یکشنبه 26 مهر 1388

بیژن بهادری كشكولی نقاش یادها

   نوشته شده توسط: روح الله اژدری    نوع مطلب :فرهنگ ایل قشقایی ،

مطلب ذیل از وبلاگ تركان قشقایی نقل شده است

بیژن بهادری کشکولی از قوم نگارانی است که زندگی و فرهنگ ایل قشقایی را به تصویر کشیده است. سبک نقاشی های او به هنر نائیو شبیه است، سبکی که «مکرمه قنبری» زنی روستایی در شمال ایران، نقاشی هایش را خلق می کرد. او با استفاده از رنگ های درخشان، ساده انگاری در فرم ها، پرسپکتیوهای غیرطبیعت گرایانه، استفاده از زاویه دیدهای رو به رو و نماهای دور، ایجاد ریتم و آهنگ با استفاده از رنگ و فرم و کنتراست، فضایی پر تحرک و پر انرژی خلق کرده است که راز حیات ایل قشقایی در سالیان دراز است: «حرکت برای زندگی». و طلایه داران این حرکت، چنان که در آثار بهادری نقش بسته است زنان ایل قشقایی هستند. بیژن بهادری کشکولی این رازسالیان را بر بینندگان آثارش می نمایاند. اثار او تاکنون در نمایشگاه های متعددی در ایران، فرانسه، انگلستان، هلند و ترکیه به نمایش گذاشته شده است.

در یکی از سیاه چادرهای ایل قشقایی به دنیا آمده است، شاید 80 سال پیش. خود میگوید 70-60 سالی سن دارد اما ایران بی بی، همسرش، به طعن می گوید 70-60 سال؟ 90 سال را دارد.

بی شک ازپستان های غرق میخک و مهلو شیر خورده، در بستری از گُل نمک، صدف، مهره مار و ناخن پلنگ خفته و در خواب از رشته های ظریف ابریشمی گیسوبند مادر بالا رفته و به چشم دیده است شگفتی زندگی «زنان و مردان ایل را که بر پشت اسب ها به دنیا می آیند، بر زین می زیند و در راه جان می سپارند». بی شک کودکی خود را بر ترک اسب نوعروسان در کوه و دشت و باغ های گبه و گلیم های قشقایی گذرانده که سرمست و شادمانه می گوید:

عاشق نقاشی بودم. در ایل وسایلی نبود حتی یک مداد سیاه. روی تخته سنگ های صاف با سنگریزه ها طراحی می کردم. اسب و بز و شتر می کشیدم. ایلیاتی ها نقاشی هایم را به هم نشان می دادند و می گفتند ببین چه شبیه اسب و شتر کشیده و با زبان ساده ایلیاتی مرا تشویق می کردند. بعدها روی کاغذهای سفید و آبی که دور کله قندهای بلژیکی پیچیده بود، نقاشی می کردم. رنگ هم که نبود، از شیره گیاه بلوط استفاده می کردم. علف را می کوبیدم فکر می کردم رنگ سبز به دست می آید ولی وقتی خشک می شد، رنگ اش سبز نبود. امکاناتی نبود اما نقاشی را دوست داشتم. رئیس ایل مان، الیاس خان کشکولی، آدم فرهنگ دوستی بود، تلاش کرد تا نقاش خوبی شوم. من را دوست داشت، کارهایم را به همه نشان می داد. من را به مدرسه فرستاد و توانستم فارسی حرف بزنم. او من را زنده کرد. من را به محمد بهمن بیگی معرفی کرد. معلم هنر شدم و به بچه های ایل نقاشی و خط درس دادم

از آن پس دیگر توانست آبی ترین آبی آسمان ایل را نقاشی کند، «به نوای موسیقی ایل قشقایی که از پستان نجیب و سخاوتمند طبیعت شیر می نوشد و جان می گیرد گوش سپارد» و بر سر سفره چنگی ها، عاشیق ها ، ساربان ها و چوپان ها نشنید و با جادوی واسونک ها (آهنگ رقص و شادی زنان )، کاکام ها (آهنگ ماتم و عزا) کوراوغلو (آهنگ شور و هیجان)، غریب و صنم (آهنگ عشق و شوریدگی)، گدن آغورایل (آهنگ هجران و دربه دری)، گرایلی و خاور (آهنگ سوز و گداز) و جنگنامه ها (آهنگ رزم و حماسه) به سفری شگفت رود و با کوله باری از رنگ و نقش به میان ایل بازآید.

نقاشی های من زندگی ایل را روایت می کنند: زنان و مردان و کودکان، کوچ، شکار، چوب بازی، برپاکردن چادرهای زمستانی و تابستانی در ییلاق و قشلاق. رقص و دستمال بازی، گلیم و گبه بافی، پشم ریسی، اسب سواری، پختن غذا، یاغی گری و جنگ و آشتی طایفه ها. طبیعت و جانوران منطقه و یا مراسم طلب باران که در آن مردم برای یک نفر سیبیل و ریش می گذارند تا به میان جمع آید و بخواند:

کوس گلینم - شاخ زرینم - باد آوردم، بارون آوردمهیچی نمی خوام، شیرینی می خوام

شیرینی اش هم آرد گندم بود که به او می دادند. مردم اعتقاد داشتند که خدا به حرف های او گوش می دهد و باران را می فرستد. اما از همه بیشتر ...»

عشق و عاشقی اما قصه دیگری است. آنگاه که سر کوه های بلند، بر فراز دره خسرو و شیرین آهویی می بینی گریزپا، برابر خورشید و ماه؛ با تن پوشی از تافته زرین. پرس و جو می کنی، می گویند بانوی بانوان است ، دختر ایلخان است؛ با رشته هایی از یاقوت و دلربا و مرجان و کهربا بر تن.

نمی دانیم کجا و چه وقت بیژن خان و ایران بانو مهرشان بردل هم می نشیند، اما می دانیم که ایران بانو تک سواری بر گردونه باد بوده است.

نمی دانیم وقتی بیژن خان، ایران بانو را اول بار سوار بر بادجانی (4) می بیند، در دل چه می گوید: دختر سیه چرده ایلیاتی، سیاهی ات را به رخ مکش؛ بر سینه ات چه داری؟ - میخک و مهلو که عرق خستگی کاشتن و رشتن و بافتن و دوشیدن از تن بگیرد.

اما می دانیم که ایران بانو اگر از او بپرسد جوان در بازوی چرمی ات چه داری؟ بیژن خان بی شک جواب می دهد: نقاشی های ایل را.

و نقاشی هایش نه از ایران بی بی که از تمام زنانی است که ایران بی بی را زاییده اند و خود نیز بارها در هر کوچ و در هرگریززاده شده اند و زندگی سخت ایل را به رنگین کمان مهرو تدبیرزنانه خویش آذین بسته اند   .


«... صحنه عروسی را خیلی دوست دارم. عروسی خودم یادم هست. کت و شلوار پوشیده بودم، ایران هم لباس محلی. اما نمی دانم چرا هیچوقت عروسی خودمان را نکشیدم. در عروسی های قشقایی از طوایف مختلف دعوت می کردند و بین یک هفته تا 20 روز هم طول می کشید. مهمانان برای کمک به داماد بره و برنج پیشکش می کردند. ساز و ناقاره می زدند . جوان ها چوب بازی می کردند. زن ها با دستمال های رنگی دایره وار می رقصیدند و کل می زدند، شادی و هلهله برپا بود. تیراندازی و تاخت و تاز هم بود، زنان و مردان با هم. هیچ وقت جدایی میان زن و مرد نبود ،... پشت اسبی که عروس بر آن بود، پسربچه ای می نشاندند به نشانه خوش یمنی. شب ها هم سنگچین درست می کردند برای آتش. صبحانه و نهار و شام و بساط دوغ و چای هم که برپا بود.گاهی هم بود که عروسی به عزا تبدیل می شد، همه این ها را کشیده ام تا گم نشوند

یکی از قصه های جاودانه ایلات و عشایر، قصه گرایلی است: داماد برای شکار به کوه می رود تا به رسم ایل، شکاری به عروس تقدیم کند. در کمین شکار، پلنگی به او حمله می کند. داماد پلنگ را می کشد و شب از بیم جانوران و سرمای کوهستان در پوست پلنگ می رود و می خوابد تا روز به میان ایل بازگردد. سحرگاه خویشان او در کوهستان به جستجوی او می پردازند. رد خونی و در گوشه ای پلنگی می بینند که خفته است و به خیال اینکه داماد شکار پلنگ شده او را هدف قرار می دهند. وقتی به کنار حیوان می رسند، فریاد های دلخراش آنها صخره های کوهستان را می لرزاند. عروس رنگین پوش هم از دامنه کوه بالا می آید و با دیدن جنازه شوهرش ضجه ها و ناله هایی سوزناک سر می دهد. بر اساس این قصه آهنگی ساخته اند که امروز به نام گرایلی یا گریه لیلی معروف است. (5)

بیژن خان این داستان را به تصویر نکشیده اما نقاشی هایی با موضوع جنگ و نزاع طایفه ها و قهر و آشتی آنها دارد، که موجب جدایی و یا وصال دختر و پسران دلداده ایل می شده است.

  ایران، بگو که من هم پلنگی زدم. مگر نه؟

  ها، بهار بود.     فکر می کنم 6-5 سال پیش بود.   6-5 سال؟ 40-30 سالی می شود.

بیژن خان سر پیر شدن ندارد.... در خنکای سایه پرمهر زنان مدبر ایل بیژن خان پیر نمی شود. ... وآرزوهایش را کودکانه برای ایران بی بی و برای مانیز به زبان می آورد:

"آرزو دارم یک کاغذ 10متری داشتم و می توانستم روی آن، زندگی و همه زیبایی های ایل بزرگ قشقایی را نشان دهم."

نقش ، رنگ ، تابلوهایی رنگارنگ از زندگی، حکایت شادی و غم ، مبارزه و صبوری ، شکست و پیروزی ... نقاشی هایش پر است از دانه های رنگی بهاران دشت های فارس و دستان زنانی که این دانه ها رایکی یکی بر بوم مردنقاش نشانیده اند.

 

به زنان ایل چون نیک بنگری می توانی " جهانه بی بی کشکولی " را پیدا کنی که مبتکر رنگ ها و طرح های قالی و مبتکر فنون کشاورزی و دامداری بوده است . و مادر جهانه بی بی را که اولین نماینده دوره مشروطیت از ایل قشقایی است.

"خدیجه بی بی " را می بینی ، زوجه سردار عشایر که همچون شوهرش جنگجو بوده و گویا رضا شاه درباره اش گفته بوده : باید به این زن" نشان سپه " داد... از قصه های ایل یکی این است که پس از کشته شدن شوهرش به دست نیروهای رضا شاه ، هنگامی که جنازه را به او تحویل می دهند پیغام می فرستد که : ای"پادشاه عادل "(!!) نشان سپه تو به دستم رسید

بیژن خان هنوز از زنان ایل میگوید و نقش می زند و می داندکه دیگر زندگی ایلی امروز، رنگ و نقش و آهنگ زندگی دیروز را ندارد اما نقاشی می کند تا گم نشوند و می خواند:

ای کوه های بلند، جان به قربان خاک و سنگ شما

راهی نشانم دهید تا همچون شاهین

در دامان شما به پرواز درآیم

به بلندترین قله هایتان برسم

از آن بلندی ها به ایلم نظاره کنم

کجاست آن ایل سترگ قشقایی



چهارشنبه 26 فروردین 1388

طب سنتی در ایل قشقایی

   نوشته شده توسط: روح الله اژدری    نوع مطلب :فرهنگ ایل قشقایی ،


عزیزاله جعفری كوخدان
عضو هیأت علمی دانشگاه یاسوج
دانشكده كشاورزی، دانشگاه یاسوج
 خلاصه

كشور پهناور ایران وارث دو میراث گرانقدر است یكی میراث ارزشمند تنوع زیستی و دیگری گنجینه گرانقدر طب سنتی. تنوع زیستی یا ثروت زیست شناختی به عنوان پشتوانه حیات انسانها، محصول میلیونها سال تكامل است و به عنوان میراث مادی باید حفظ گردد.گنجینه ارزشمند طب سنتی بومی به عنوان میراث فرهنگی و معنوی و دانش نانوشته مردم این سرزمین كه ارتباط تنگاتنگ و جدایی ناپذیر بین انسان و طبیعت است باید در كنار آن حفظ و مورد استفاده علمی قرار گیرد. در واقع این دو میراث (مادی و معنوی) مكمل هم بوده و استفاده از دانش طبِ سنتی بومی می‌تواند كمك قابل توجهی به بهره‌برداری از ذخایر ارزشمند ثروت زیست شناختی نماید و حفظ میراث زیستی می‌تواند به بقاء و بررسی جنبه‌های علمی طب سنتی كمك كند.در این راستاجهت شناسایی، ثبت ومكتوب نمودن دانش نا‌نوشته ‌ارزشمند طب سنتی در میان عشایرایل قشقایی طرح تحقیقاتی-- بررسی طب سنتی ایل قشقایی،، به مدت دو سال درمیان عشایر این ایل اجرا‌ گردید .
واژه‌های كلیدی: ایل قشقایی، عشایر

 
 مقدمه

استفاده از سَرنخ‌هایی كه دانش طب سنتی مردم بومی در زمینه داروها بدست می‌دهد مسیر گذار از موجودات وحشی به محصولات تجاری را بسیار كوتاه می‌كند . این نكته قابل توجهی است كه حدود 74% از تركیبهای دارویی خالص كه در هر جایی از جهان مصرف می‌شود بر اساس رهنمود‌های طب سنتی بدست آمده است‌. با توجه به این كه زندگی مردم طی نسلها وابسته به این (مجموعه طب سنتی) بوده است، بنابراین بخش عمده‌ای آن مطمئن وقابل اتكاء است، روشهای استخراج، مقدار ونوع مصرف به دفعات بیشمار از طریق آزمون و خطا تعیین شده است، اما متأسفانه درجریان آوارگی قبایل از سرزمین مادری خود و درهم ریختن ساختار ایلی وعشیره‌گری و مهاجرت آنها به شهرها، این دانش ماقَبلِ سواد نیز هم چون بسیاری از گونه‌های گیاهی و جانوری مربوطه‌اش در حال از بین رفتن است، وقتی آنها كار و كسب تازه‌ای یاد می‌گیرند، شیوة زندگی گذشته را از یاد می‌برند، فرهنگ خویش را در این زمینه از دست می‌دهند و بسیاری از اطلاعات این دانش نانوشته كه حاصل تجارب جامعة بشری در طول قرنهای متمادی است برای همیشه به دست فراموشی سپرده می‌شود، آن گونه كه-همپاته با- می‌گوید -در آفریقا وقتی كه پیری می‌میرد گویی كتابخانه‌ای از میان‌رفته است-. به هر حال در این تحقیق مبادرت به جمع‌آوری،ثبت،ضبط و بهره‌گیری از دانش ارزشمند طب سنتی در میان عشایر ایل بزرگ قشقایی گردید. این ایل دارای دومیلیون نفر جمعیت و از نظر ساختار ایلی از 12طایفه كوچك وبزرگ تشكیل شده است‌ و زبان آنها تركی است،عشایر این ایل از ده قرن قبل در جنوب و جنوب غرب ایران در استانهای فارس، كهگیلویه بویراحمد، اصفهان، چهارمهال بختیاری و بوشهر به صورت كوچ نشینی زندگی می‌كنند. شیوه معیشتی، شرایط و محیط زندگی،عدم دسترسی به پزشك و مراكز‌ درمانی درغنای طب سنتی این ایل بزرگ تأثیر به سزایی‌ داشته است.

 
 مواد و روشها

برای انجام تحقیق ابتدا مبادرت به تهیه اطلاعات‌ و منابع نوشتاری لازم درخصوص ایل قشقایی ‌گردید.‌ بعد اقدام به تهیه پرسشنامه استاندارد و تعیین موقعیت ییلاق و قشلاق این ایل بر روی نقشه توپوگرافی250000/1 گردید، شش‌‌منطقه در ییلاق و قشلاق این ایل به صورت تصادفی انتخاب گردید، این مناطق شامل دومنطقه پادنا وشهید در استان اصفهان، فیروزآباد و كوار در استان فارس و‌گچساران ودنا دراستان كهگیلویه وبویراحمد بود.تحقیقات دراین مناطق به دو روش پرسشنامه و گفتگوی دو یا چند طرفه صورت گرفت و اطلاعات فراوانی جمع‌آوری و مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت‌.
 

 نتایج و بحث

نتایج حاصل از این تحقیق بیانگر غنای طب سنتی در میان عشایر قشقایی است.یافته‌های حاصل از این تحقیق نشان داد كه 83% از افراد مورد مطالعه در درمان تعداد زیادی از بیماریهای خود از گیاهان دارویی استفاده می‌كنند ومعتقدند كه داروهای گیاهی نسبت به دارو‌های شیمیایی ارزان تر و از نظر عدم ایجاد عوارض جنبی برتری دارند.بیش از 275 گونه گیاهی در طب سنتی عشایر قشقایی دارای كاربرد دارویی هستند،ازمهمترین و رایج‌ترین این گونه‌ها می‌توان انواع آویشن (Thymus spp.)،بابونه(Anthemis persica)، برنجاسف (Achillea wilhelmsii)،درمنه(Artemisia persica)، حَلبه (Teucrium polium)، گاوزبان (Anchusa italica)‌، زرشك (Berberis integrrima)، سیاه دانه (Nigella sativa)، شیرین‌بیان (Glycyrrhiza glabra)، رازیانه (Foeniculum vulgare)، انغوزه (Ferula assa-foetida) و - را نام برد. همچنین عشایر مورد بحث برای درمان بیماریهایی نظیر سرماخوردگی، دردهای عضلانی، اسهال، چربی خون، سردرد، سنگ‌كلیه و ناراحتیهای مجاری ادراری، نفخ شكم، دل درد، بیماری‌ای پوستی و- معمولاً از گیاهان دارویی استفاده‌ می‌كنند.گیاهانی نظیر بابونه (Anthemis persica)، زعفران (Crocus sativa)، چویل ‌(Ferulago angulata)،شوید (Anethum graveolens)، سیر (Allium sativa)، لیزك (Allium sp.)، آویشن (Thymus daenensis)، پونه‌كوهی (Mentha longifolia) و را به عنوان گیاهان ادویه‌ای و برگ بید‌ (Salix excelsa)، ‌برگ بنه ‌(Pistacia atlantica)، برگ كنار(Ziziphus spina -chirsti)، پوست زرشك (Berberis integrrima) و- را به عنوان گیاهان رنگ‌زا و از گیاهانی نظیر ختمی ‌(Alcea officinalis)، برگ كُنار (Z.spina chirsti)، برگ مورد (Myrtus communis) و- را به عنوان شوینده، گیاهانی نظیر خوشك ‌(Daphne mucronata)، ختمی (A.officinalis)، مرورشك (Salvia sclarea)و‌- را برای دفع حشرات و موجودات موذی بكار می‌برند. از اسفند (Peganum harmala)، حنظل (Citrullus colocyanthis)، تنباكو (Nicotiana tabacum) و آهك برای از بین بردن انگلهای داخلی و خارجی دام و برای دفع كرم و انگل در انسان از دانه حنظل (Citrullus colocyanthis)، لیموترش‌ (Citrus media)،دانه كور (Capparis spinosa) استفاده می‌شود. ریشه كاسنی‌ (Cichorium intybus) و - برای درمان چربی خون، كاكل ذرت(Zea mays)، گل محمدی (Rosa damascena) و چینه‌دان كبك در درمان سنگ كلیه بكار می‌رود، از زعفران، روغن خرس‌، روغن بادام كوهی (Amygdalus scoparia)، آویشن، گاوزبان وبابونه برای درمان ناراحتی‌های قلبی استفاده می‌كنند‌.در این مناطق از اعضاء حیواناتی نظیر تیهو، كبك، خرس، روباه، گرگو - استفاده درمانی بعمل می‌آید‌.از شیرابه انجیر (Ficus carica) و مایع درون شیردان بزغاله برای تبدیل شیر به پنیر استفاده می‌كنند‌.
 


برچسب ها: طب سنتی در ایل قشقایی ، ایل قشقایی ،

یکشنبه 9 فروردین 1388

رقص در ایل قشقایی

   نوشته شده توسط: روح الله اژدری    نوع مطلب :موسیقی ایل قشقایی ،فرهنگ ایل قشقایی ،

 دکتر مهدی پیروز نیاigd

یکی از مهمترین آداب و رسوم در میان ایلات و عشایر ایران رقص یا حرکات موزون و ریتمیک می باشد . هرچند رقص درکنارموسیقی به عنوان یک سرگرمی و عاملی روحیه بخش ، نشاط آور و شادی آفرین  مطرح است  که به زندگی سخت و دشوارایلیاتیِ سخت کوش،  رنگ و جلایی خاص می بخشد ، لکن رقص از جنبه های دیگری نیز قابل بررسی  است . رقص به عنوان یک هنر در کنار موسیقی و شعر بیان کننده حالات روحی و وسیله ای برای بیان احساسات و عواطف فردِایلیاتی بوده و نیزابزاری جهت ایجاد ارتباطِ نمادین می باشد .  رقص درهمراهی با قصه گویی ونقالی نوعی نمایش گونه ی پرشور برای جذاب کردن کار قصه گوست و از این جهت  قابل مقایسه با پانتومیم یا نمایش صامت در تئاتر می باشد که در آن فارغ از صحنه آراییهای مرسوم ، تنها با حرکات صورت ، دستها و بدن ، معنایی خاص را به بیننده القا می کنند  . رقص همچنین کارکردهای دیگری مانند برانگیختن حس تعاون و دوستی از یکسو و پرورش احساس رقابت سازنده میان افراد ایل  دارد و سبب آمادگی جسمانی و روانی برای انجام کارهای سخت زندگی کوچ نشینی می شود . باید توجه داشت که در اکثر ایلها و عشایر ایران همچنانکه بخش عظیم ، مهم و سختی از کارها بر دوش زنان است و زنان نیز دوش بدوش مردان و گاهی حتی بسیار فراتر از آنها به کار می پردازند و در تقسیم کار اجتماعی واجد نقشها و جایگاههای مهم و قابل توجهی هستند، درآیینها و رسوم نیز همه ی افراد ایل اعم از مردان و زنان همراهند و اصولا" در رقصها خصوصا" آنها که بازگوکننده ی مفاهیم خاصی هستند، هم زنان و هم مردان دارای نقش برابر می باشند و در رقصهای آیینی همه با هم  می رقصند . این همراهی زنان با مردان در رقص ، در گذشته و تاریخ  تمامی عشایر  به چشم می خورد، لکن در معدودی از عشایر اکنون زنان و مردان در دستجات جداگانه ای می رقصند .
در بررسی رقصهای مختلف در میان ایلات و عشایر ایرانی با توحه به خصلتهای مشترک باید رقص و آداب آن را از جنبه های زیر مورد توجه قرارداده و به این نکات توجه کرد :
1) جنبه های نمادین و مفهومی رقص : رقصها  دارای بار مفهومی و نمادین می باشند بنابراین در بررسی رقصها باید به  جنبه های نمادین رقصها که در حرکات دستها ، پاها و کل بدن قابل استخراج است  توجه گردد. معانی مختلفی دررقصها نهفته است. گاه شکر گزاری به درگاه خداوند گاه ترتیب خاص یکی از کارهای زندگی عشایری مانند پشم چینی گوسفندان یا کارهای کشاورزی ، سوارکاری ، جنگ با مهاجمان فرضی و تهدید آنان در قالب حرکات رقصنده بیان می گردند .
2) جنبه ی تاریخی رقص : رقص مانند دیگر عناصر فرهنگی هر قوم ، ریشه در گذشته ی تاریخی آن قوم دارد و با گذشت زمان مفاهیم و آداب آن به دلایل مختلف تغییر کرده یا تثبیت شده است .رقصهای ایلات و عشایر نیز از این قاعده مستثنا نبوده است وریشه در تاریخ ایل دارد جنگها و تهاجم بیگانگان به ایل از مهمترین عوامل تاریخی است که در رقص ها نمود یافته است. از سوی دیگر با تحمیل یکجانشینی یا تخته قاپو به ایلات از خشونت حرکات و سرعت ریتم موسیقی و رقص کاسته شده است . از سوی دیگر با تسلط اقوام دیگر یا نفوذهای فرهنگی که در پی مغلوب شدن و تحت سلطه در آمدن ایلها در طول تاریخ به وقوع پیوسته است ، تغییراتی پیش آمده و رقصهای کنونی بیشتر آمیزه ای از رقصهای اصیل و عناصر تازه تر می باشند . مثلا" با تسلط اعراب بر ایران یا در طی سلطه ی مغولها تاثیراتی را می توان در رقص ایلات مشاهده کرد . مثلا"جنبه های آماده سازی بدنی وتمرینات دفاعی و جنبه های اسطوده ای تقویت شده است.
3) جنبه ی تعاون و همراهی و هماهنگ کنندگی رقص : رقصها  نوعی هماهنگی و روحیه ی تعاون و همکاری را در شخص ایجاد می کنند . نزدیکی گروه رقصنده با یکدیگر و حرکات یکنواخت و هماهنگ گروه با توجه به تلاشی که هرشخص در طی آن سعی می کند خود را با دیگران هماهنگ کند نوعی روحیه ی برادری و تعاون در میان  افراد ایل پرورش می دهد .
3) جنبه های عرفانی رقص : یکی دیگر از جنبه های قابل تامل در رقص ایلات و عشایر وجود عناصر عرفانی ، رازورزی و گنوسیسم است همچنانکه در سماع سعی بر آن است که با برداشتن پرده ی عناصر مادی مانند زبان و جسم ، بیواسطه و مستقیم به انوار حق واصل شد، گاه عناصر عرفانی و نزدیک به سماع یا رقص عارفانه در رقصها دیده می شود و گاه مانند رقص و آهنگ مرغ حق در عشایر شرق و جنوب خراسان رقص به تمامی در خدمت عرفان و خداجویی بیواسطه استاز سوی دیگر گاه رقص حالت نوعی ریاضت و تزکیه ی نفس به خود میگیرد .
4) جنبه های اسطوره ای رقص ایلیاتی : این نیزاز مهمترین عناصر رقص ایلی است توجه به اسطوره ها و سعی در نمایش داستانها ی اساطیری و حماسی از عواملی است که باید مورد توجه قرار بگیرد .
5 ) جنبه ی آماده سازی بدنی و ورزش برای کسب توانایی  انجام کارهای سخت : رقصها خود نوعی ورزش سخت و آماده کننده ی بدن برای انجام کارهای سخت هستند و در طی آن همانند نوعی ورزش بدن پرورده می شود و به آمادگی لازم جهت انجام امور و کارها می رسد . در رقص چوب بازی که علاوه بر خراسان در بسیاری ایلهای دیگر مثل بختیاری ها و قشقایی ها انجام می شود ریشه و بنیاد رقص به زمان تسلط مغولها به ایران می رسد که افراد ایل در طی رقص با چوب توانایی دفاع و حمله را می آموزند و در آن تبحّر می یابند .
6) جنبه ی رقابت رقص : در  رقصها ی عشایری نوعی حس رقابت برانگیخته میشود که سازنده است و بهشخص انگیزه می دهد تا با جدیت کوشش و تمرین بیشتر مهارت خود را ارتقاء بخشیده خود را به موقعیت مرتبه ی اول و بهترین رقصنده نزدیک کند . رشد روحیه ی رقابت از رقص به کارهای دیگر کشیده می شود و به افراد انگیزه بری تلاش بیشتر و انجام بهتر کارهای ایل می دهد .
7 ) جنبه شادی ، سرگرمی و آیینی در مراسم های خاص از آنجا که زندگی کوچ نشینی زندگی سخت همراه با انجام کارهای طاقت فرساست این نوع زندگی نیازمند کسب روحیه و استفاده از عناصر شادی بخش و سرگرم کننده است در زندگی ایلی هر لحظه می تواند حوادث سخت و جانفرسایی در بر داشته باشد از سوی دیگر در کنار روزهای سخت و پر کار زمانهایی نیز فرا می رسد که در ییلاق یا قشلاق ایل کار چندانی برای انجام ندارد این درست فرصتی است که در عروسیها مراسم ختنه سوران و دیگر آیینهای سرور و شادمانی و سرگرمیها فرصت بروز می یابند مهمترین سرگرمیهای ایلی را می توان در رقصها و بازیها دید . عناصر مشترک بسیاری مابین رقصها و بازیها وجود دارد در میان عشایر فارسی زبان خراسان به رقص ، واژه ی بازی اطلاق می شود در عین اینکه بازی یا رقص بسیار جدی گرفته می شود و گاهی حتی نوعی عبادت ، دعا یا طلب حاجتی از آفریدگار به حساب می آید .
8 ) جنبه ی موسیقایی و ریتمیک : همراهی سازهای خاص در هر ایل که نشان از روحیات خاص با رقص  و هماهنگی سازها و فراز و فرود آن در هماهنگی با موسیقی و سازهای خاص هر ایل
9 ) جنبه ی منعکس کننده ی روحیات خاص هر ایل که علاوه بر رقص در اشعار خاص هر ایل نیز قابل دستیابی است  
10 ) جنبه های دینی رقص : رقصهای ایلی گاه حالت عبادت  یا طلب حاجتی به خود می گیرد مانند رقص طلب باران در عشایر جنوب خراسان . در برابر چنین رقصهایی معمولا" نه تنها رقصنده بلکه دیگر افراد  حاضردر صحنه نوعی حالت احترام و اعتقاد قابل رویت است . این رقصها بسیار جدی گرفته می شود و همگان در انجان آن که نوعی عبادت به حساب می آید همکاری می کنند
11 ) جنبه ی بخاطر سپاری کارها یا آیینهای خاص : دررقصهایی که این جنبه در آن دیده میشود نوعی کار ، فنّ یا مراسم خاص با دقت و وسواس کامل به اجرا در می آیند این رقصها همچنین نوعی کارکرد آموزشی برای جوانترها دارند و شخص را برای انجام یک کار یا آیین خاص آماده می سازند مثل رقص شالیکاری در مازندران و یا رقص قاسم آبادی در گیلان یا رقص خوشه چینی در فارس یا رقص گندمکاران در عشایر خراسان . در رقص قاسم آبادی مراحل کامل نشا کردن برنج و مراحل دیگر برنج کاری به ترتیب و بطور کامل اجرا می گردد .
اکنون می پردازیم به ذکر نمونه های از رقصهای ایلات و عشایر ایران :
رقص در ایل بختیاری :
رقص در ایل نشانی از هم بستگی ، اتحاد و عاطفه است ، همه می رقصند دست در دست و دوشادوش یکدیگر . اگر رقص فردی هم باشد به منظور زورآزمایی است همانند چوب بازی که نوعی نشان قدرت واعتماد است ، آن هم همراه با موسیقی پرتحرکی که یادآور جنگ و ستیز است.
از رقصهای رایج و پرتحرک بختیاری رقص « سه پا » را باید نام برد ، در این رقص زن و مرد با نوای توشمالان می رقصند ، سه قدم برمی دارند بعد یک پا را جلو می گذارند و یک دست را پایین و دست دیگر را بالا نگه می دارند ، این حرکت با نظم و ترتیب خاص تکرار می شود .
از دیگر رقصهای مرسوم ومعروف در ایل بختیاری  رقص گروهی «جیران ، جیران» است که گروهی است و مردان و زنان باهم در آن شرکت می کنند و می رقصند .
ازدیگررقصهای گروهی بختیاری ها که درآن حرکات دست و پا بسیارسریع بوده و نیازمند قدرت وانعطاف بدنی بسیار است رقص « هی دته » می باشد که همراه آهنگی ریتمیک اجرا می شود
از جمله رقصهای دیدنی بختیاری ها که کم وبیش با اشکال مشابه و اندک تفاوتی در اکثر عشایرایران موجود است رقصی است با نام رقص آهنگ مجسمه - مشابه این رقص در نواحی لرستان با نام  «  خُوس »  یا « خَسَه » و در خراسان و ایلات کرمانج که طایفه ای کرد هستند در شکلی مشابه انجام می گردد . در طی این رقص که با نوای سازهای نوازندگان ( توشمالان در میان بختیاری ها ) و همراه فراز و فرودهای موسیقی به تناوب اوج می گیرد وفروکش می کند زنان و مردان همراه هم ، می رقصند . توشمالان در حین اجرای آهنگ به ناگاه نوای موسیقی را قطع می کنند و در این حال رقصندگان باید مانند مجسمه بایستند و تکان نخورند . در این حال عده ای با دادن انعام و شیرینی از توشمالها می خواهند تا مجددا" بنوازند به این ترتیب نوای موسیقی با ردیگروبه ناگاه آغاز شده واین فرازوفرودها ادامه می یابد.لازم به توضیح است که نوازندگان و خوانندگان که حافظان فرهنگ موسیقایی و اشعار محلی هستند و سینه به سینه این فرهنگ شفاهی را حفظ می کنند در هر ایل با اصطلاحی خاص خوانده می شوند و در ایل بختیاری به طور کلی به آنها توشمال می گویند . هفت لنگان به آنها « توشمال » یا « میشکال »  و چهارلنگان به آنها   « خطیر » می گویند . در ایل بختیاری هر طایفه و تیره ای توشمال و خواننده ی خاص خود را دارد تا همواره همراهشان اشند و در مراسم سوگواری و شادی کوچ نشینان را همراهی کنند . توشمالان در ایل بختیاری ، زنان و مردانی عاشق پیشه و شاعر مسلک هستند که بیشتر اوقات زندگی شان صرف ساختن ابیات ، لطیفه ها ، متلها و ضرب المثلها می شود و در واقع یکی از مهمترین اقشار پدیدآورنده و نگاهدارنده ی آثار و ادبیات عامیانه و فولکلور این سرزمینند . در مجالس رقص بختیاری ؛ زنانِ توشمال با صدای گرم و گیرای خود اشعار و ترانه هایی را در متن آهنگ نوازندگان ، می خوانند و مردان نیز با ابیات دلپذیر و شورانگیزی به آنها پاسخ می دهندو بسته به نوع مراسم در حاضران شور و حال پدید می آورند .
در بررسی اجمالی رقص و مراسم آن و رفتارشناسی متقابل نوازندگان ایلی و سایر اعضای ایل و ریشه های تاریخی رقص در ایل بختیاری به اختصار می توان این نکات را مطرح کرد :
 رقص نمادی از وابستگی های عاطفی اعضای ایل ،اتحاد ،همدلی و  هماهنگی اعضای   طایفه وایل است .رقص دسته جمعی اعضای ایل در کنار یکدیگرنشانگر آن است که تمامی اعضا در برابر هر عامل خارجی متحد و یکپارچه اند و در حفظ داشته های فرهنگی یکدل و مصمم .
حضور مردان و زنان در رقص همراه و همپا ، کارکرد زنان در انجام امور ایل و احترام متقابل مردان ایل به آنان را می رساند .مردان ایل در همراهی زنان در رقصهای نمادین نشان می دهند که از نقش موثر زنان در فعالیتهای اجتماعی و فنی ایل آگاهند و برای آن ارزش قائلند . حضور زنان این مطلب را می رساند که مردان و در مجموع تمامی آحاد عضو ایل ، ضمن برخورداری از زحمات زنان ، آن را برای هر بیننده ی خارجی مطرح می کنند و تمایل دارند تا این موضوع به خوبی روشن شود که زن و مرد ایلیاتی در کنار هم امورایل را به انجام می رسانند و به یک اندازه در آینده ی ایل موثرند . حضور زنان در جمع توشمالها یا خوانندگان ایل نشان از اجازه ی ابراز وجود و بیان احساسات ، عواطف و عقاید زنان در ایل دارد .
چوب بازی که معمولا" مردان در آن شرکت می کنند ، نشانه ی وجود مردان دلیری است که در حفاظت از قلمرو ایل ،مصمم و توانایند . این مسئله از یکسو به اعضای ایل امنیت خاطر می دهد و شبهه ی امکان تجاوز به حدود ایل را ،از هر بدخواه خارجی می گیرد .   
موسیقی و رقص در ایل بویراحمد :
ایل بویر احمد همانند بیشتر ایلها وکوچ نشینان ایرانی برای موسیقی ورقص اهمیت بسیاری قائلند . کارکرد موسیقی و رقص در ایجاد یکدلی و اتحاد در بین اعضای ایل و حفظ سنتها و آداب و آیینهای ویژه ایل که سبب تثبیت و تمایز هویت فرهنگی ایل می گردد ، از مهمترین دلایل ماندگاری موسیقی ، اشعارو ترانه ها و رقصهای ویژه ی بویراحمدی هاست . سختی زندگی معیشتی ایلیاتی و تهاجم های گسترده به قصد یکجانشین کردن ( تخت قاپو ) و کنترل عشایر در یکصد سال اخیر و نیز ایجاد اختلاف در میان عشایر که در تاریخ عشایر ایران مهمترین راه کنترل عشایر از سوی حاکمیت مرکزی بوده  و جنگهای خونین بین عشایر را سبب گردیده است ، موسیقی و رقص ها را در عشایر ایران خصوصا" بویر احمدی ها به شکلی حماسی  درآورده است . همانند بختیاری ها موسیقی حماسی و ریتمیک همراه با ترانه ها یی که در وصف شجاعت و دلاوری و جنگ برای حفظ شرافت و هویت ایلیاتی سروده شده است و رقصهایی که در بسیاری از موارد حاکی از وجود قدرت بدنی نفرات و توان جنگاوری ایل است ریشه در این دوره های خاص جنگ و نبرد دارد .
بویر احمدی ها برای بخشی از ابیات شعرهای خاص ومعروفشان ، آهنگهای ویژه ای دارند ، این آهنگها را « قس »  می نامند . از مهمترین ومشهورترین قسها می توان به قس برنو و قس یاریار اشاره کرد . این ترانه ها ( مجموعه ی یک بیت خاص و قس آن ) محتوای حماسی ، عاشقانه یا در وصف طبیعت یا محیط و ایل دارند . از سوی دیگر موسیقی حزن انگیزی نیز به نام « تول چپ » دارند که در عزاداری توسط مهتر نواخته می شود .
در ایل بویراحمد زنان بیشتردررقص به هنگام شادی شرکت می کنند و مردان بیشتر در رقصهای حماسی و جنگاوری مثل رقص چوب شرکت می نمایند . از رقص های معروف بویر احمدی ها می توان به چوب بازی ، رقص چوبی ، رقص دوپا ، رقص سه پا ، رقص صددستمالی ، رقص یلعبه ، رقص بختیاری ، رقص نرمه نرمه و رقص ترکی شاه فرنگی اشاره کرد .
رقص در ایل  قشقایی :
ایل قشقایی از ایلهای بزرگ کشور ایران است که در واقع کنفدراسیون بزرگی متشکل از طوایف مختلف است . رقص چنانکه گفته شد در ایل قشقایی نیز نشانه و نماد همبستگی ، اتحاد و دوستی است . درهنگام رقص همه دست در دست هم و دوشادوش یکدیگرند . در بین عشایر قشقایی رقصهای گوناگونی معمول است که در تمامی آنها زنان و مردان در کنار یکدیگرند و تقریبا" در اکثر رقصهای قشقاییان زنان و مردان هردو حضور دارند . در جشنها مردان و زنان هریک دو دستمال در دست می گیرند ، پیرامون یک دایره ی بزرگ ایستاده و با آهنگ کرنا و دهل ضمن تکان دادن دستمالها با حرکات موزون پیش می روند . چوب بازی که رقصی معمولا" مخصوص مردان است بدین ترتیب انجام می گیرد که طبال بر طبل می کوبد و کرنازن در ساز خود می دمد زنها حول یک دایره ایستاده کل Kel   می کشند و مردان در میان به چوب بازی یا رقص « در مرو » می پردازند . در این بازی مردان دوبه دو با چوبهای کوتاه و یک چوب بلند با یکدیگر می رقصند و مبارزه می کنند همراه با آهنگی که به تدریج اوج می گیرد و ریتم آن تندتر می شود سعی می کنند تا با زدن چوب به پای حریف چوب بلند را تصاحب و حریف را از میدان بدر کنند و بدین ترتیب رقص ادامه می یابد تا برنده ی  نهایی مشخص گردد . استفاده از لباسهای با رنگهای متنوع و شاد و دستمالهایی با رنگهای زیبا و رنگارنگ زیبایی رقصهای هنرمندانه ی قشقایی را دو چندان می کند .
همانگونه که گفته شد بدلیل جنگها و مصائب ناشی از آن و حضور کوچ نشینانی همچون ایل بختیاری و بویر احمدی و ... در مناطق استراتژیک برای دولت مرکزی ایران و راهها و جاده های بااهمیت کشور ،موسیقی و رقص در میان این ایلات بیشتر رنگ و بوی حماسی و جنگاوری دارد . اما از دیگر موسیقی و رقصهای قابل تامل در میان ایلات و عشایر  ایران زمین ، موسیقی و رقصهای مرسوم در منطقه ی شرق ایران یا ایلات و عشایر استانهای شرقی شامل خراسان و سیستان و بلوچستان می باشد که بیشتر مفاهیم عرفانی را در بر می گیرد . رقص در این ایلات سوای رقص چوب و برخی رقصهای حماسی بیشتر همراه با چکامه یا چامه یا چهاربیتی های عرفانی که با سوز خاص و همراه سازهایی چون دوتار نواخته می شود ، نمادینه هایی از مفاهیم نیاز و طلب ، عشق و آرزو ، حرمان و جدایی و عبادت و پرستش عرفانی را به نمایش می گذارد و گاهی بسیار به سماع دراویش نزدیک می گردد . از مهمترین این رقصها می توان به پرستش یا عبادت مرغ حق ، نوایی یا ناز لیلی ، پرواز سیمرغ و نار حق اشاره کرد که علاوه بر زیبایی اعجاب انگیز هنر رقصندگان آن ، گنجینه ای گرانبها از چکامه های سروده شده توسط شاعران تاریخی این سرزمینها و حفظ سینه به سینه ی آنها می باشد که معمولا" با سوز و گداز فراوان در سکوت ساز یا در لحظات فرود آهنگ ، خوانده می شود و سپس موسیقی اوج می گیرد و رقصنده که در اصطلاح محلی به او بازیگر می گویند به پرواز در می آید . بسیاری از بازیگران عشایر شرق ایران خصوصا" در خراسان بازی ( رقص ) را نوعی عبادت می دانند و پیش از آغلز آن وضو می گیرند و نماز می خوانند .
علاوه بر رقصهای عرفانی در میان عشایر و ایلات خراسان ، نیز رقصهای شاد و نشاط انگیزی همچون رقص چوب و رقصهای دیگری که با نوای دهل و سرنا یا دوتار همراهی می شود وجود دارد که بیشتر در اعیاد و جشنها و پایکوبیها از آنها استفاده می شود . بخشی از این رقصها به همراه شعر و آهنگ ِ زمینه شان بیان کننده ی حماسه هایی پرشور از سرداران و قهرمانان تاریخی و مردمی این سرزمین است .
 بی شک رقص و ترانه های محلی عشایر بخشی از گوهر گرانبهای فرهنگ و فولکلور این سرزمین است که نشان از مردمی صبور،  سلحشور، سخت کوش ودو ستدار آب و خاک سرزمین مادریشان ایران بزرگ دارد و نشان دهنده ی سابقه ی تاریخی فرهنگی غنی و غرورآفرین در این سرزمین است .کنکاش در هر بخش از هنر اصیل ایرانی به یقین به خوبی نشان از این موضوع دارد که هرگاه فرهنگ اصیل ایرانی که ریشه در تاریخ باستانی آن دارد ،از زیر یوغ اسارت و تهاجم فرهنگهای دیگر خارج شده و فرصت نفس کشیدن یافته ، مفاهیمی سرشار از انسانیت و احترام به انسان و خصوصا" توجه به برابری و حقوق تمامی اقشار جامعه ی بستر و به ویژه احترام و رعایت حقوق زنان به عنوان یکی از کلیدی ترین و مهمترین پایه های جامعه رخ نشان داده است . در یک کلام هر بخش از فرهنگ ایران زمین نشانگر بخش دیگری از عظمت روح انسانهای پدیدآورنده آن است . انسانهایی عاشق که همیشه واژه ی انسانیت را اعتلا بخشیده اند

 


برچسب ها: رقص در ایل قشقایی ، ایل قشقایی ، رقص ، ایل ، قشقایی ، فرهنگ ایل قشقایی ،

تعداد کل صفحات: 2 1 2
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic