمیت کشور ،موسیقی و رقص در میان این ایلات بیشتر رنگ و بوی حماسی و جنگاوری دارد . اما از دیگر موسیقی و رقصهای قابل تامل در میان ایلات و عشایر  ایران زمین ، موسیقی و رقصهای مرسوم در منطقه ی شرق ایران یا ایلات و عشایر استانهای شرقی شامل خراسان و سیستان و بلوچستان می باشد که بیشتر مفاهیم عرفانی را در بر می گیرد . رقص در این ایلات سوای رقص چوب و برخی رقصهای حماسی بیشتر همراه با چکامه یا چامه یا چهاربیتی های عرفانی که با سوز خاص و همراه سازهایی چون دوتار نواخته می شود ، نمادینه هایی از مفاهیم نیاز و طلب ، عشق و آرزو ، حرمان و جدایی و عبادت و پرستش عرفانی را به نمایش می گذارد و گاهی بسیار به سماع دراویش نزدیک می گردد . از مهمترین این رقصها می توان به پرستش یا عبادت مرغ حق ، نوایی یا ناز لیلی ، پرواز سیمرغ و نار حق اشاره کرد که علاوه بر زیبایی اعجاب انگیز هنر رقصندگان آن ، گنجینه ای گرانبها از چکامه های سروده شده توسط شاعران تاریخی این سرزمینها و حفظ سینه به سینه ی آنها می باشد که معمولا" با سوز و گداز فراوان در سکوت ساز یا در لحظات فرود آهنگ ، خوانده می شود و سپس موسیقی اوج می گیرد و رقصنده که در اصطلاح محلی به او بازیگر می گویند به پرواز در می آید . بسیاری از بازیگران عشایر شرق ایران خصوصا" در خراسان بازی ( رقص ) را نوعی عبادت می دانند و پیش از آغلز آن وضو می گیرند و نماز می خوانند .
علاوه بر رقصهای عرفانی در میان عشایر و ایلات خراسان ، نیز رقصهای شاد و نشاط انگیزی همچون رقص چوب و رقصهای دیگری که با نوای دهل و سرنا یا دوتار همراهی می شود وجود دارد که بیشتر در اعیاد و جشنها و پایکوبیها از آنها استفاده می شود . بخشی از این رقصها به همراه شعر و آهنگ ِ زمینه شان بیان کننده ی حماسه هایی پرشور از سرداران و قهرمانان تاریخی و مردمی این سرزمین است .
 بی شک رقص و ترانه های محلی عشایر بخشی از گوهر گرانبهای فرهنگ و فولکلور این سرزمین است که نشان از مردمی صبور،  سلحشور، سخت کوش ودو ستدار آب و خاک سرزمین مادریشان ایران بزرگ دارد و نشان دهنده ی سابقه ی تاریخی فرهنگی غنی و غرورآفرین در این سرزمین است .کنکاش در هر بخش از هنر اصیل ایرانی به یقین به خوبی نشان از این موضوع دارد که هرگاه فرهنگ اصیل ایرانی که ریشه در تاریخ باستانی آن دارد ،از زیر یوغ اسارت و تهاجم فرهنگهای دیگر خارج شده و فرصت نفس کشیدن یافته ، مفاهیمی سرشار از انسانیت و احترام به انسان و خصوصا" توجه به برابری و حقوق تمامی اقشار جامعه ی بستر و به ویژه احترام و رعایت حقوق زنان به عنوان یکی از کلیدی ترین و مهمترین پایه های جامعه رخ نشان داده است . در یک کلام هر بخش از فرهنگ ایران زمین نشانگر بخش دیگری از عظمت روح انسانهای پدیدآورنده آن است . انسانهایی عاشق که همیشه واژه ی انسانیت را اعتلا بخشیده اند

 


برچسب ها: رقص در ایل قشقایی ، ایل قشقایی ، رقص ، ایل ، قشقایی ، فرهنگ ایل قشقایی ،

دوشنبه 3 فروردین 1388

شناختی از ایل قشقایی

   نوشته شده توسط: روح الله اژدری    نوع مطلب :ایل قشقایی ،

    

          تحقیقی از : محبوب زوار

« برای شناخت هر جامعه ای ، موقیت زیستی و تأثیرات محیط در روند تكامل حیاتی آنان اهمیت زیادی دارد ، زیرا دانشمندان جامعه شناس از دیرباز عدم رشد تمدن و پیشرفت انسانها را در بعضی از جوامع عقب مانده تنها به شرایط جغرافیایی و اقلیمی آنان وابسته دانسته اند.

گروهی معتقدند كه محیط طبیعی انسان و خصوصیات نژادی شرایط زندگی اجتماعی را تعیین می كند . ایل قشقایی هم همچون دیگر گروهها از تاثیر عوامل طبیعی بر كنار نبوده و از این قاعده مستثنی نیست . محیط طبیعی و تحولات فكری مردم قشقایی به خوبی توانسته به شهر نشینی و تمدن آنها كمك كند ، اما موقعیت شغلی و نوع خاص زندگی به شبانی عادتشان داده ، اگر چه عده ای به شهرها مهاجرت كرده اند ، اما اكثریت هنوز به صورت چادرنشینی زندگی می كنند و در كوچ دائم هستند .

انسان هر چه ابتدائی تر باشد ، بیشتر می تواند عناصر محیط طبیعی را در خود منعكس سازد . كوهستانهای سرسبز و دشت های وسیع ، گروههایی را به دامداری كشانده و موقعیت شغلی و راه امرار معاش زندگی پرتحرك شبانی را برایشان به وجود آورده كه نتیجه اش مردان خشن ، جنگی ، دایره های سركوبگرانه و اخلاقیات خاص است .

بر طبق یك اصول كلی ، ابزار كار و وسائل زندگی مستقیماً با مشخصات محیط زیست رابطه دارد ، به طوریكه مردم كوهستان در غار ، و مردم جنگل در پناه درختان و مردم سیار ایل قشقایی در زیر سیه چادرهای سیاه و بر حسب منابعی كه در دست دارند زندگی می كنند و ابزار زندگی را می سازند .

پیوستن عده ای از مردم ایلات به شهرها و پیشرفت آنان در زمینه های مختلف علمی و تغییر خصوصیات اخلاقی آنها نشان می دهد كه رابطه انسان و محیط طبیعی اش كاملاً منطقی است و چه بسا دو یا چند قبیله و نژاد مختلف در یك نقطه جغرافیایی زندگی می كنند ولی رفتار اجتماعی آنان متعادل و یكنواخت است.

3

 

معمولاً طبیعت ، نیروهای خود را به انسان تقدیم می كند ولی هر جامعه ای موافق فكر و فرهنگ خود از این نیروها بهره می گیرد ؛ اینكه چرا اكثریت مردم این قشقایی از خانه بدوشی دست بر دار نیستند ، امری است كه تا حدودی به فرهنگ فكری و اوضاع اقتصادی زندگی شبانی آنان بستگی دارد . در این مورد طبق تحقیقات و بررسیها حدود 80% مردم ایل نمی دانند وقتی به شهر رفتند از نظر مادی و امرار معاش ، چه كاری باید انجام دهند ، زیرا خود می دانند در حرفه ها و مشاغل شهری و تكنیك و فنون جدید مهارت ندارند و 20 % بقیه آنقدر دچار فقر فرهنگی هستند كه فكر می كنند هدف خلقت آنان فقط حركت و كوچ و رنج و زحمت و این نوع زندگی بوده است .

ظاهراً مردم شهر نشین فكر می كنند عشایر سیار در یك محیط طبیعی باز و آزاد و پر از نعمات زندگی می نمایند ، اما واقعیت چیز دیگری است . فقط عده قلیلی از نظر غذا و بهداشت ممكن است مشكلی نداشته باشند ، بقیه بر طبق اصل جبر طبیعت و سرنوشت تاریخی آن كوچ دائم را با تمام مشكلات و كمبودهای آن برگزیده اند.

كوهپایه های جنوبی زاگرس و جلگه های همجوار آن تا دشت های شمالی فارس و دامنه های زرد كوه در مسیری كه حدود 600 كیلومتر مسافت دارد ، سالیانه دوبار توسط این كاروان بزرگ یعنی چادرنشینان قشقائی پیموده می شود و گاه بنابر موقعیت جوی این فاصله تا دوبرابر افزایش می یابد . ذكر چگونگی كوچ و مناظر طبیعی این مسافت طولانی ، جالب توجه است ، زیرا این مناظر و چشم اندازهای كوهستانی و دره های صعب العبور ، در طرز زندگی و اخلاق مردم و اوضاع اقتصادی ایل اثرات فراوانی داشته و دارد .

ایل قشقائی كه قوم ابتدائی و عقب مانده ای است ، در سرزمین های خشك جنوب به اقتضای فرهنگ ساده خود و مطابق با خصوصیات محیطی خویش زندگی می كند ، طی صدها سال تغییر قابلی نكرده و هنوز هم برای تامین خوراك دام تمامی سال در كوچ است و از چهارپایان برای حمل و نقل استفاده می كند ، چادرهای ساده قدیمی هنوز خانه و آشیانه
مردم ایل است و قوانین خاصی كه برای خود داشته اند هنوز جاری است .

وقتی تاریخ تكامل اجتماعی آنان را بررسی كنیم ، می بینیم كه بایستی حداقل نوع دامداری سیار آنها تغییر كرده باشد ، زیرا آنان ، بخوبی قادر بودند زمین های مسیر خود را در اختیار بگیرند و یا با قیمت مناسب خریداری نمایند . اما جز معدودی انگشت شمار ، بقیه حتی از مراتع طبیعی هم محرومند .

محرومیت از فرهنگ اجتماعی و پیشرفت های اقتصادی موجب عقب ماندگی فكری و ذهنی می گردد ، چادر نشنینان قشقایی كه دچار ركود فكری هستند ، متجدد نیستند ولی بینش والا و روشنگری دارند ، كه تا حدی تحت تاثیر احساسات است و اندیشه احساسی بر تفكر عقلانی و منطقی میچربد .

همانطوری كه انسان متمدن و متجدد تفاوت دارند ، هر جامعه دور از فرهنگ مادی را نمی توان بی تمدن خطاب كرد . هر جامعه متمدنی ، ماشین ، برق ، اسلحه ، دارو ، دكتر و .... دارد ، ولی هر جامعه ای كه اینها را دارد متمدن نیست ، زیرا با تغییر وسایل زندگی و تجملات ، بینش ها عوض نمی شوند ، فقط ذوق انسان تغییر می كند و به قول معلم شهید دكتر علی شریعتی « متجدد بودن ، تغییر ظاهری وسایل زندگی است ، ولی متمدن بودن تغییر تفكر انسان است . »

قشقایی ها هیچگاه بدنبال تجدد نبوده اند ، زیرا اخلاق و روند زندگی آنها با اینگونه مسائل كاملاً مغایرت داشته است . »

قشقائیها از كجا به فارس آمده اند؟

« تاریخچه ایل قشقایی مبهم است و بدرستی معلوم نیست از چه زمانی و از كجا و بر اثر چه عواملی به فارس كوچانده شده اند و نظریه های مختلفی در این مورد وجود دارد.

میرزا حسن فسائی در فارسنامه ناصری می نویسد : « قشقائیها گروهی فراری و از گریختگان هستند كه واژه قاچ قایی ریشه كلمه قشقایی است . »

بارتولد محقق روسی قشقایی ها را صاحبان اسب یا گوسفند پیشانی سفید (قشقا) می داند .

برخی محققین هم كاشغر را مركز اولیه قشقاییها می دانند و كاشغری یا قشقری به قشقایی تبدیل شده .

گرهارد دوفر قشقاییها را همزمان با اتابكان سلغری می داند .

ابرلینگ قشقاییها را یكی از طوایفی می داند كه در پی هجوم غزنویان و سلجوقیان به خاورمیانه آمده اند.

آنچه مسلم است مهاجرت قشقاییها از نواحی شمال یكباره انجام نشده و تیره های مختلف ترك زبان به تدریج و كم كم در فارس جایگزین شده اند .

قشقایی در حدود قرن دوازدهم ، تحت لوای جانی آقا قشقایی به صورت یك ایل واحد در بسیاری نوشته ها و با اسناد معتبر دیده شده است . نظام ایلی در میان قشقاییها در اواخر صفویه به وجود آمد . اولین گروه قشقایی در فارس ، فارسیدانها بوده اند كه ابوالقاسم بیگ بر علیه شاه عباس اول ، با یعقوب خان ذوالقدر همراه می شوند اما این قیام در هم شكسته و ابوالقاسم بیگ محكوم به مرگ می شود .

قشقایی ها اصلاً ترك زبان هستند اما تعدادی از لرها و لك ها نیز با آنان آمیخته شده اند كه از آن جمله است :

تیره های كرونی ، بیگدلی ، گشتاسی در كشكولی بزرگ . تیره های فیلوند ، لر ، لك در كشكولی كوچك .

جامه بزرگی و فیلی در ایل عمله . تیره لك و وندا در ایل دره شوری .

ابیوردی «بلوردی » در طوایف كشكولی ، عمله و دره شوری . اینانلو در برخی طوایف . نفر در كشكولی كوچك و عمله . شاهی لو در طایفه عمله از افشار . قتلو از ایل افشار كرمان . عرب چرپانلو كه با شش بلوكی ادغام شده از اعراب . بیات از كردها . بولی و ددكه ای از آق قویونلوها. خلج كه از تركان غز هستند و در قرن چهاردهم پس از سلسله غزنویان پراكنده شده و قسمتی از آنها در خلجستان ساوه ماندگان شدند و گروهی در ایل قشقایی تحلیل رفته قسمتی هم در منطقه قونقری و بوانات ماندند.

قشقائیها از لحاظ طبقات به :

× ایلخانان و بستگان آنها . كلانتران ، كدخدایان ، ریش سفیدان ، رؤسای بنكوها و تیره ها . – افراد عادی – رعایای طوایف و تیره ها . – كارگران ، كولی ها ، غربت ها و چنگی ها تقسیم می شوند .

قشقائی ها مردمانی هنرمند و هنر شناس بوده و كارهای هنری آنها سالهاست كه شهرت جهانی كسب كرده و به جرأت می توان گفت قالی و گلیم قشقایی رقیب و نظیر ندارد.

لباس قشقائی نمونه ای از هنر ماندگار این ایل است كه در نمایشگاه لباس كانادا مقام اول را به دست آورده است . محبوبیت این لباس تا آنجاست كه پرچمداران سمینارها و اردوها به
جهت زیبایی و پوشش ، از این لباس استفاده می كنند .

دستبافتهای قشقایی چندین بار در نمایشگاههای جهانی رقبای خود را از میدان خارج كرده است .

مسكن ساده ایلی كه مناسب زندگی كوچ نشینی است ، با دست توانای زنان ایل ، با زیباترین و مقاوم ترین شكل از مواد اولیه دامی بافته می شود .

هنر سواركاری و تیراندازی این مردم سخت كوش در طول تاریخ زبانزد بوده است .

به طور كلی آثار زیبایی را می توان به وسیله دو حس بینایی و شنوایی درك كرد كه این آثار ( هنرها ) را به سه دسته تقسیم می كنند :

 

1- هنرهای تجسمی (بصری ) :

كه رنگها و شكلها را می نماید . مانند نقاشی ، خطاطی ، معماری كه قشقائیها به علت داشتن مساكن سیار نیازی به معماری و یا آشنایی با آن نداشته اند اما در هنر خطاطی و نقاشی گروهی كه موقعیت آنها از نظر اقتصادی و اجتماعی ایجاب می كرد مهارت پیدا كردند .

 

2- هنرهای سمعی :

          كه این هنرها به وسیله الحان و كلمات جلوه گر می شوند و جنبه های تخیلی و ارزنده ای دارند . مانند موسیقی و شعر و سخنوری . مردم ایل با موسیقی بزرگ شده اند و موسیقی اصیل زبان دوم آنهاست . محیط باز و آرام طبیعت و نواهای روح پرواز صدای چهچه پرندگان خوش الحان گرفته تا نی لبك چوپانان خلق و خوی شان را اینچنین پرورش داده است .

3- هنرهای سمعی و بصری :

          در این هنرها زیبایی از یك طرف بوسیله الحان و كلمات و از طرف دیگر با رنگها و شكلها واقعیتهای طبیعی نشان داده می شوند كه این هنرها از دو نوع دیگر قویتر و ارجح تر است . مانند رقص ، موزیك ، تئاتر ، سینما. »

تزئینات و زیورآلات ایل قشقایی

 

      «در جامع كوچك ایل برخی هنرها ، از گذشته دور راه تحول و تكامل خود را پیموده و امروز نامی آشنا بر زبانهاست . اما در مواردی هم ممكن است بعضی از كارهای دستی كوچك تحولی نداشته و یا به علت ورود مردم به جامعه متمدن امروزی و زندگی شهرنشینی دچار ركود شده باشد . از آن جمله است هنرهای تزئینی ایلات . زیرا این ساخته ها در زندگی ماشینی كمتر مورد استفاده است و با پیدایش ماشین تزئینات دستی كاربرد كمتری دارند و اغلب به علت دشواری در ساختن و پرداختن و وقت گیر بودن آنها گران تمام می شوند و چون گران هستندطرفداران كمتری دارند. از آنجا كه ماشین ها همیشه صنایع انبوه تولید می كنند،.

این ساخته ها مقرون به صرفه نیستند و مشتری زیاد نخواهند داشت . در دنیای ماشینی امروز بالا رفتن تورم موجب شده كه به تزئینات سنتی كمتر توجه شود مگر در موارد استثنائی . هنرهای تزئینی مردم ایل در حال حاضر به سبب گرفتاریهای زندگی و مشكلات اقتصادی تقریباً به حالت ركود باقیمانده است .

          دستكارهای تزئینی مردم ایل قشقایی را می توان چنین خلاصه كرد:

 

تزئینات مخصوص زنان

كه شامل : گردنبند مهلو ، گردنبند میخك ، گردنبند مهره ای ، عنبردان ، قاب قرآن ، النگو و دستبند مهره ای ، گیسوبند ، بازوبند و آفتاب گردان .

 

تزئینات خردسالان

كه شامل : دعابند ، گل نمك ، مهره مار ، ناخن پلنگ ، صدف و طلسم .

 

تزئینات لباس زنان


ادامه مطلب

برچسب ها: ایل ، ایل قشقایی ، فرهنگ ایل قشقایی ، لباش زنان ایل قشقایی ، اداب و رسوم ایل قشقایی ، شناخت ایل قشقایی ، هنر در ایل قشقایی ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic