پنجشنبه 24 اردیبهشت 1388

تصاویری از ایل

   نوشته شده توسط: روح الله اژدری    نوع مطلب :تصاویر مستند ازایل قشقایی ،

 


پنجشنبه 24 اردیبهشت 1388

نگاهی به ایلات خمسه

   نوشته شده توسط: روح الله اژدری    نوع مطلب :ایل قشقایی ،

 

پوشیده نیست که جامعه عشایری از افراد خد متگزارو صبورکشورعزیزمان میباشد که د ر طول سالهائ پرنشیب و فراز تاریخ با تلاش هائ خستگی ناپذ یرخود از جهات سیاسی اقتصادی و اجتماعی پیوسته نقش اساسی خویش رابه خوبی ایفا نموده وبدون توقع حاصل مساعی خودرا به هموطنان خویش تقدیم نموده اند .

عشایر فارس نیزدر میدان خدمتگزاری چه ازنظرمبارزات خونین بادشمنان خارجی وچه ازنظراعتراض به سیاستهایغیرعادلانه حکام وسلاصین جبار وستمگروچه ازلحاظ تولیدات ودست بافته هانشان افتخاربرجبین وشکنج زحمت برچهره دارند ازانجا که ایل عرب فارس نشین که درجمع بندی یکی از پنچ ایل خمسه میباشد ودارای سوابق روشن ودرخشان است ودر خطه زرخیرشرق فارس بارهنوردیها -کوه پیماییهابااشناییهای طبیعت - دست وپنچه نرم کردن باحیوانات وحشی در جنگهابانان خشک ساختنها -بدون پزشک ومبارزه کردن بادردهاگذشته خویش رارقم زده وراه پرسنگلاخ وپرپیچ وخم زندگی راازصدراسلام تاکنون پیموده است ازاول درسیاه چادرهای زمستانه وتابستانه درسردسیروگرمسیربه باروکوچ پرداخته وبا پرورش دام وبافتن فرشهای نفیس امرارمعاش مینموده لیکن تحت تاثیرعوامل عدیده سال به سال ازتوش وتوانش کاسته شد ودراطراف واکناف استان فارس به حالت اسکان ونیمه سیاردرامده اند وفقط تعداد اندکی هنوز به ییلاق وقشلاق میپردازند ان هم نه بصورت کوچندگی قدیم بااسب وشتربلکه اکثرا به وسیله کامیون یک شبه ازگرمسیر به سردسیروبالعکس میرسند ونتیجه چینن اب وهوا عوض کردنها معلوم است که چه می باشد .

 

 تشکیلات ایلی عشایردرزمان فعلی

عشایرقشری است که ازطریق قرارداشتن در یک شجره نامه قومی  ایل وطایفه وتیره خودرامعرفی نموده وعمدتا دریک فعالیت تولیدی که اکثرا دامداری است شاغل میباشند دربعضی موارد کشاورزی نیزبه عنوان شغل فرعی یاثانوی انها مطرح است . انچه مسلم است عشایر روزی همگی متحرک بوده وبه مرورزمان که ازسوی رژیم های حاکم وحوادث طبیعی در تنگناقرارگرفته و درشهرها یاروستاها مسکن گزیدند .

هم اکنون عشایر ازنظر فرم زندگی و نحوه خدمات  رسانی به سه دسته (گروه ) تقیسم می شود .

اول گروهی که کاملاسیارند ومرتبا ازقشلاق به ییلاق وبالعکس کوچ می نمایند ودامداری شغل اصلی انهاست .

دوم گروهی که نیمه سیارند ودرییلاق وقشلاق خانه روستایی دارند وکشاورزی شان نیزچشمگیراست .

سوم گروهی ساکن که کاملا به شکل روستادرامده وعمدتا کشاورزی دارند ویادرشهرهابه کارگری ودستفروشی ومشاغل دولتی پرداخته اند .

ایل خمسه شامل طوایف عرب وباصری وکرشولی ونفر واینانلو وبهارلو میباشد .

بنکو : مجموعه چندخانواررابنکو می گویند .

تیره :مجموعه چند بنکورا تیره گویند .

طایفه :مجموعه چند تیره راطایفه گویند .

ایل :مجموعه چند طایفه رایل گویند .

خانوار : گروهی که زیریک چادرزندگی می کنند وبایکد یگر هم خرج بوده وباهم دریک سفره غذا می خورند .

ییلاق ( محل اطراق تابستانی )  محلی که عشایربهاروتابستان درانجابه سرمی برند که بین عشایر به سرحد معروف است که دراصل سردسیراست  .

قشلاق ( محل اطراق زمستانی ) محلی که عشایر پاییز وزمستان رادرانجابه سرمی برند که بین عشایربه گرمسیرمعروف است .

 

 نگاهی به استان فارس و شهرهای خمسه نشین ان

استان فارس درجنوب ایران قرارگرفته واز شمال بااستانهای اصفهان ویزد از جنوب بااستان هرمزگان ازشرق بااستان کرمان وازمغرب بااستانهای بوشهروکهکیلویه وبویراحمدهمسایه است . مساحت ان 133000 کیلومتر مربع ودرامتداد جبال زاگرس یک ناحیه کوهستانی و معتد ل راتشکیل میدهد دارای کوهستانهای بهم پیوسته و گردنه های صعب العبور درناحیه شمالی وشمال غربی وکوههای پراکنده ودشتهای حاصلخیز درناحیه جنوب و جنوب شرقی میباشد :  این استان از نظر اب وهوا به دو ناحیه سرد سیری وگرمسیری تقیسم می شود وجو د رودهاوچشمه ها دردره ها وکوهپایه ها باعث سرسبزی وچمنزارهای طبیعی فراوانی درجای جای فارس کردیده که از نظر دامداری ایلات وعشایر راجلب نموده است .

عشایر فارس عبارتنداز از ایل قشقایی  - ایلات خمسه -  ایل ممسنی وایل بویراحمد که اکثر قریب به اتفاق در چادرهای سیاه که ازموی بز وبدست خودشان بافته می شود زندگی می نمایند که درزمان کنونی اکثرا اسکان یافته ودرشهرها ومناطق دیگر پراکنده می باشنداین استان دارای  14 شهرستان 34 شهر 112دهستان و 38 بخش می باشد.

 

ایل عرب

باید دانست که ایل عرب فارس جماعتی ازاعراب بادیه ،نجد و عمان و یمامه عربستانند که در زمان خلفای بنی امیه و بنی

عباس بلکه از صدر دولت علیه اسلام دامت شوکتها برای تسخیر مملکت فارس و نظم نواحی آن با عیال و مواشی آمده به

عادت خود در چادرهای سیاه زمستانه و تابستانه در دشت و کوهستان آمد و شد کنند. قشلاق آنها نواحی بلوک سبعه و

رودان و احمدی و ییلاق آنها بلوک بوانات و قنقری و سرچاهان باشد.و زبان این گروه از زبان عربی اصلی بیرون رفته

و جز لهجه عربی برای آنها باقی نمانده است.و ایل عرب  در اصل دو ایل می باشد . یکی عرب جباره و دیگری  عرب

شیبانی است .

ایل اینا نلو

((یکی از ایلات پنچ گانه خمسه می باشد این ایل ازترکستان درقرن سیزدهم میلادی به ایران امده ودرفارس اقامت گزیده اند هنگامی که شاه عباس اول ایل شاهسون راتشکیل داد قسمتی از ایل ایناینلو به این ایل جدید ملحق شدند .)) ایل بهارلو یکی از پنچ ایل خمسه  فارس

ایل بهارلو

شعبه ای از طوایف شاملو میباشند که دارای هفت قبیله بوده اند وتوسط سید صدرالدین از جنگ امیرتیمورخلاص وباشاه اسماعیل خروج کردند در زمان گذشته این ایل ایاب وذهاب می کردند محل ییلاق انهادر بیضا  ورامجرد ومحل قشلاق انها درحوزه شهرستان داراب بوده است مدت  زمانی است که درداراب اقامت نموده .

چون زبان همه انهاترکی است باید اصل انها از ایلات ترکستان باشد که در زمان سلاطین سلجوقی وسلاطین مغول به ایران امده ودرفارس توقف نموده اند . چنانکه  تاکنون یک طایفه از ایلات ترکمان دشت خوارزم را بهارلو گویند قشلاق این ایل صحرای ایزد خواست لارستان وجایگاه داراب وییلاق ان نواحی رامجرد ومرودشت وکمین بود .

 ایل باصری

یکی ازپنج ایل خمسه ایل باصری میباشد این ایل اززمان سابق باایل عرب هم مرز وهم جواربوده وحاکم ایل باصری وایل عرب هردو یکی بوده از زمان صفویه تازمان کریمخان زند ایل باصری به ایل عرب ملحق شد .

ایل نفر

ایل نفردرناحیه گراس زندگی می کند رییس این ایل در زمان حکومت نادر شاه افشار حاج حسین خان نفر بوده واز انجا که وی فردی متنفذ ودردربارسلاطین وقت اعتبار ویژه ای داشته از این رونام ایل از اسم وی گرفته شده . ایل نفر از جمله پنج ایلی است که ایلات خمسه راتشکیل می دهد در طول دوران نادر شاه وکریمخان زند حاجی حسین خان نفر رییس ایل نفر وبهارلوبوده است


دوشنبه 21 اردیبهشت 1388

کتابشناسی ایل قشقایی

   نوشته شده توسط: روح الله اژدری    نوع مطلب :کتابشناسی ایل قشقایی ،

قشقائی ائل ادبیاتی عنوان کتاب کوچکی است که هموطن آذربایجانی جناب آقای علیرضا ذیحق در سال 1361 در مورد ادبیات ایل قشایی تهیه کرد اند. در ابتدای این کتاب 22 صفحه ای که به زبان ترکی آذربایجانی نوشته شده است توضیحات مختصری در مورد تاریخچه ی ایل قشقایی آمده است. سپس توضیحات مختصری راجع به ماذون قشقایی و چند شعر این شاعر و سپس هم توضیحاتی در مورد یوسفعلی بیگ به همراه اشعار زیبایی از او آورده شده است بعلاوه چند طرح از قشقایی ها نیز در این کتاب گنجانده شده است. این کتاب درتابستان سال65 در تبریز به چاپ رسیده است.

تاریخ اجتماعی و سیاسی ایل بزرگ قشقایی

 تهیه و تدوین: نوروز دُرداری (فولادی)

 ناشر: انتشارات قشقایی (shiraznashr.blogfa.com)

 ۸۰۰ صفحه قیمت: 8000 تومان

 فهرست مطالب

پیشینه‌ی تاریخی ایل قشقایی/منشأ نام ایل قشقایی/تاریخ مهاجرت ترکان به فلات ایران/تاریخ مهاجرت ترکان قشقایی به فارس/اسناد موجود تاریخی/موقعیت جغرافیایی و جمعیت/حدود قلمرو ایل بزرگ قشقایی/جمعیت عشایر کوچنده‌ی ایران/زبان و فرهنگ ایل بزرگ قشقایی/زبان ترکی/جمعیت مردم ترک زبان در دنیا/سواد آموزی در عشایر/تأسیس مدارس عشایری در فارس/پوشاک مردم قشقایی/تزیینات و زیورآلات زنان در ایل قشقایی/پوشاک مردان قشقاییی/ موسیقی در ایل قشقایی_ ...

نگاهی به تاریخ و فرهنگ ایلات شش بلوكی و رحیم‌لو قشقایی

«تا زمانی كه سیه چادرها در دامنه‌های رشته كوه زاگرس برپاست، نفوذ در جنوب ایران از محالات است»

از سخنان چرچیل نخست‌وزیر انگلستان به فرانكلین روزولت رییس جمهور آمریكا،1941

گردآورنده: الله‌داد بهرامیان (1387-1384)

 ناشر: انتشارات قشقایی (shiraznashr.blogfa.com) نوبت چاپ: اول، 1387 قیمت: 6000 تومان

قره کیشی: اشعار طنز ترکی قشقایی

تیمور گردانی (شاعر)

قیمت پشت جلد

8000 ریال

مشخصات کتاب

·         تعداد صفحه: 80

·         نشر: وفایی (27 مهر، 1384)

·         شابک: 964-8108-60-9

·         قطع کتاب: رقعی

·         وزن: 300 گرم

شیرم را حلالت نمی کنم

تیمورگردانی


قیمت پشت جلد

8000 ریال

مشخصات کتاب

·         تعداد صفحه: 80

·         نشر: وفایی (05 مهر، 1384)

·         شابک: 964-8108-61-7

·         قطع کتاب: رقعی

·         وزن: 300 گرم


برچسب ها: کتابشناسی ایل قشقایی ،

یکشنبه 13 اردیبهشت 1388

شناخت مقدماتی ایل شاهسون

   نوشته شده توسط: روح الله اژدری    نوع مطلب :ایل قشقایی ،

در بستان‌السیاحه تالیف حاج زین‌العابدین شیروانی (جلد اول از انتشارات سنایی، صفحه 347) در مورد شاهسون‌ها چنین آمده است: جمعی از نمك به حرامان قزل باشیه بر شاه عباس خروج كرده، پای جرئت و جسارت پیش نهادند، شاه فرمود: شاه سون گلسون. یعنی هركه شاه رادوست دارد بیاید. بنابراین از هر فرقه‌ای آمده طاغیان شاه را شكست دادند، پادشاه آن جماعت را (شاه سون) نام نهادند، در میان آن طایفه، طوایف مختلفه است. مسكن ایشان در ملك مغان و آذربایجان و فارس است و قلیلی در خراسان و كابل و كشمیر سكونت دارند و در غریب‌نوازی و مهمانداری و شجاعت بر امثال خود طریق سبقت سپارند. نام طوایف این عشایر بیشتر به «لو» ختم می‌شود از قبیل سرخان بیگ‌لو، طالش مكاییل‌لو، جعفرلو، مغانلو و...
علاوه بر این بعضی از شاهسون‌ها به دیگر نقاط ایران چون فارس، خرقان و خمسه كوچانده شده‌اند كه اینها برخلاف شاهسون‌های آذربایجان معمولاً زیر سیاه چادر زندگی می‌كنند و با آلاچیق‌های شاهسون‌های آذربایجان تفاوت بسیار دارند.
عشایر سرزمین دو حوزه آذربایجان شرقی و اردبیل را به سه گروه می‌توان تقسیم كرد:
1- عشایر پیرامون شهر اردبیل (محال كوه‌های باغ رو).
2- شاهسون‌های مشكین شهر و دشت مغان.
3- عشایر كوه‌های قره‌داغ و دامنه سبلان.
عشایر پیرامون شهر اردبیل را می‌توان به 12طایفه بخش كرد كه عبارتند از فولادلو، یورت چی دورسن خواجه لو، پاشاخانلو، آلارلو، بیگ‌لو، جهان خانم‌لو، رضابیگ لو، خامس‌لو، بیگ باغلو، قزآت‌لو، تكله،طالش مكاییل‌لو.
كوچ این عشایر از قشلاق، 40 روز از بهار رفته آغاز می‌شود كه 10 تا 15 روز طول می‌كشد تا به سرزمین ییلاقی خود یعنی كوه‌های اطراف باغ رو برسند و قشلاقشان مسجدلو، قیزقلعه سی، و آنقوت لارشهرستان گرمی است.
شاهسون‌های مشكین شهر از پیشترها برآنند كه از سه ایل و 30 طایفه تشكیل یافته‌اند و ییلاق‌شان از نزدیكی‌های شهرستان اهر تا كوه‌ها و دامنه‌های سرسبز سبلان گسترده است و قشلاقشان دشت مغان است و بخشی از آنها در قشلاق زیرآلاچیق و برخی درساختمان‌ها زندگی می‌كنند، اما در ییلاق زیر همان آلاچیق‌هایی كه برپا كرده‌اند، زندگی می‌كنند.
شاهسون‌ها بیشتر دامدارند و معیشتشان از راه دامداری تأمین می‌شود و قسمت كمی از آنان به شغل زراعت و كشت و زرع مشغول‌اند.
آنها قبل از اینكه به محل تابستانی خود بروند، در اوایل خرداد ماه به عنوان جایگاه بهاری در دامنه‌های كوه سبلان آلاچیق برپا می‌كنند و در ماه‌های تیر و مرداد به بالای كوه سبلان می‌روند و در شهریور ماه دوباره به محل بهاری دامنه‌های كوه سبلان مراجعه كرده و در اوایل آبان ماه در نزدیكی‌های مغان چون ارشق، تازه كند و ... دوباره آلاچیق برپا می‌كنند و چند روزی آنجا كه محل پاییزشان است، اتراق می‌كنند و سپس به محل زمستانی خود یعنی مغان نقل مكان می‌كنند و تا اواخر فروردین ماه آنجا به سربرده و نیمه‌های اردیبهشت ماه از محل زمستانی كوچ می‌كنند.
30 طایفه مهم مشكین شهر عبارتند از عربلو، حسین خان بیگلو، آیواتلو، علی بابا، مرادلو، اودولو، سیدلر، حاج خوجالو، گیكلو، جعفرلو، قاراقاسملو، گوشلو، گبگ لو،جانی یارلو، ساری جعفرلو، اجیرلو، بیگ دیللو، هومون لو، جلودارلو، مغانلو، طالش مكاییل لو، زرگرلو، سرخان بیگلو، مستعلی بیگ لو،كورعباسلو، جوادلو، عیسی لو، دمیرچی لو، ترت لو و خلیفه لو.

سبلان یاساوالان
سبلان پس از دماوند بزرگ‌ترین و معروف‌ترین كوه آتشفشانی خاموش ایران است كه قله سولطان ساوالان آن با ارتفاع 4 هزار و 811 متر سومین نقطه مرتفع ایران است.
ساوالان با گستردگی و هیكل غول آسایش در بین مردم شهرهای اطرافش و ایلات و عشایر دامنه‌اش مقدس است و این مردمان سلطان لقبش داده و حتی به آن قسم می‌خورند و در باورهای مردم ساوالان یكی از هفت كوه بزرگ بهشت است كه برای رسالتی به این جهان فرستاده شده است.
ساوالان صاحب سه قله است، قله بلندتر آن دریاچه بزرگی دارد كه مانند چشم زنده‌ای همیشه حیرت‌زده آسمان‌ها است و از لحاظ علم دریاچه‌شناسی یا لیمونولوژی در جهان بی‌نظیر است.
مشهور است كه قبر زرتشت پیامبر در كنار این دریاچه و زیر یكی از تخته سنگ‌هاست و به سبب همین است كه در باور مردم ساوالان كوه پاكی‌ها لقب گرفته و هر كس قصد صعود به آن را داشته باشد، باید پاك باشد.
قله دیگر ساوالان را حرم داغی می‌گویند كه ستیغ بزرگی غیرقابل صعود است و گفته می‌شود كه تنها زنان اگر جرئتش را داشته باشند، می‌توانند از آن بالا روند چون در افسانه‌هایش آمده است كه مرد را به خود راه نمی‌دهد و از بالای بلندی به ته دره پرتابش می‌كند.
قله سوم كه ارتفاعش كمتر است «كسری» نام داده‌اند و به هرحال كوه سولطان ساوالان چنان بزرگ و عزیز است كه برایش ترانه‌ها نیز سروده‌اند.

مسكن عشایر در ییلاق
عشایر منطقه به مسكن خود آلاچیق می‌گویند و مجموعه‌ای از آن را (اوبا) می‌نامند.
استخوان‌بندی آلاچیق از دو قسمت مهم تشكیل شده است یكی حلقه سقف آلاچیق كه از چوب ساخته شده است و دیگر تعدادی تیرك انحنادار و خمیده كه به هنگام برپایی به شكل گنبد نمددار می‌شود.
برای برپاكردن آلاچیق نخست یك نفر مرد (چمبره) را كه سقف اصلی آلاچیق است و از چوب مدور تهیه شده سر دو دست بلند می‌كند و بالای سرنگه می‌دارد و دیگران یك یك (چیغ ها) را كه تیرك نازك و خمیده است یك سر آن را به اندازه در سوراخ‌های كناری دایره سقف چوبی فرو می‌برد و ته آن را در زمین می‌كوبد به گونه‌ای كه چمبره در وسط پایه تیرهای خمیده می‌ایستد.
بزرگترین آلاچیق 28 تیر و كوچكترین آن 24 تیر دارد.
برای زیبایی آلاچیق منگوله پیش الوان به نام (قوتاز) بالای آلاچیق می‌دوزند و اصولا آلاچیق همراه با كومه است كه به شكل دالانی برپا می‌شود.
مرتع
مرتع یكی از اركان اقتصادی كوچ نشینان را تشكیل می‌دهد و هر خانوار كوچ‌نشین در صورتی می‌تواند به زندگی كوچ‌نشینی ادامه دهد كه به نحوی دسترسی به مرتع داشته باشد.
در نظام سنتی و اجتماعی عشایری اصولاً رسم بر این است كه صرف نظر از نحوه مالكیت اعضای هر خانوار و تیره در بعضی موارد همه اعضای یك تیره مالك شناخته می‌شوند.
مراتع مورد استفاده كوچ نشینان آذربایجان همان مراتع طبیعی است كه به‌ طور پراكنده در كوهستان سبلان، دشت مغان و ارسباران یافت می‌شوند این مراتع در موقع معینی از سال مورد استفاده قرار می‌گیرند. بین عشایر مرتع دو گونه است:
1- مرتع خام: مرتعی كه توسط دام چریده نشده است.
2- مرتع اوره ن: مرتعی كه توسط دام چریده شده است.
چوپان صبح گوسفندها را به تادم ظهربه اوره می‌برد دوباره به اوبه برگردانده و در دامنه تپه‌ای جمع می‌كند و به اصطلاح گله را به سنگ می‌زند و می‌خواباند.
بعد از ظهر دوباره می‌آورند به اوره تا نزدیكی‌های غروب همه اوره هستند و آن وقت چوبان همه را می‌برد به طرف خام تا سیاهی شب گوسفندها همه خام می‌خورند و برمی‌گردند به اوبه وسط آلاچیق‌ها كه محل خوابیدن گوسفندهاست و به آنجا آرخاج می‌گویند؛ در قشلاق هم همین كار را می‌كنند.
به طور كلی نقش چوپان در استفاده صحیح از مراتع در موارد ذیل خلاصه می‌شود:
- جلوگیری از تجمع دام در یك محل
-قراردادن نمك در قسمت‌های مختلف مرتع
- چرخیدن چوپان در بین دام‌ها و ایستادن در جلو دام‌های چرا به قصد ایجاد مانع
- استفاده و انتخاب محل خواب و اتراق دام‌ها
- جلوگیری از آمد و شد در مرتع بعد از بارندگی
- ایجاد آبشخور و سایبان در حد توان و توجه به مرتع
-ایجاد آرامش در دام و زمان مناسب چرا در طول شبانه روز
دست بافت‌های عشایری
دستكش:(ال جك ):
دو نوع دستكش بافته می‌شود كه پنج انگشت و تك‌انگشت و یك پنجه
نوع مرغوب دستكش را از پشم بسیار نرمی می‌بافند به اسم (تیف تك ) و یا از پشم شتر.
پلاس (پالاز):
نوعی جاجیم ارزان قیمت و مانند آن بافته می‌شود.
جوال (چووال) كه دو نوع است یك نوع را به‌وسیله دستگاه‌ها می‌بافند و مشهور است به هاناچووالی و با طرز بافتن با گلیم فرقی ندارد این نوع چووال برای حمل گندم و آرد و سایر منزل به كار می‌رود و نوع دیگر هم مانند پلاس بافته می‌شود كه به هم می‌دوزند و (شال چووالی می‌گویند.)
جوراب بافی:
هنر اصلی زنان عشایری شمرده می‌شود با نقشه‌های مختلف كه این‌ها بیشتر مشهورند به (گلین قاشی) یعنی ابروی عروس، تیكمه كه همان دوخته، قوچ بوینوزی (یعنی شاخ قوچ)، قیناخ (یعنی چنگ) و سلیمانی و ...
خورجین:
خورجین‌های مورد استفاده و بافته شده توسط عشایر چند نوع است، نوع ساده آن مانند جاجیم بافته می‌شود و سپس به صورت خورجین دوخته می‌شود و انواع رنگین و نقشه‌دار را به اسامی خلی خورجین، قیناغ وگول می‌نامند.
فرماش:
سه نوع بافته می‌شود: قییاغ، خكی و گلیمی.
اغلب قسمت یادیواره جلویی منقش بافته می‌شود و طرح اصلی آن گول نامیده می‌شود و معمولاً به صورت پنج تكه می‌بافند و به هم می‌دوزند و آخر سر به صورت صندوق بی‌دهانه در می‌آورند و موقع حمل و نقل و كوچ كار صندوق را انجام می‌دهد و همچنین كارمخده را در داخل آلاچیق.
ورنی:
نه فرش است و نه گلیم، بلكه نوعی زیر‌انداز مخصوص است كه هم سادگی و سبكی گلیم را دارد و هم از ظرافت و زیبایی قالی برخوردار است.
ورنی بدون نقشه قبلی و به صورت ذهنی توسط دختران و زنان عشایری بافته می‌شود و به همین دلیل طرح‌ها، رنگ‌ها و خطوط ورنی نمایانگر حیاط و متأثر از سبك زندگی عشایر و حتی فصل زندگی آنهاست.
ورنی‌بافی تنها در بین عشایرهای آذربایجان شرقی و اردبیل رواج دارد و پیشینه ورنی در تاریخ بسیار كمرنگ است.
جاجیم:
دو نوع است: ساده و نقش‌دار یا گلدار. از انواع جاجیم‌های گلدار می‌توان چیچك لمه (غنچه دار)، قوشابرتا(جفت بته)، شاتا (شسته) ویئدی قارداش (هفت برادر) را نام بر دوروش بافت آنها تقریباً یكی است.
* محصولات مهم عشایری:
كره ، شیر، پنیر، پشم و ...
پشم چینی:
پشم این محصول دامی برای عشایر دارای اهمیت خاصی است زیرا همین محصول مواد اولیه غنی‌ترین بخش فنون ساخت یعنی بافندگی را فراهم می‌كند و فروش آنها می‌تواند منبع مهمی از درآمد عشایر را تشكیل دهد.
پشم چینی در دو مرحله انجام می‌گیرد، یكی در اوایل بهار در قشلاق و دیگری در اواسط تابستان و در ییلاق كه چین دوم گفته می‌شود و پشم آن گوزه م است و نمد آلاچیق‌ها از همین گوزه م چین دوم تهیه می‌شود.
پشم چینی به‌وسیله قیچی موسوم به (قیرخ لیخ ) انجام می‌گیرد به طوری كه ابتدا پاهای گوسفند را می‌بندند و آن را از پهلو روی زمین می‌خوابانند و با دست راست قیچی را گرفته و با دست چپ تیغه‌ها را روی هم فشار می‌دهند تا پشم چیده شود.
پوشاك عشایری:
در میان عشایر آذربایجان شرقی پوشاك سنتی در میان زنان حفظ شده و پوشاك سنتی مردان به تدریج از بین رفته است.
موسیقی آشیقی عشایری
هنر آشیقی مهم‌ترین و غنی‌ترین شاخه ادبیات شاهی مردم آذربایجان است به تعبیر دیگر اگر آشیق‌ها نبودند، از فولكلور غنی آذربایجان به جز چیزهای پراكنده و كم محتوا هیچ نمی‌ماند، آشیق‌ها مردمی‌ترین هنرمندانی هستند كه با ساز و آواز، اشعار و داستان‌های خود، در غم و شادی مردم شریك می‌شوند.
آمال و آرزوها، عادات و باورها، آداب و رسوم ملی و مذهبی مردم در طول سالیان دراز در هنر ارزشمند آنها انعكاس پیدا كرده است.
آشیق‌ها ماهیت اخلاقی و فلسفی معارف دینی را عمیقاً یاد گرفته و در اشعار و داستان‌های خود به طرز استادانه‌ای به كاربرده‌اند.
آشیق‌های استاد همچون آشیق علعسگر، آشیق قشم، خسته قاسم و دیگران خود به كرات به مفاهیم و مضامین مذهبی اشاره می‌كنند، آنان خود را (حق آشیقی) و (آللاه آشیقی) قلمداد می‌كنند.
آشیق هنرمندی است كه در شاعری، آهنگ سازس و نوازندگی، خوانندگی و داستان سرایی استادی دارد.
اصولاً هنر آشیق الهام گرفته از مفاهیم عمیق دینی و مذهبی است و آشیق‌ها در طول تاریخ به اسامی مختلف چون ( وارتساق )، ایسیق، وران و نشاق شناخته می‌شوند.
موسیقی بخش محوری هنر آشیقی است، ساز در اغلب نقاط تنها آلت موسیقی آشیقی است اما در منطقه آذربایجان شرقی دو نوازنده دیگر با (بالابان) و (قاوال) آشیق را همراهی می‌كنند، بر اساس گفته‌های آشیق‌های استاد موسیقی آشیقی 73-72 آهنگ دارد هر آشیق‌ساز خود را هماهنگ با تن صدای خود كوك می‌كند.

 
آهنگ‌های موسیقی آشیقی به سه گروه تقسیم می‌شوند:
1- یوخاری هاوالار: (آهنگ‌های بالا): این آهنگ‌ها از پرده چهارم به بالا نواخته می‌شوند.
2- اورتاهاوالار(آهنگ‌های میانی): این آهنگ‌ها بین شاه پرده بالا (پرده چهارم ) و شاه پرده میانی ( پرده نهم ) نواخته می‌شوند.
3-آشاغی‌ها والار (آهنگ‌های پایین): این آهنگ‌ها در پرده‌های پایین‌تر از شاه پرده میانی نواخته می‌شوند.
داستان‌های آشیقی بر اساس موضوع به دو دسته داستان‌های قهرمانی و حماسی و داستان‌های محبت تقسیم می‌شوند.
از داستان‌های قهرمانی می‌توان كوراوغلو، قاچاق نبی، قاچاق كرم، شاه اسماعیل و عرب زنگی اشاره كرد و از داستان‌های محبت می‌توان به داستان‌های اصلی و كرم، عباس و گولگز و طاهره زهره اشاره كرد.
مسكن عشایر آذربایجان
آلاچیق
آلاچیق یا مسكن متحرك ایل شاهسون، یكی از مظاهر ویژه فرهنگ این عشایر به شمار می‌رود كه با شیوه خاص تولیدی طوایف كوچروی این ایل كه در عرض سال چند مرتبه در مسیر كوچ (ایل یولو) توقف و حركت می‌كنند سازگاری دارد.
آلاچیق امروزی عشایر شاهسون مغان از همان آلاچیق‌های تركان غزآسیای مركزی ریشه می‌گیرد، كه نوع كامل آن است.
تفاوت آلاچیق‌های تركمنی و شاهسون‌های مغان را این است كه آلاچیق‌های تركمنی دارای بدنه‌ای استوانه‌ای و سقف گنبدی است در صورتی كه آلاچیق‌های شاهسون‌های مغان ساده‌تر و كلاً گنبدی شكل است.
از طرف دیگر تعداد تیرك‌های آلاچیق‌های شاهسون‌های مغان، در حدود نصف تیرك‌های آلاچیق‌های تركمنی است، اما استقامت آنها به مراتب بیشتر از آلاچیق‌های تركمنی است و با در نظر گرفتن اینكه امروزه قیمت هر تیرك 15 هزار ریال است، طبیعی است كه چادرها از نظر اقتصادی نیز به مراتب با صرفه‌تر است.
ضمناً برای صرفه جویی و سهولت حمل آلاچیق شاهسون‌های مغان، فاقد چارچوب در ورودی آلاچیق‌های تركمنی هستند و در آلاچیق به وسیله یك قطعه نمد ایجاد می‌شود.
به طور كلی آلاچیق شاهسون‌های مغان از دو قسمت تشكیل می‌شود:
اسكلت چادر كه قسمت اعظم ان از چوب ساخته می‌شود و خود از دو قسمت مهم به وجود می‌آید، حلقه بالایی آلاچیق یا چمبره كه سقف را تشكیل می‌دهد و تیرك‌های جانبی به نام چبخ كه قسمت جانبی سقف را به وجود می‌آورند.
كومه
در اغلب ابه‌های مورد بازدید مشاهده شد كه در جوار آلاچیق‌ها، چادرهای ساده‌تری به نام كومه وجود دارند كه اغلب چوپان‌ها در آن زندگی می‌كنند.
سیاه چادر
گفتیم كه آلاچیق‌های شاهسون مغان تحت تأثیر شرایط اكولوژیك، نمونه ساده‌تر شده آلاچیق‌های ترك‌های آسیای مركزی به شمار می‌روند، اما شاهسون‌های بغدادی نیز، كه ابتدا به نواحی بغداد كوچ داده شده و مجدداً به ایران گسیل داده شدند و در اطراف ساوه مستقر شدند، این بار هم تحت تأثیر عوامل اكولوژیك (آب و هوای نیمه بیابانی و بیابانی و آفتاب سوزان) و شاید هم به واسطه عوامل اجتماعی (فرهنگ پذیری از عشایر و قبایل عرب) دارای سیاه چادرهایی هستند كه نمونه آنها در طوایف كوچ‌روی شاهسون بغدادی در اطراف ساوه دیده شد.
این چادرها به صورت مكعب مستطیل هستند كه بدنه آنها از بافت‌های پنبه‌ای پوشیده می‌شود و در وسط چادر نیز تیرهایی قرار می‌دهند كه روی آنها چوب‌ای افقی می‌گذارند و تمام سقف را با بافتی از موی بز می‌پوشانند.
تاریخچه سراب
شهرستان‌ سراب‌ از قدمت‌ چند هزار ساله‌ برخوردار است‌.
آثار بدست‌ آمده‌ از دوره اورارتوها (معاصر مادها) به‌ خط‌ میخی‌ درسراب‌، نشانگر قدمت‌ تاریخی‌ آن‌ شهر است.
در حومة‌ سراب‌ دو سنگ‌ نبشته‌ میخی‌ اورارتویی‌ در روستای‌ نشت‌ اوغلی‌ و دیزج‌ و رازلیق‌ وجود دارد كه‌ حكایت‌ و نشانی‌ از فتح‌ نامة‌ شاهان‌ اورارتی‌ در این‌ منطقه‌ است‌.
مورخان‌ سراب‌ را به‌ نام‌ سراو و سراه‌ ذكر كرده‌اند كه‌ چون‌ در كنار «سراو رود» بنا شده‌، نام‌ آن‌ را سراو یا سراب‌ گذاشته‌اند.
حمداللّه‌مستوفی‌ قزوینی‌ در كتاب‌ نزهه القلوب‌ می‌نویسد: «سراو شهری‌ است‌ وسط‌ از اقلیم‌ چهارم‌ از شرق‌ كوه‌ سبلان‌ برخیزد و در بحیرة‌چیچست‌ (دریاچة‌ اورمیه‌) رود. حاصلش‌ غله‌ و دیگر حبوبات‌ بیشتر است‌ و انگور و میوه‌ كمتر دارد.
در كتاب‌ حبیب‌ السیر چنین‌ آمده‌ است‌: «بعد از اسلام‌ به‌ وقایع‌ عدیده‌ای‌ در سراب‌ بر می‌خوریم‌ مانند ملاقات‌ بابك‌ خرمدین‌ با«شبلی‌بن‌ مثنی‌ ازدی‌» در سراب‌، جنگ‌ امیر وهسوان‌ با غزان‌ در كنار شهر سراب‌ در قرن‌ پنجم‌ هجری‌.»
از نظر آثار تاریخی‌ سراب‌ در طی‌ دوره‌های‌ گذشته‌ به ویژه پس‌ از ظهور اسلام‌ و در دورة‌ صفویه‌ و قاجاریه همواره‌ تحت‌ تاثیر و رونق‌ و اقتدار دو شهر بزرگ‌ و معروف‌ آذربایجان‌ یعنی‌ اردبیل‌ و تبریز بوده‌ است‌.
آثار باستانی‌ و تاریخی‌ سراب‌ عبارتند: از چهارطاق‌آتشكده‌ متعلق‌ به‌ دوره‌ ساسانیان‌، سنگ‌ نبشته‌ رازلیق‌، سنگ‌ نبشته‌ اورارتی‌، مسجد جامع‌ سراب‌، سنگ‌ نبشته‌ قیرخ‌ قیزلار، تپه‌باستانی‌ قلعه‌جوق‌ و...
ضرورت تأسیس نخستین موزه عشایری ایران در شهر سراب
زندگی كوچ نشینی در ایران و از جمله آذربایجان سابقه‌ای بس كهن دارد و كوچ‌نشینان نقش مهمی درتاریخ سیاسی واجتماعی این مرز و بوم داشته‌اند.
بسیاری از دولت‌ها و حكومت‌های قبل از اسلام و بعد از اسلام از بین ایلات وعشایر برخاسته‌اند. حكومت‌های غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، ایلخانان، قره قویونلوها، آق قویونلوها، افشاریه، زندیه و قاجاریه حكومت‌های ایلی بودند كه قدرت اولیه خود را از تشكیلات ایلی خود گرفته‌اند.
روند كوچ‌نشینی در ایران و از جمله آذربایجان آنچنان است كه می‌توان پیش‌بینی كرد با آخرین نسل عشایر كوچ رو در ایران مواجه هستیم.
از این رو تأسیس موزه عشایر ضرورت تاریخی داشت.
شهر سراب موقعیت ویژه‌ای برسر راه تبریز ـ اردبیل و استان گیلان داشته و همه ساله هزاران نفر به قصد استفاده از آب‌های گرم و معدنی سبلان و سرعین و طبیعت زیبای شمال كشور این شهر را پشت سر می‌گذارند.
با وجود سابقه فرهنگ و تمدن این شهر تاكنون مسافران محملی برای اقامت بیشتر در این شهر نمی‌یافتند، اما با شرح وقایع تاریخی تأسیس موزه عشایر در محل حمام قدیمی جلال ضرورت و اهمیت خود را دو چندان می‌كند.
حمام جلال به جای مانده از دوران قاجاریه و ثبت شده در فهرست آثار ملی به شماره 9/419 با معماری ارزشمند در شهر تاریخی و فرهنگی سراب با مساحتی حدود 650 مترمربع بنا شده است.
موزه عشایر آذربایجان به عنوان نخستین موزه عشایری ایران از شمار موزه‌های مردم شناسی است.
قلمرو فعالیت موزه‌های مردم شناسی منطقه‌ای به نمایش گذاشتن نشانه‌های فرهنگی، سنتی، قومی و نمایانگر ارزش‌های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و فنی این نشانه‌ها، اشیا و نمادها به مردمی است كه آنها را به كار می‌گرفته‌اند و می‌گیرند.
بر مبنای تعریفی كه در این باره ارائه شده است، هدف موزه گردآوری و نگهداری، مطالعه و بررسی كردن و نیز به نمایش گذاشتن نعمات فرهنگی یا طبیعی به منظور آموزش، پژوهش و ارزش دادن به این مجموعه‌ها و لذت بردن از آنها است.
نتیجه اینكه هدف موزه نمایشگر ارائه تحقیقاتی است از مطالعه در مورد اعتقادات و آداب و رسوم، زبان، معیشت، مسكن، هنرها و فنون، خوراك، پوشاك، صنایع دستی، كه در جامعه عشایری توسط كارشناسان گردآوری شده است و از این رو است كه موزه مردم شناسی برای بینندگان مانوس و دلنشین است، زیرا در این باره هر یك از اموال فرهنگی كه به نمایش گذاشته می‌شود، با زبان بی‌زبانی از چگونگی مورد استفاده در زمان خود صحبت می‌كنند.
غرفه‌های این موزه مردم‌شناسی همانند سایر موزه‌های مردم شناسی سخن از چگونه زندگی كردن و با مشكلات مبارزه كردن را از زمان‌های بسیار گذشته می‌گوید.
بنابراین حفظ و نگهداری و معرفی ذخایر فرهنگی ضرورتی تاریخی دارد.
بخش‌های مختلف این موزه عبارتند از:
بخش اداری، بخش اطلاع‌رسانی، كتابخانه تخصصی، فضای مرتع و چوپان، غرفه سینمای سنتی، بخش فرآوری سنتی و بومی لبنیات، بخش فرآوری پشم ودست بافت‌های عشایری، غرفه موسیقی، غرفه آلاچیق، غرفه نان‌پزی، و تابلو نوشته‌ها و عكس‌های مختلف از جلوه‌های فرهنگی عشایر آذربایجان.
..............................................................
گزارش: وحید زینالی – خبرنگار فارس


برچسب ها: ایل شاهسوند ،

شنبه 12 اردیبهشت 1388

جیران زن عشایری و چنته

   نوشته شده توسط: روح الله اژدری    نوع مطلب :کتابشناسی ایل قشقایی ،صنایع دستی ایل قشقایی ،

جیران یكی از دختران عشایر چنته می بافد ، او دوران دخترباف یا ناشی باف كه دختران برای یادگیری می بافند را پشت سر گذاشته و تقریباً به مرحله ی استاد باف یا بی بی باف رسیده است دختران عشایری با ذوق و سلسقه ذره ذره با تمام وجود و عشق شروع به بافتن می كنند . آنها با هر رجی كه می بافند یا خاطرات شیرین گذشته می افتند و رویای آن را در سر می پرورانند آنها قبل از اینكه چنته را وسیله ای برای كار وزندگی بدانند آن را نماد عشق و علاقه به عزیزی كه به یاد او و برای او تاروپود چنته را بافته اند ، می دانند.

جیران چنته را به عشق سهراب و به یاد او می بافد . او حالا دیگر با سهراب ازدواج كرده است. در دوران نامزدی مانند تمام دختران عشایری، چنته برای جهیزیه خود بافته است و حالا با داشتن سه بچه و یك بچه تو راهی دوباره چنته می بافد. او با بافتن هر تار و پود چنته یاد خاطرات شیرین نامزدی، مراسم عروسی (مردم عشایر مانند تمام مردم ایران به ساز، آواز و رقصیدن علاقه ی زیادی دارند.) و جشن های ایل می افتد كه با حركات هماهنگ دست و پا همه را مجذوب خود می كرد. جیران همین طور كه چنته می بافت و یاد خاطرات شیرین می افتاد، گهواه را هم تكان می داد. او مانند تمام زنان عشایر عاشق كار در منزل و مواظبت از بچه ها است. او كم كم حركات طفل تو راهی را در شكم احساس می كند .

جیران هم مانند سایر زنان عشایری از سایر زنان عالم بیشتر زحمت می كشد و كمتر بهره می برد. آنها با چنته بافی تمام احساسات خود را با رنگ های نخ كه خودشان با پوست انار، پوست گردو، برگ مو و روناس رنگ آمیزی می كنند ، نشان می دهند .

آداب و رسوم ارزش های حاكم بر جامعه عشایری هویت فردی زنان را به رسمیت نمی شناسد. بنابراین در فراشد بافتن چنته و دیگر دست باف های خاص هست كه زنان می توانند آزادی زنانه خویش را احساس كنند و به شخصیت خود غنا بخشد.

كتاب "جیران زن عشایری و چنته " به دو زبان و در سه بخش منتشر شده كه بخش اول توصیف چنته ، بافت و سلیقه های مختلف عشایر در مورد رنگ ها و طرح های چنته، بخش دوم داستان زندگی جیران و بخش سوم و آخر انواع مختلف چنته را بیان می كند. این كتاب در 176 صفحه مصور (رنگی) با كاغذ گلاسه در قطع رحلی و جلد گالینگور در اختیار مردم قرار گرفته است. مولف "جیران"، "پرویز همایون پور" با همكاری عكاس مشهور "رضی میری" كتابی جذاب ، نفیس و خواندنی را توسط نشرچشمه عرضه كرده است.


برچسب ها: کتابشناسی ایل قشقایی ، ایل قشقایی ، جیران زن عشایری و چنته ،

عزیزان من! برادران و خواهران! شما امتحان خوبی دادید؛ پیوستگی خودتان و پشتیبانی خودتان را از اسلام و انقلاب، ثابت کردید. در کشور ما، عشایر مایه‌ی عزت و افتخارند. من در یک جمعی گفتم: بعضی از کشورها از اختلاف قومیتها در میان ملتشان، احساس بیم می‌کنند و می‌ترسند؛ ولی ما از عشایرمان احساس خرسندی و خوشبختی می‌کنیم! چرا؟ چون عشایر ما - در هر نقطه‌ای که هستند - پاسدار ملیت، پاسدار دین، طرفدار روحانیون و علاقه‌مند به مبانی اسلامی و سنتهای بومی این کشور بوده‌اند. ملیت ما - که به فضل پروردگار با عنصر دین و اعتقاد به خدا آمیخته شده است - در همه‌ی دورانها و به کمک سنتهایی که بیش از همه در میان اقوام و عشایر گوناگون نفوذ و رسوخ داشته، باقی مانده است. بخصوص این عشایری که در مناطق مرکزی کشور هستند - منطقه‌ی فارس،(ایل قشقایی) منطقه‌ی اصفهان - ولایتمدارند و در طول این زمانها پاسدار تفکر اسلامی و تفکر وابسته‌ی به اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) بوده‌اند. لذا در هر دوره‌ای از دوره‌های طاغوت که میان روحانیت و علماء و دستگاه‌های استکباری و استبدادی برخورد و اصطکاکی پیش آمده است، عشایر به عنوان نیروهایی برای روحانیت، در مقابل قدرتهای مستبد و زورگو ایستاده‌اند. در همین استان فارس، عشایر (ایل قشقایی) در مقابل سلطه‌ی انگلیس ایستادند و با انگلیس مبارزه کردند؛ در مقابل سلطه‌ی استبدادی پادشاهان دوران طاغوت - در دوران قاجاریه و در حول و حوش نهضت روحانی بزرگ، مرحوم آیةالله سید عبدالحسین لاری - ایستادگی کردند؛ بعد از آن در دوران رضاخان و بعد هم در دوران نهضت روحانیت، عشایر غیرت عشایری خود و اعتقاد عمیق خود به دین را نشان دادند. این را حفظ کنید.

جوانهای عزیز عشایری! امروز دنیا دنیائی است که اعتقاد و ایمان راسخی که متکی به مبانی مستحکم باشد، یک ملت را پیروز می‌کند. در دنیایی که سیاستهای گوناگون استکباری، مردم را به اباحهگری و بی‌بند‌و‌باری سوق داده‌اند، آن مجموعه‌ی مؤمنی که ایمان او متکی به مبانی مستحکم اعتقادی است، به برکت ایمان می‌تواند بر همه‌ی امواجی که در دنیا بوجود می‌آورند، غلبه کند؛ کما این که جوانان ما توانستند بر همه‌ی امواج استکباری‌ای که متوجه به نظام جمهوری اسلامی بود، غلبه کنند؛ اول پیروزی انقلاب بود، بعد پیروزی در عرصه‌ی نبرد دفاع مقدس بود و بعد هم تا امروز و در عرصه‌های مختلف، این ملت ایستاده است. جوانهای عزیز! این ایمان را حفظ کنید؛ این ایمان را با مبانی فکری، مستحکم کنید. همه - اعم از شهری و روستائی و وابستگان عشایر در شهر و روستا و مناطق کوچ‌رو - مقید باشند به این که این ایمان عمیقِ همراه با اخلاص و صفای باطنِ موجود در این منطقه را، با خواندن کتاب، با کتابخوانی در میان عشایر و مطالعه در میان جوانان این منطقه و با استفاده‌ی از انسانهای صاحب فکر و اندیشه - اندیشه‌ی درست و اسلامی - تقویت کنند.


برچسب ها: ایل قشقایی ، مقام معظم رهبری ،

چهارشنبه 9 اردیبهشت 1388

دریافت نشان ملی ایثار توسط یک مادرایثارگر قشقایی

   نوشته شده توسط: روح الله اژدری    نوع مطلب :شهدای ایل قشقایی ،

خانم فاطمه قشقایی مادر دو شهید از دست ریاست محترم جمهوری جناب آقای احمدی نژاد نشان ملی ایثار دریافت داشت . این مادر فداکار که اصالتا از ایل قشقایی میباشد . در راه اعتلای ایران و اسلام دو تن از فرزندان عزیز خود( به نامهای محمد رضا و حمید رضا پروین) را تقدیم ایران و اسلام نموده است. بسیارند مادرانی از ایل قشقایی که عزیزان خود را در سخت ترین شرایط به دنیا آورده و بزرگ کرده و تقدیم انقلاب و ایران کرده اند. چنین پدران و مادران مظهر و نماد وطن پرستی و دین خواهی ملت غیور ایل قشقایی است. ایل قشقایی به چنین مردان وزنانی افتخار میکند ودریافت نشان ملی ایثار را به خانواده محترم پروین بویژه خانم فاطمه قشقایی تبریک می گوید.


برچسب ها: شهدای ایل قشقایی ، نشان ملی ایثار ،

تعداد کل صفحات: 12 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic