تبلیغات
پژوهش نامه ایل قشقایی - کودتای 28 مرداد و قشقایی ها

معرفی فرهنگ و تمدن ایل قشقایی میراث کهن ایرانی

کودتای 28 مرداد و قشقایی ها

تاریخ:سه شنبه 4 فروردین 1388-01:15 ق.ظ | نویسنده :روح الله اژدری

 دکتر بابک نادر پور

كودتای 28 مرداد 1332 رویداد مهمی است كه كتاب‌هاو مقاله‌های زیادی در داخل و خارج از ایران پیرامون آن نوشته شده است. اما موضوعی كه كمتر مورد توجه نویسندگان قرار گرفته است تحركات بعد از كودتا از سوی حامیان مصدق و از آن میان محاصره شیراز از جانب ایل قشقایی به رهبری محمدناصرخان قشقایی و برادرانش است.

هدف مقاله حاضر بررسی بیشتر ابعاد موضوع، طرح پرسش‌هایی چند و ارائه پاسخ‌های احتمالی به آن است. اساسا ناصرخان با چه انگیزه و بر اساس كدام تحلیل اقدام به محاصره شیراز نمود؟ واكنش دولت كودتا و ایالا‌ت متحده آمریكا به این اقدام چه بود؟ چرا علی‌رغم شور و حرارت اولیه در نهایت حمله به شیراز منتفی و قشقایی‌ها به طور كلی از درگیری با دولت زاهدی منصرف می‌شوند؟ ‌

برای ارزیابی بهتر از این موضوع باید گفت در هنگامه ملی شدن نفت و در طول دوره كوتاه نخست‌وزیری مصدق، ناصرخان و برادرانش در صف ملیون قرار داشتند. ناصرخان هم در كسوت سناتور مجلس سنا و هم رئیس ایل همواره به دفاع از مصدق و برنامه‌های او می‌پرداخت. او مورد وثوق مصدق و آیت‌ا... كاشانی بود و در رفع اختلا‌ف میان آن دو تلا‌ش می‌كرد.

محمد حسین خان و خسرو خان (برادران قشقایی)

نمایندگان مجلس 17 نیز در جرگه جبهه‌های حامی مصدق بودند. خسروخان در كمیسیون 18 نفره نفت در مجلس 16 به ریاست مصدق عضویت داشت. در جریان واقعه 30 تیر 1331 ناصر خان به همراه خسرو‌خان از جمله امضاكنندگان بیانیه حمایت از مصدق بودند. ‌

خانواده قشقایی همچنین با تیمسار زاهدی نخست‌وزیر كودتا نیز دوستی دیرینه داشتند و در جریان اشغال ایران سیاست نزدیكی آلمان را پیگیری می‌كردند. آنها هیچگاه قلباً با <شاه> موافق نبودند. از كمونیسم بیزار بودند و در ماجرای فرقه دموكرات آذربایجان با راه‌اندازی <نهضت جنوب> آشكارا با كمونیسم مخالفت كرده بودند. ‌

بالا‌خره برادران قشقایی از انگلیس متنفر و با آمریكا رابطه حسنه‌ای داشتند. ‌

محاصره شیراز

همانگونه كه از خاطرات روزانه ناصرخان قشقایی برمی‌آید. قشقایی‌ها در هیچ مرحله‌ای به طور قطعی در صدد حمله به شیراز نبوده‌اند و این اقدام بیشتر یك قدرت نمایی نظامی بوده است. احتمالا‌ مولفه‌هایی چون محبوبیت گسترده شخص مصدق و جبهه ملی در میان اقشار مختلف مردم- به ویژه نسل جوان- روحیه بیگانه‌ستیزی همگانی و وجود چندین هزار نفر افراد ایلی مسلح قشقایی آنها را ترغیب كرده است تا با هدف اعاده قدرت به دولت مصدق و قرار دادن شاه و حامیانش در موضع ضعف، دست به این مانور نظامی بزنند. ‌

قشقایی‌ها تصور می‌كردند كه محاصره شیراز و تهدید به حمله و تصرف آنجا مقدمه‌ای برای قیام تمام مردم در پایتخت و شهر‌های دیگر می‌شود. ایلا‌تی چون خمسه بختیاری به آنان خواهند پیوست. ملیون كه تا آن زمان بیشترین نیروی اجتماعی یعنی مردم را در اختیار داشتند، مقاومت مردمی را سازماندهی و همچون 30 تیر حاكمیت مجددا به دولت‌ملی منتقل‌می‌شود. عدم مشروعیت كودتا در نزد سازمان ملل و سایر نهادهای حقوقی و بین‌المللی و محكومیت‌آن از سوی افكار عمومی جهانی، قدرت‌های خارجی حامی كودتا را نیز در موضع انفعالی قرار می‌دهد اعتقاد به روش و مرام مصدق دلیل دیگری بود كه قشقایی‌ها به هر قیمتی از دولت‌او حمایت نمایند. به علا‌وه مصدق دارای نفوذ و پایگاه مردمی بود. فراتر از این هدف عمده نهضت نخست‌رهبری او مبارزه با استعمار خارجی و استبداد داخلی بود. بنابراین در جریان نهضت ملی شدن نفت قشقایی‌ها نیز مانند اكثریت مردم ایران با نهضت و رهبری آن همدلی نشان داده بودند. شركت نفت انگلیس و ایران از بدو تاسیس به صورت نماد سلطه‌‌طلبی، غارت منابع و نقض حقوق ملت ایران درآمده بود. مصدق كه از سیاست جهانی شناخت كامل داشت بر این باور بود تا وقتی كه بیگانگان صاحب امتیاز در خاك ایران فعالیت می‌كنند هر گونه تلا‌ش برای استقرار دموكراسی، آزادی، حكومت قانون و نیل به پیشرفت‌های اجتماعی و اقتصادی به فرجام نخواهد رسید. بنابراین حامیان نهضت مصدق را تجسم ایده‌های خود و برجسته‌ترین سخنگوی آزادی و استقلا‌ل كشور یافته بودند. بر این اساس برادران قشقایی سقوط مصدق را به نوعی نابودی خود می‌دانستند. ‌

متاسفانه آنها خیلی زود دریافتند كه اوضاع بر اساس تصور آنها پیش نمی‌رود. مردم بهت‌زده چندان میلی به مقاومت نشان نمی‌داند شعار <جاویدشاه> چه آسان جانشین شعار <یا مرگ یا مصدق> شده بود. به علت دستگیری رهبران موثرتر جبهه‌ملی از سوی دولت كودتا، رهبران درجه دوم از چنان وزن و پیكره‌ای برخوردار نبودند كه بتوانند تفاوت‌های احتمالی را سازماندهی كنند. رهبران جبهه حتی آنها را از اتحاد احتمالی با حزب توده برحذر داشته بودند. زیرا حزب بدون صلا‌حدید مسكو خودسرانه دست به اقدامی نمی‌زد. ‌

قشقایی‌ها فكر می‌كردند روحیه بیگانه‌ستیزی مردم اجازه نخواهد داد تا آنها ننگ استیلا‌ی بیگانه بر مقدرات و سرنوشت خود را تحمل كنند ناصرخان یك رهبر بانفوذ ایلی بود كه ورودش به حلقه سیاست و مشاهده چهره كریه و پلشت آن هیچگاه باعث نشده بود تا سلا‌مت اخلا‌قی و شرافت ایلی خود را یكسره وانهد. او نیز در كمال ناباوری می‌دید كه نهال نوپای دولت‌ملی كه از خون شهدای 30 تیر سیراب شده بود در یك چشم به هم زدن از سوی دار و دسته شعبان بی‌مخ و مشتی رجال و فاحشه از بیخ و بن كنده می‌شود و همه با سكوت نظاره‌گر هستند. بنابراین تصور می‌كرد به مجرد محاصره شیراز نخبگان و مردم بهت‌زده با مشاهده حركتی هر چند كوچك به جنبش درخواهند آمد. اما از این نكته باریك غافل بود كه به حركت درآوردن چنین مردمی محتاج رهبری فرهمند همچون مصدق است كه اكنون در زندان بود.

حتی كودتاچیان كه از محاصره شیراز سخت به هراس افتاده بودند به زودی فهمیدند كه قشقایی‌ها سنگینی بار یك جنگ احتمالی را باید تنهایی به دوش كشند. ‌

واكنش دولت كودتا و آمریكا ‌

شواهد نشان می‌دهد كه رژیم كودتا و حامیان آن روی قدرت قشقایی‌ها خیلی حساب می‌كرده‌اند. شاه و زاهدی كه هنوز از موقعیت خود و اوضاع جاری بیمناك بودند در آغاز واكنش محتاطانه‌ای نشان دادند در پیامی كه از سوی ستاد مشترك ارتش به توسط فرمانده لشكر فارس به ناصرخان ابلا‌غ می‌شود. به وی اطمینان می‌دهند كه در امان خواهد بود <برحسب امر جناب نخست‌وزیر به جناب محمد ناصر قشقایی اطلا‌ع بدهید كه هیچگونه نگرانی نداشته باشند. خانواده قشقایی خانواده من است.> البته در تلگرافی كه زاهدی خود به ناصرخان ارسال می‌كند به طور ضمنی وی را به همكاری می‌خواند ...< اطمینان داشته باشید كه در حكومت اینجانب جز رفاه حال عموم و بالا‌بردن سطح زندگی مردم منظور دیگری نداشته و یقین دارم با سوابقی كه به اخلا‌ق اینجانب دارید با كمال اطمینان در پیشرفت كار دولت و رفاه عموم مجاهدت خواهید فرمود...>

اما ناصرخان كه در تصمیم‌خود جدی است در تلگراف مورخ 29 مرداد 1332 به زاهدی خاطرنشان می‌سازد ...< بدبختانه قسمی شده است كه باید از هم فاصله بگیریم، موضوع مالی و مادی نیست كه شخص بتواند غمض عین كند، موضوع عقیده است و آن هم چیزی نیست كه بشود تغییر داد... > در ادامه به زاهدی توصیه می‌كند كه ...< همكاری با مومن (شاه) و مومنین (انگلیسی‌ها) بدیمن است.>

ناصرخان كه چشم امید به قیام مردم دارد در 30 مرداد اعلا‌میه‌ای خطاب به ملت ایران صادر می‌كند، در بخش‌هایی از آن می‌خوانیم ...< ما تا آخرین قطره خون خود با نوكران اجنبی و دشمنان ایران می‌جنگیم و از شما ملت وطنخواه و بیدار در ایران می‌خواهیم كه دلیرانه با ما در راه استقلا‌ل میهن عزیز همكاری و با <لب خندان شربت شهادت بنوشیم... مرگ شرافتمندانه هزار بار بر زندگی ننگین ترجیح دارد... >

ناصر خان كه خود را در موضع قدرت می‌بیند حتی تلگراف سیدحسن تقی‌زاده رئیس مجلس سنا جهت شركت در جلسه مجلس را بدون پاسخ می‌گذارد. اما زاهدی كه كماكان از قدرت دوست قدیمی خود بیمناك است مقام‌های كشوری و لشكری را یكی پس از دیگری روانه اردوی خان می‌كند. مضمون پیام‌های ارسالی دعوت از وی جهت عزیمت به تهران یا حداقل ارسال تلگراف به شاه یا زاهدی است. البته وعده وعید‌های وسوسه‌انگیز وزارت، وكالت و استانداری نیز چاشنی برخی از پیام‌هاست. ‌

پذیرش هر كدام از این درخواست‌ها وجهه خان و ایل قشقایی را مخدوش و در مقابل زاهدی را به هدف نزدیك‌تر می‌سازد. اگر ناصرخان سازش كند مخالفان دیگر حساب كار خود را می‌كنند. پاسخ خان نموداری از شجاعت ایلیاتی و حس وطن‌دوستی او را به نمایش می‌گذارد. او به چیزی كمتر از آزادی مصدق رضایت نمی‌دهد. در ملا‌قات با علی هیئت استاندار فارس و همچنین فرمانده لشكر فارس 88 شهریور) و درخواست آنها مبنی بر ارسال تلگراف ... می‌گوید:

...< عرض كردم نخست‌وزیری كه از سفارت آمریكا بیرون بیاید من به رسمت نمی‌شناسم. هم شاه و هم نخست وزیر شما هر دو نوكری آمریكا را قبول كرده‌اند. چنین اشخاصی داخل آدم نیستند. بعد می‌فرمایید بیایم طهران كه را ملا‌قات كنم؟ مردم چه خواهند گفت؟... البته در خاتمه می‌گوید اگر مصدق و سایر رفقا را آزاد كنید ممكن است از در صلح دربیایم.

در ملا‌قات تیمسار جهانبانی با ناصرخان 211 شهریور) حتی قول آزادی مصدق نیز داده می‌شود به شرط آنكه ناصرخان به تهران برود. عزیمت به تهران در واقع تایید حكومت كودتاست. زاهدی ناچار دست یاری به سوی دوستان آمریكایی خود دراز می‌كند. مستر گودوین كارمند سفارت آمریكا در دیدار با ناصرخان 311 شهریور) با یادآوری خطر كمونیسم قشقایی‌ها را به اتحاد با شاه و زاهدی فرامی‌خواند و وعده‌های دیگر... ...<هزاران نوع وعده‌داد منجمله گفت وزارت عشایر تشكیل شود و به نظر من هر كس را بخواهم وزیر شود یا خودم وزیر شوم و ... آخر صریح گفتم غیر از مصدق چیزی نمی‌خواهیم .... ما طالب‌جاه و مقام نیستیم....>

حكومت كه از سیاست‌ملا‌یم خود طرفی نمی‌بندد به حربه تهدید و سیاست سنتی ایجاد تفرقه در میان رهبران ایل متوسل می‌شود. ؟ علی هیئت این بار در نامه خود 66 مهر) پس از تعارفات مرسوم می‌نویسد: ...< اگر شما به شیراز نیایید ناچارم با كمال خجلت و سرشكستگی به تهران مراجعت كنم.>

اعلا‌میه سرلشكر باتمانقلیچ، رئیس ستاد ارتش كه آن روزها در منطقه كامفیروز از هواپیما پخش می‌شود، رنگ و بوی تهدید دارد <بنا به اراده سنیه اعلیحضرت شاهنشاهی... ارتش با افراد غیور عشایر با نظر برادری و احترام رفتار نموده است... خدمتگزاران مورد كمال رحمت شاهانه می‌باشند. البته اگر خدای نخواسته اشخاص ناراحت و حادثه‌جویی در بین شما پیدا شوند و عمل ناشایست انجام دهند> با سخت‌ترین و بدترین وضعی سركوب خواهند شد. به‌وضوح پیداست كه حكومت در اعمال سیاست خشونت و سركوب موافقت دوستان آمریكایی خود را جلب كرده است. حسین مكی در خاطرات خود با اشاره به ملا‌قات با زاهدی (چند روز بعد از كودتا) از تصمیم وی به بمباران قشقایی‌ها پرده برمی‌دارد...> دولت ناچار است با تمام قوا آنها را سركوب سازد. آمریكایی‌ها حاضرند تعدادی هواپیمای بمب‌افكن مدرن در اختیار دولت بگذارند تا بتوانیم ایل قشقایی را بمباران و نابود كنیم.>

به‌تدریج آثار سیاست ارعاب و تشویش و ایجاد شكاف در صفوف قشقایی‌ها نمایان می‌شود. قشقایی‌ها در جلسه شورای ایلی

(8 مهر) به جمع‌بندی واحدی پیرامون جنگ یا صلح با حكومت نمی‌رسند. در آن زمان كه در محافل از اختلا‌ف میان شاه و زاهدی سخن به میان می‌آید، قشقایی‌ها پیشنهاد تعجب‌برانگیز خود را به زاهدی عرضه می‌كنند. ...< ما حاضریم با تو همكاری كنیم و هر مقامی بخواهی برایت فراهم می‌كنیم، به شرطی كه تو هم از تهران شروع كنی تا كار نسل پهلوی را یكسره كنیم. تا كی باید نوكری كنی مثل مرد قیام كن...>

این پیشنهاد احتمالا‌ از سر نومیدی است، وگرنه شخصیت باتجربه‌ای مثل ناصرخان حتما می‌دانست كه نخست وزیری زاهدی حاصل توافق آمریكا و انگلیس است. این نومیدی با خبر عزیمت الیاس خان كشكولی و زیادخان دره‌شوری از رهبران برجسته ایل به تهران و بیعت با زاهدی حتی تقویت هم می‌شود. این اقدام باعث شكاف در اتحاد یكپارچه ایلی و مغایر قول و قرارهای قبلی بود و لا‌جرم تاثیرات منفی در روحیه افراد به جا می‌گذاشت. آنها قبلا‌ هم اشتیاق خود برای صلح با حكومت را پنهان نكرده بودند.

اگرچه تردید و دودلی در حمله به شیراز از قبل هم وجود داشت، اما مجموعه اتفاقات حادث‌شده این شك و تردید را بیشتر هم می‌كند. در خاطرات ناصرخان (13 مهرماه) می‌خوانیم <یك عده از شهر پیغام می‌دهند كه شما حمله كنید... در این عقیده همه متحد هستند، آیا راست است یا دروغ؟ آیا اگر زدیم، بعد چه می‌شود؛ آیا شیراز را تصرف كردیم، بعد چه كنیم؛ آیا می‌شود همه مملكت را گرفت؟ با این پشتیبانی كه آمریكا از دولت زاهدی می‌نماید، تكلیف چه هست؟ چون با این عمل طبعا به سوی كمونیسم می‌رویم. با این حرف تقریبا همه روسای قشقایی مخالف می‌باشند.>

تقریبا 30 سال بعد ناصرخان در مصاحبه با لا‌جوردی با جزئیات بیشتری می‌گوید:

...< به فرض اینكه ما شیراز، اصفهان و تهران را بگیریم، چون ایلیاتی هستیم و به فوت و فن حكومت چندان آشنایی نداریم. این توده‌ای‌ها از قدرت ما استفاده كرده و به حكومت می‌رسند و همه كارها را به دست می‌گیرند و در ظرف مدت كوتاهی ما را هم از بین می‌برند... این ننگ است، نباید زیر بار برویم و اگر حمله نكنیم و آرام باشیم، پسر رضاشاه سلطنت را می‌برد و مال و هستی ما را نابود می‌كند. بنابراین اگر همه زندگی ما برود و نابود شویم، بهتر است كه بگویند مملكت را به روس‌ها فروختند.>

با توجه به آنچه كه گفته شد سلسله عواملی چون عدم تعمیم قطعی و جدی خود ناصرخان، عدم همراهی رهبران جبهه ملی، احتمال سوءاستفاده حزب توده، جدایی تعدادی از كلا‌نتران ایل، آسیب‌رسیدن به جان و مال مردم عادی و مهمتر از همه حمایت آمریكا از حكومت كودتا باعث شد تا مساله جنگ و درگیری با دولت منتفی شود.

در خاطرات ناصرخان (13 آبان 1332) نیز آمده است: ...< ما هم روی اصل اینكه جنگ نشود، برادركشی نشود... املا‌ك مردم و رعایای بیچاره غارت نشود، از جنگ خودداری ورزیدیم... تصمیم گرفتم آقای محمدحسین خان قشقایی را بفرستم شیراز با سرلشكر گرزن فرمانده نیروهای جنوب مذاكره كنند و صریحا اعلا‌م كند كه ما جنگ نداریم...>

در اینجا بی‌مناسبت نخواهد بود كه به موضع آمریكایی‌ها درخصوص مقاومت قشقایی‌ها به‌طور مختصر اشاره شود. واقعیت این است كه آمریكایی‌ها قبل از كودتا احتمال مخالفت قشقایی‌ها را می‌داده‌اند. بنابراین رئیس پایگاه سیا و دو آمریكایی دیگر در ملا‌قات با برادران قشقایی (محمدحسین و خسروقشقایی) آنها را از تصمیم آمریكا مبنی بر نخست وزیری زاهدی و عزل مصدق باخبر می‌سازند. آمریكایی‌ها با وعده وعیدهای فراوان پیشنهاد می‌كنند كه زاهدی در مقر ایل به قشقایی‌ها تحویل شود تا نخست وزیری وی از سوی آنها اعلا‌م گردد. برادران قشقایی نهایتا شرط همكاری با كودتا را بركناری شاه و بر سر كارآمدن زاهدی عنوان می‌كنند، اما به آنها گوشزد می‌شود كه تصمیم مشترك لندن و واشنگتن است كه زاهدی با شاه همكاری كند.

نقشه سركوب قشقایی‌ها در صورت عدم حصول توافق با حكومت كودتا احتمالا‌ از همان زمان مطرح می‌شود. گاز یوروسكی، استاد دانشگاه لوئیزیانای آمریكا در كتاب <سیاست خارجی آمریكا و شاه> مدعی است كه ملا‌قات رئیس پایگاه سیا با خان‌های قشقایی و تهدید آنها باعث شكستن محاصره شیراز می‌شود. در خاطرات محمدحسین‌خان قشقایی نیز موضوع ملا‌قات و تهدید به حمله با بمب‌افكن‌های آمریكایی تایید می‌شود. البته همان طور كه قبلا‌ نیز ذكر شد، ناصرخان در تاریخ 31 شهریور 1332 پیرامون دیدار با مستر گودوین سخنی از تهدید به میان نمی‌آورد.

نكته جالب اینجاست كه كیانوری، رهبر حزب توده در خاطرات خود، رابطه قشقایی‌ها با آمریكایی‌ها و جبهه ملی را علت انصراف از حمله به شیراز ذكر می‌كند. احتمالا‌ كیانوری آگاهانه فراموش كرده است كه بعد از كودتای 28 مرداد حزب متبوع او اصرار داشت كه با همین طرفداران آمریكا علیه حكومت دست نشانده آمریكا ائتلا‌ف كند كه قشقایی‌ها و جبهه ملی به آنها اعتماد نكردند. البته برخی از رهبران بعدی حزب توده كه اكنون در قید حیات هستند، اظهارات آقای كیانوری را با دلیل و برهان مردود دانسته‌اند.

آنچه مسلم است <برادران قشقایی> در آن برهه تاریخی از جمله خدمتگزاران راستین میهن خویش بوده‌اند و برخلا‌ف برخی افراد بوقلمون‌صفت محكم و استوار تا آخر بر سر پیمان خود ایستادند و برگ زرین دیگری بر افتخارات ایل قشقایی افزودند. آنها قدرت، ثروت و شهرت را به خاطر <دوست> از كف دادند تا دوست و دشمن زبان به تحسین‌شان بگشایند!






داغ کن - کلوب دات کام
نوع مطلب : تاریخ ایل قشقایی 
zahra
چهارشنبه 23 اردیبهشت 1388 12:09 ب.ظ
خیلی جالب بود میشه یک کم از زندگی خسروخان قشقایی بگین من قشقایی نیستم ولی خیلی به این طایفه علاقه دارم یه خورده از اعدام خسروخان بگین که چه جوری اعدامش کردن و چرا اصلا اعدامش کردن
ممنون میشم اگه به این پیشنهاد من اهمیت بدین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo