تبلیغات
پژوهش نامه ایل قشقایی - نقدی بر داستان اصلی وكرم

معرفی فرهنگ و تمدن ایل قشقایی میراث کهن ایرانی

نقدی بر داستان اصلی وكرم

تاریخ:سه شنبه 21 بهمن 1393-09:20 ب.ظ | نویسنده :روح الله اژدری

ادبیات مكتوب فارسی به داشتن منظومه‌های عاشقانه و عارفانه‌ای چون «لیلی و مجنون»، «خسرو و شیرین»، «وامق و عذرا» و «ویس و رامین» پربارتر و شاخه‌اش سنگین‌تر است و اگر به آغاز سرایش هر كدام از این عشقنامه‌ها توجه كنیم، درمی‌یابیم داستان و نقل عاشقانه‌ای بر سر زبان‌ها بوده و پس از آن شاعر و ادیبی دلبسته به آن، داستان را سوار كلمه‌ها كرده و آن را به میدان ادبیات رانده است.
ادبیات شفاهی در كنار ادبیات كلاسیك قرار نمی‌گیرد كه در بسیاری اوقات، عشق‌ها و حرف‌ها و سخن‌ها از حالت غیررسمی به رسمیت رسیده‌اند. در میان عشقنامه‌‌های ادبیات شفاهی نیز كم نیستند داستان‌هایی كه در گوشه و كنار این مرز پرگهر زبانزد عام و خاص است و سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. چنان كه عزیز و نگار در میان البرزنشینان زمزمه می‌شود و عزیز و كبری در میان كردها و اصلی و كرم در میان مردم ترك‌زبان و آذری.بیشتر این عشقنامه‌ها كه از دوره صفویه به این طرف رواج پیدا كرده‌اند، به شكل «نثر رباعی» روایت می‌شوند و عاشق و معشوق، شاعرند و این‌گونه احساس خود را منتقل می‌كنند. اصلی و كرم، نقل همیشه و همچنان مردم آذربایجان و عاشیق‌های ایران است و آنچه می‌خوانید به این داستان عامیانه و شفاهی نظر دارد.
یكی از شاخه‌های ادبیات شفاهی آذربایجان، ادبیات عاشیقی است. ادبیات عاشیقی دارای مفاهیم عالی اجتماعی، فلسفی، تاریخی، هنری و ادبی است.
این ادبیات آنقدر پیچیده و اسرارآمیز است كه ریشه‌های اسطوره‌ای دارد. پیوند ادبیات عاشیقی با اسطوره‌ها و چگونگی تولد قهرمانان این داستان‌ها با آفرینش انسان نخستین  و گاه‌ها گره خورده است.
داستان‌های عاشیقی نسل به نسل و سینه به سینه از دوره‌ای به دوره دیگر قدم نهاده و با آداب و سنن و حوادث تاریخی آن دوره دگرگون شده، اما ریشه و اصل خود را حفظ كرده است. از این قبیل داستان‌ها می‌توان به داستان «اصلی و‌ كرم» اشاره كرد.
 داستان اصلی و كرم را می‌توان از چند منظر به كاوش نشست. چگونگی آفرینش، مرگ كرم و واریانت‌های گوناگون از آن به اسطوره‌ای بودن این داستان اشاره دارد.
 داستان اصلی و كرم علاوه بر ساز عاشیق‌ها (اوزان‌لار) در میان مردم نیز روایت می‌شود. شاید از منطقه‌ای به منطقه دیگر، از منظر جغرافیایی و بومیگری تفاوت‌هایی در این روایت‌ها وجود داشته باشد.
آفرینش كرم، تداعی‌كننده آفرینش انسان نخستین است. در این باره 2 نوع تعبیر وجود دارد كه هر یك از آنها را می‌توان از زاویه خاصی بررسی كرد.
الف: تولد كرم از سیب سرخ (قیرمیز آلما): گفته‌اند پدر و مادر كرم بچه‌دار نمی‌شدند. شخصی به زیادخان بیگلر بیگی به پدر كرم سیبی می‌دهد و به وی می‌گوید: نصف آن را خودش و نصف دیگر را زنش بخورند، تا بچه‌دار شوند.
سیب سرخ در بیشتر افسانه‌ها و قصه‌های آذربایجان منشأ تولد و آفرینش است. شاید این داستان‌ها از یكدیگر نشأت گرفته باشند و ریشه آنها هم به آفرینش انسان نخستین باز گردد. 
در باور مردم آذربایجان سیب هنوز نماد آفرینش است. در این باور اگر اولین سیبی كه داماد بر سر عروس پرتاب می‌كند به زن نازا بدهند، بچه‌دار می‌شود.
اما روایت دیگری كه درباره تولد كرم وجود دارد، چنین است: عده‌ای از بیگ‌ها به خاطر كور اوجاق بودن زیادخان بیگلربیگی از وی اطاعت نمی‌كنند. زیادخان ضیافتی ترتیب می‌دهد و همه بیگ‌ها و خان‌های تحت امر و اطراف را  دعوت می‌كند. برای این‌كه آنها فكر كنند زیادخان فرزندی دارد، چوبی را قنداق كرده و به گهواره (بئشیك) می‌گذارند و پارچه‌ای روی آن می‌كشند. در حین میهمانی از بئشیك گریه‌ای  بلند می‌شود. وقتی پارچه روی بئشیك را كنار می‌زنند، به جای چوب بچه‌ای را در بئشیك می‌بینند.
آفرینش عاشیق له‌له  نیز شبیه آفرینش كرم از چوب است. مادر عاشیق له‌له بچه‌دار نمی‌شده و به اطرافیان وانمود می‌كرده كه باردار است. روزی وی سنگی را در گهواره قرار می‌دهد. وقتی شوهرش پارچه روی گهواره را كنار می‌زند، می‌بینند بچه‌ای در گهواره خوابیده است.
آفرینش كرم از چوب و عاشیق له‌له خیلی شبیه به هم است. از طرفی در داستان اصلی و‌ كرم، كرم ندیمی دارد كه به له‌له معروف است. در زبان  تركی به ندیم بچه‌های بزرگان له‌‌له می‌گفتند. به احتمال زیاد این دو داستان از یك باور نشأت گرفته است كه عاشیق له‌له همان كرم است كه بعدا هر كدام به داستان جداگانه‌ای تبدیل شده است.
قهرمان داستان اصلی و‌ كرم در زندگی پرتلاطم خود حوادث گوناگونی را پشت‌سر می‌گذارد. وقتی وی در شكار، باز شكاری (ترلان قوشو) خود را دنبال كبك رها می‌كند، آن باز  به باغی می‌رود كه كرم نیز به دنبال آن وارد باغ می‌شود و می‌بیند ترلان قوشو روی دست دختر نشسته است. پس از این دیدار كرم و اصلی عاشق هم می‌شوند. در این داستان خانواده كرم مسلمان و خانواده اصلی ارمنی هستند. پس از نامزدی این دو عاشق و معشوق به خاطر وسوسه‌های بعضی افراد حسود پدر اصلی نمی‌تواند به خان بزرگ، زیادخان بگوید دخترم را به پسر شما نمی‌دهم. وی شبانه خانواده خود را برمی‌دارد از دیاری  به دیار دیگر كوچ می‌كند. كرم نیز دنبال آنها راه می‌افتد و در هر جایی كه به آنها می‌رسد، پدر اصلی با نقشه‌ای وی را جا می‌گذارد و فرار می‌كند، كرم نیز دوباره به دنبال آنها می‌رود. كرم در سفر عشق با ناملایمات زیادی روبه‌رو می‌شود، با حوادث می‌جنگد و سختی‌‌ها را به جان می‌خرد. وی در كولاك گیر می‌كند. و در گدوك ارزولوم زیر برف مدفون می‌شود و پس از 6 ماه كاروان او را از زیر برف بیرون می‌كشند. در جای دیگر به رود خانه می‌افتد و سیل او را می‌برد، اما از این حادثه نیز جان سالم به در می‌برد. 3 سال در سایه سنگی به انتظار می‌نشیند تا اصلی برایش آب بیاورد. وقتی اصلی بعد از 3 سال  برمی گردد، كرم به وی می‌گوید: «گئجیك‌دین/ دیر كردی». این صبر و انتظار نماد عشق اصیل انسان نخستین به اصلش است. له‌له آن رفیق شفیق و آن دوست دیرین كرم در این سفر می‌میرد و وی تنهای تنها می‌ماند. كرم 36 سال به دنبال اصلی از شهری به شهری، از كشوری به كشوری می‌رود و سرانجام پدر اصلی مجبور می‌شود با ازدواج آن دو موافقت كند.اما پدر اصلی (قارا ملیك) به كرم خیانت می‌كند. دراین باره نیز 2 روایت وجود دارد. وی پیراهنی برای شب زفاف دختر خود تهیه می‌كند و دكمه‌های آن ‌را طلسم می‌كند. كرم با خواندن ویردی دكمه‌های پیراهن اصلی را باز می‌كند، دوباره دكمه‌‌ها بسته می‌شود. چندین مرتبه این كار را تكرار می‌كند؛ اما موفق نمی‌شود. در نهایت آتش می‌گیرد و در پیش چشم معشوق خود می‌سوزد و به خاكستر تبدیل می‌شود.
تعبیری دیگر نیز وجود دارد كه پدر اصلی گردنبند زیبا و سحرآمیزی را در شب عروسی به گردن دخترش می‌اندازد و كرم با دست زدن به آن آتش گرفته و می‌سوزد.
شبیه این گردنبند در داستان امیر ارسلان رومی نیز وجود دارد. پترس‌شاه پدر فرخ‌لقا به شمس وزیر دستور می‌دهد گردنبند طلسم شده‌ای برای فرخ لقا تهیه كند تا  او را از دست افراد بد چشم مصون نگه دارد. شمس وزیر آن گردنبند را به اسم ارسلان طلسم بند می‌كند و هر‌كسی غیر از ارسلان  به آن دست می‌زد، می‌سوخت.
سوختن و مرگ كرم، مرگ انسان نخستین پیش از اصلش را تداعی می‌كند. این نمادی از سوختن برای معشوق ابدی است كه انسان عاشق همیشه در پی رسیدن به اوست.
سوختن كرم همراه با آواز بوده است كه به این خاطر آهنگ هاوا «یانیق‌كرمی»، در رثای كرم و در ساز عاشیق‌ها صدای ناكام كرم را به همه شنوندگان تداعی می‌كند.هنوز این باور در میان مردم وجود دارد كه اصلی و كرم زنده هستند. كرم در كوهی و اصلی در كوهی دیگر با خواندن اشعار و آوازی همدیگر را صدا می‌زنند

 






داغ کن - کلوب دات کام
مریم
دوشنبه 9 فروردین 1389 02:55 ب.ظ
من دارم در مورد تاریخچه ی ایل قشقای تحقیق می کنم .شما مطلبی در مورد تاریخ قشقایی ها دارید؟
متن نوشته هاتون هم بسیار مفید بود.
شعر ها هم واقعا به درد من یکی که می خورن.واقعا لازم دارم.
مرسی
مطالبتون خیلی عالی هستن.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo