تبلیغات
پژوهش نامه ایل قشقایی - شناخت مقدماتی ایل شاهسون

معرفی فرهنگ و تمدن ایل قشقایی میراث کهن ایرانی

شناخت مقدماتی ایل شاهسون

تاریخ:یکشنبه 13 اردیبهشت 1388-12:27 ق.ظ | نویسنده :روح الله اژدری

در بستان‌السیاحه تالیف حاج زین‌العابدین شیروانی (جلد اول از انتشارات سنایی، صفحه 347) در مورد شاهسون‌ها چنین آمده است: جمعی از نمك به حرامان قزل باشیه بر شاه عباس خروج كرده، پای جرئت و جسارت پیش نهادند، شاه فرمود: شاه سون گلسون. یعنی هركه شاه رادوست دارد بیاید. بنابراین از هر فرقه‌ای آمده طاغیان شاه را شكست دادند، پادشاه آن جماعت را (شاه سون) نام نهادند، در میان آن طایفه، طوایف مختلفه است. مسكن ایشان در ملك مغان و آذربایجان و فارس است و قلیلی در خراسان و كابل و كشمیر سكونت دارند و در غریب‌نوازی و مهمانداری و شجاعت بر امثال خود طریق سبقت سپارند. نام طوایف این عشایر بیشتر به «لو» ختم می‌شود از قبیل سرخان بیگ‌لو، طالش مكاییل‌لو، جعفرلو، مغانلو و...
علاوه بر این بعضی از شاهسون‌ها به دیگر نقاط ایران چون فارس، خرقان و خمسه كوچانده شده‌اند كه اینها برخلاف شاهسون‌های آذربایجان معمولاً زیر سیاه چادر زندگی می‌كنند و با آلاچیق‌های شاهسون‌های آذربایجان تفاوت بسیار دارند.
عشایر سرزمین دو حوزه آذربایجان شرقی و اردبیل را به سه گروه می‌توان تقسیم كرد:
1- عشایر پیرامون شهر اردبیل (محال كوه‌های باغ رو).
2- شاهسون‌های مشكین شهر و دشت مغان.
3- عشایر كوه‌های قره‌داغ و دامنه سبلان.
عشایر پیرامون شهر اردبیل را می‌توان به 12طایفه بخش كرد كه عبارتند از فولادلو، یورت چی دورسن خواجه لو، پاشاخانلو، آلارلو، بیگ‌لو، جهان خانم‌لو، رضابیگ لو، خامس‌لو، بیگ باغلو، قزآت‌لو، تكله،طالش مكاییل‌لو.
كوچ این عشایر از قشلاق، 40 روز از بهار رفته آغاز می‌شود كه 10 تا 15 روز طول می‌كشد تا به سرزمین ییلاقی خود یعنی كوه‌های اطراف باغ رو برسند و قشلاقشان مسجدلو، قیزقلعه سی، و آنقوت لارشهرستان گرمی است.
شاهسون‌های مشكین شهر از پیشترها برآنند كه از سه ایل و 30 طایفه تشكیل یافته‌اند و ییلاق‌شان از نزدیكی‌های شهرستان اهر تا كوه‌ها و دامنه‌های سرسبز سبلان گسترده است و قشلاقشان دشت مغان است و بخشی از آنها در قشلاق زیرآلاچیق و برخی درساختمان‌ها زندگی می‌كنند، اما در ییلاق زیر همان آلاچیق‌هایی كه برپا كرده‌اند، زندگی می‌كنند.
شاهسون‌ها بیشتر دامدارند و معیشتشان از راه دامداری تأمین می‌شود و قسمت كمی از آنان به شغل زراعت و كشت و زرع مشغول‌اند.
آنها قبل از اینكه به محل تابستانی خود بروند، در اوایل خرداد ماه به عنوان جایگاه بهاری در دامنه‌های كوه سبلان آلاچیق برپا می‌كنند و در ماه‌های تیر و مرداد به بالای كوه سبلان می‌روند و در شهریور ماه دوباره به محل بهاری دامنه‌های كوه سبلان مراجعه كرده و در اوایل آبان ماه در نزدیكی‌های مغان چون ارشق، تازه كند و ... دوباره آلاچیق برپا می‌كنند و چند روزی آنجا كه محل پاییزشان است، اتراق می‌كنند و سپس به محل زمستانی خود یعنی مغان نقل مكان می‌كنند و تا اواخر فروردین ماه آنجا به سربرده و نیمه‌های اردیبهشت ماه از محل زمستانی كوچ می‌كنند.
30 طایفه مهم مشكین شهر عبارتند از عربلو، حسین خان بیگلو، آیواتلو، علی بابا، مرادلو، اودولو، سیدلر، حاج خوجالو، گیكلو، جعفرلو، قاراقاسملو، گوشلو، گبگ لو،جانی یارلو، ساری جعفرلو، اجیرلو، بیگ دیللو، هومون لو، جلودارلو، مغانلو، طالش مكاییل لو، زرگرلو، سرخان بیگلو، مستعلی بیگ لو،كورعباسلو، جوادلو، عیسی لو، دمیرچی لو، ترت لو و خلیفه لو.

سبلان یاساوالان
سبلان پس از دماوند بزرگ‌ترین و معروف‌ترین كوه آتشفشانی خاموش ایران است كه قله سولطان ساوالان آن با ارتفاع 4 هزار و 811 متر سومین نقطه مرتفع ایران است.
ساوالان با گستردگی و هیكل غول آسایش در بین مردم شهرهای اطرافش و ایلات و عشایر دامنه‌اش مقدس است و این مردمان سلطان لقبش داده و حتی به آن قسم می‌خورند و در باورهای مردم ساوالان یكی از هفت كوه بزرگ بهشت است كه برای رسالتی به این جهان فرستاده شده است.
ساوالان صاحب سه قله است، قله بلندتر آن دریاچه بزرگی دارد كه مانند چشم زنده‌ای همیشه حیرت‌زده آسمان‌ها است و از لحاظ علم دریاچه‌شناسی یا لیمونولوژی در جهان بی‌نظیر است.
مشهور است كه قبر زرتشت پیامبر در كنار این دریاچه و زیر یكی از تخته سنگ‌هاست و به سبب همین است كه در باور مردم ساوالان كوه پاكی‌ها لقب گرفته و هر كس قصد صعود به آن را داشته باشد، باید پاك باشد.
قله دیگر ساوالان را حرم داغی می‌گویند كه ستیغ بزرگی غیرقابل صعود است و گفته می‌شود كه تنها زنان اگر جرئتش را داشته باشند، می‌توانند از آن بالا روند چون در افسانه‌هایش آمده است كه مرد را به خود راه نمی‌دهد و از بالای بلندی به ته دره پرتابش می‌كند.
قله سوم كه ارتفاعش كمتر است «كسری» نام داده‌اند و به هرحال كوه سولطان ساوالان چنان بزرگ و عزیز است كه برایش ترانه‌ها نیز سروده‌اند.

مسكن عشایر در ییلاق
عشایر منطقه به مسكن خود آلاچیق می‌گویند و مجموعه‌ای از آن را (اوبا) می‌نامند.
استخوان‌بندی آلاچیق از دو قسمت مهم تشكیل شده است یكی حلقه سقف آلاچیق كه از چوب ساخته شده است و دیگر تعدادی تیرك انحنادار و خمیده كه به هنگام برپایی به شكل گنبد نمددار می‌شود.
برای برپاكردن آلاچیق نخست یك نفر مرد (چمبره) را كه سقف اصلی آلاچیق است و از چوب مدور تهیه شده سر دو دست بلند می‌كند و بالای سرنگه می‌دارد و دیگران یك یك (چیغ ها) را كه تیرك نازك و خمیده است یك سر آن را به اندازه در سوراخ‌های كناری دایره سقف چوبی فرو می‌برد و ته آن را در زمین می‌كوبد به گونه‌ای كه چمبره در وسط پایه تیرهای خمیده می‌ایستد.
بزرگترین آلاچیق 28 تیر و كوچكترین آن 24 تیر دارد.
برای زیبایی آلاچیق منگوله پیش الوان به نام (قوتاز) بالای آلاچیق می‌دوزند و اصولا آلاچیق همراه با كومه است كه به شكل دالانی برپا می‌شود.
مرتع
مرتع یكی از اركان اقتصادی كوچ نشینان را تشكیل می‌دهد و هر خانوار كوچ‌نشین در صورتی می‌تواند به زندگی كوچ‌نشینی ادامه دهد كه به نحوی دسترسی به مرتع داشته باشد.
در نظام سنتی و اجتماعی عشایری اصولاً رسم بر این است كه صرف نظر از نحوه مالكیت اعضای هر خانوار و تیره در بعضی موارد همه اعضای یك تیره مالك شناخته می‌شوند.
مراتع مورد استفاده كوچ نشینان آذربایجان همان مراتع طبیعی است كه به‌ طور پراكنده در كوهستان سبلان، دشت مغان و ارسباران یافت می‌شوند این مراتع در موقع معینی از سال مورد استفاده قرار می‌گیرند. بین عشایر مرتع دو گونه است:
1- مرتع خام: مرتعی كه توسط دام چریده نشده است.
2- مرتع اوره ن: مرتعی كه توسط دام چریده شده است.
چوپان صبح گوسفندها را به تادم ظهربه اوره می‌برد دوباره به اوبه برگردانده و در دامنه تپه‌ای جمع می‌كند و به اصطلاح گله را به سنگ می‌زند و می‌خواباند.
بعد از ظهر دوباره می‌آورند به اوره تا نزدیكی‌های غروب همه اوره هستند و آن وقت چوبان همه را می‌برد به طرف خام تا سیاهی شب گوسفندها همه خام می‌خورند و برمی‌گردند به اوبه وسط آلاچیق‌ها كه محل خوابیدن گوسفندهاست و به آنجا آرخاج می‌گویند؛ در قشلاق هم همین كار را می‌كنند.
به طور كلی نقش چوپان در استفاده صحیح از مراتع در موارد ذیل خلاصه می‌شود:
- جلوگیری از تجمع دام در یك محل
-قراردادن نمك در قسمت‌های مختلف مرتع
- چرخیدن چوپان در بین دام‌ها و ایستادن در جلو دام‌های چرا به قصد ایجاد مانع
- استفاده و انتخاب محل خواب و اتراق دام‌ها
- جلوگیری از آمد و شد در مرتع بعد از بارندگی
- ایجاد آبشخور و سایبان در حد توان و توجه به مرتع
-ایجاد آرامش در دام و زمان مناسب چرا در طول شبانه روز
دست بافت‌های عشایری
دستكش:(ال جك ):
دو نوع دستكش بافته می‌شود كه پنج انگشت و تك‌انگشت و یك پنجه
نوع مرغوب دستكش را از پشم بسیار نرمی می‌بافند به اسم (تیف تك ) و یا از پشم شتر.
پلاس (پالاز):
نوعی جاجیم ارزان قیمت و مانند آن بافته می‌شود.
جوال (چووال) كه دو نوع است یك نوع را به‌وسیله دستگاه‌ها می‌بافند و مشهور است به هاناچووالی و با طرز بافتن با گلیم فرقی ندارد این نوع چووال برای حمل گندم و آرد و سایر منزل به كار می‌رود و نوع دیگر هم مانند پلاس بافته می‌شود كه به هم می‌دوزند و (شال چووالی می‌گویند.)
جوراب بافی:
هنر اصلی زنان عشایری شمرده می‌شود با نقشه‌های مختلف كه این‌ها بیشتر مشهورند به (گلین قاشی) یعنی ابروی عروس، تیكمه كه همان دوخته، قوچ بوینوزی (یعنی شاخ قوچ)، قیناخ (یعنی چنگ) و سلیمانی و ...
خورجین:
خورجین‌های مورد استفاده و بافته شده توسط عشایر چند نوع است، نوع ساده آن مانند جاجیم بافته می‌شود و سپس به صورت خورجین دوخته می‌شود و انواع رنگین و نقشه‌دار را به اسامی خلی خورجین، قیناغ وگول می‌نامند.
فرماش:
سه نوع بافته می‌شود: قییاغ، خكی و گلیمی.
اغلب قسمت یادیواره جلویی منقش بافته می‌شود و طرح اصلی آن گول نامیده می‌شود و معمولاً به صورت پنج تكه می‌بافند و به هم می‌دوزند و آخر سر به صورت صندوق بی‌دهانه در می‌آورند و موقع حمل و نقل و كوچ كار صندوق را انجام می‌دهد و همچنین كارمخده را در داخل آلاچیق.
ورنی:
نه فرش است و نه گلیم، بلكه نوعی زیر‌انداز مخصوص است كه هم سادگی و سبكی گلیم را دارد و هم از ظرافت و زیبایی قالی برخوردار است.
ورنی بدون نقشه قبلی و به صورت ذهنی توسط دختران و زنان عشایری بافته می‌شود و به همین دلیل طرح‌ها، رنگ‌ها و خطوط ورنی نمایانگر حیاط و متأثر از سبك زندگی عشایر و حتی فصل زندگی آنهاست.
ورنی‌بافی تنها در بین عشایرهای آذربایجان شرقی و اردبیل رواج دارد و پیشینه ورنی در تاریخ بسیار كمرنگ است.
جاجیم:
دو نوع است: ساده و نقش‌دار یا گلدار. از انواع جاجیم‌های گلدار می‌توان چیچك لمه (غنچه دار)، قوشابرتا(جفت بته)، شاتا (شسته) ویئدی قارداش (هفت برادر) را نام بر دوروش بافت آنها تقریباً یكی است.
* محصولات مهم عشایری:
كره ، شیر، پنیر، پشم و ...
پشم چینی:
پشم این محصول دامی برای عشایر دارای اهمیت خاصی است زیرا همین محصول مواد اولیه غنی‌ترین بخش فنون ساخت یعنی بافندگی را فراهم می‌كند و فروش آنها می‌تواند منبع مهمی از درآمد عشایر را تشكیل دهد.
پشم چینی در دو مرحله انجام می‌گیرد، یكی در اوایل بهار در قشلاق و دیگری در اواسط تابستان و در ییلاق كه چین دوم گفته می‌شود و پشم آن گوزه م است و نمد آلاچیق‌ها از همین گوزه م چین دوم تهیه می‌شود.
پشم چینی به‌وسیله قیچی موسوم به (قیرخ لیخ ) انجام می‌گیرد به طوری كه ابتدا پاهای گوسفند را می‌بندند و آن را از پهلو روی زمین می‌خوابانند و با دست راست قیچی را گرفته و با دست چپ تیغه‌ها را روی هم فشار می‌دهند تا پشم چیده شود.
پوشاك عشایری:
در میان عشایر آذربایجان شرقی پوشاك سنتی در میان زنان حفظ شده و پوشاك سنتی مردان به تدریج از بین رفته است.
موسیقی آشیقی عشایری
هنر آشیقی مهم‌ترین و غنی‌ترین شاخه ادبیات شاهی مردم آذربایجان است به تعبیر دیگر اگر آشیق‌ها نبودند، از فولكلور غنی آذربایجان به جز چیزهای پراكنده و كم محتوا هیچ نمی‌ماند، آشیق‌ها مردمی‌ترین هنرمندانی هستند كه با ساز و آواز، اشعار و داستان‌های خود، در غم و شادی مردم شریك می‌شوند.
آمال و آرزوها، عادات و باورها، آداب و رسوم ملی و مذهبی مردم در طول سالیان دراز در هنر ارزشمند آنها انعكاس پیدا كرده است.
آشیق‌ها ماهیت اخلاقی و فلسفی معارف دینی را عمیقاً یاد گرفته و در اشعار و داستان‌های خود به طرز استادانه‌ای به كاربرده‌اند.
آشیق‌های استاد همچون آشیق علعسگر، آشیق قشم، خسته قاسم و دیگران خود به كرات به مفاهیم و مضامین مذهبی اشاره می‌كنند، آنان خود را (حق آشیقی) و (آللاه آشیقی) قلمداد می‌كنند.
آشیق هنرمندی است كه در شاعری، آهنگ سازس و نوازندگی، خوانندگی و داستان سرایی استادی دارد.
اصولاً هنر آشیق الهام گرفته از مفاهیم عمیق دینی و مذهبی است و آشیق‌ها در طول تاریخ به اسامی مختلف چون ( وارتساق )، ایسیق، وران و نشاق شناخته می‌شوند.
موسیقی بخش محوری هنر آشیقی است، ساز در اغلب نقاط تنها آلت موسیقی آشیقی است اما در منطقه آذربایجان شرقی دو نوازنده دیگر با (بالابان) و (قاوال) آشیق را همراهی می‌كنند، بر اساس گفته‌های آشیق‌های استاد موسیقی آشیقی 73-72 آهنگ دارد هر آشیق‌ساز خود را هماهنگ با تن صدای خود كوك می‌كند.

 
آهنگ‌های موسیقی آشیقی به سه گروه تقسیم می‌شوند:
1- یوخاری هاوالار: (آهنگ‌های بالا): این آهنگ‌ها از پرده چهارم به بالا نواخته می‌شوند.
2- اورتاهاوالار(آهنگ‌های میانی): این آهنگ‌ها بین شاه پرده بالا (پرده چهارم ) و شاه پرده میانی ( پرده نهم ) نواخته می‌شوند.
3-آشاغی‌ها والار (آهنگ‌های پایین): این آهنگ‌ها در پرده‌های پایین‌تر از شاه پرده میانی نواخته می‌شوند.
داستان‌های آشیقی بر اساس موضوع به دو دسته داستان‌های قهرمانی و حماسی و داستان‌های محبت تقسیم می‌شوند.
از داستان‌های قهرمانی می‌توان كوراوغلو، قاچاق نبی، قاچاق كرم، شاه اسماعیل و عرب زنگی اشاره كرد و از داستان‌های محبت می‌توان به داستان‌های اصلی و كرم، عباس و گولگز و طاهره زهره اشاره كرد.
مسكن عشایر آذربایجان
آلاچیق
آلاچیق یا مسكن متحرك ایل شاهسون، یكی از مظاهر ویژه فرهنگ این عشایر به شمار می‌رود كه با شیوه خاص تولیدی طوایف كوچروی این ایل كه در عرض سال چند مرتبه در مسیر كوچ (ایل یولو) توقف و حركت می‌كنند سازگاری دارد.
آلاچیق امروزی عشایر شاهسون مغان از همان آلاچیق‌های تركان غزآسیای مركزی ریشه می‌گیرد، كه نوع كامل آن است.
تفاوت آلاچیق‌های تركمنی و شاهسون‌های مغان را این است كه آلاچیق‌های تركمنی دارای بدنه‌ای استوانه‌ای و سقف گنبدی است در صورتی كه آلاچیق‌های شاهسون‌های مغان ساده‌تر و كلاً گنبدی شكل است.
از طرف دیگر تعداد تیرك‌های آلاچیق‌های شاهسون‌های مغان، در حدود نصف تیرك‌های آلاچیق‌های تركمنی است، اما استقامت آنها به مراتب بیشتر از آلاچیق‌های تركمنی است و با در نظر گرفتن اینكه امروزه قیمت هر تیرك 15 هزار ریال است، طبیعی است كه چادرها از نظر اقتصادی نیز به مراتب با صرفه‌تر است.
ضمناً برای صرفه جویی و سهولت حمل آلاچیق شاهسون‌های مغان، فاقد چارچوب در ورودی آلاچیق‌های تركمنی هستند و در آلاچیق به وسیله یك قطعه نمد ایجاد می‌شود.
به طور كلی آلاچیق شاهسون‌های مغان از دو قسمت تشكیل می‌شود:
اسكلت چادر كه قسمت اعظم ان از چوب ساخته می‌شود و خود از دو قسمت مهم به وجود می‌آید، حلقه بالایی آلاچیق یا چمبره كه سقف را تشكیل می‌دهد و تیرك‌های جانبی به نام چبخ كه قسمت جانبی سقف را به وجود می‌آورند.
كومه
در اغلب ابه‌های مورد بازدید مشاهده شد كه در جوار آلاچیق‌ها، چادرهای ساده‌تری به نام كومه وجود دارند كه اغلب چوپان‌ها در آن زندگی می‌كنند.
سیاه چادر
گفتیم كه آلاچیق‌های شاهسون مغان تحت تأثیر شرایط اكولوژیك، نمونه ساده‌تر شده آلاچیق‌های ترك‌های آسیای مركزی به شمار می‌روند، اما شاهسون‌های بغدادی نیز، كه ابتدا به نواحی بغداد كوچ داده شده و مجدداً به ایران گسیل داده شدند و در اطراف ساوه مستقر شدند، این بار هم تحت تأثیر عوامل اكولوژیك (آب و هوای نیمه بیابانی و بیابانی و آفتاب سوزان) و شاید هم به واسطه عوامل اجتماعی (فرهنگ پذیری از عشایر و قبایل عرب) دارای سیاه چادرهایی هستند كه نمونه آنها در طوایف كوچ‌روی شاهسون بغدادی در اطراف ساوه دیده شد.
این چادرها به صورت مكعب مستطیل هستند كه بدنه آنها از بافت‌های پنبه‌ای پوشیده می‌شود و در وسط چادر نیز تیرهایی قرار می‌دهند كه روی آنها چوب‌ای افقی می‌گذارند و تمام سقف را با بافتی از موی بز می‌پوشانند.
تاریخچه سراب
شهرستان‌ سراب‌ از قدمت‌ چند هزار ساله‌ برخوردار است‌.
آثار بدست‌ آمده‌ از دوره اورارتوها (معاصر مادها) به‌ خط‌ میخی‌ درسراب‌، نشانگر قدمت‌ تاریخی‌ آن‌ شهر است.
در حومة‌ سراب‌ دو سنگ‌ نبشته‌ میخی‌ اورارتویی‌ در روستای‌ نشت‌ اوغلی‌ و دیزج‌ و رازلیق‌ وجود دارد كه‌ حكایت‌ و نشانی‌ از فتح‌ نامة‌ شاهان‌ اورارتی‌ در این‌ منطقه‌ است‌.
مورخان‌ سراب‌ را به‌ نام‌ سراو و سراه‌ ذكر كرده‌اند كه‌ چون‌ در كنار «سراو رود» بنا شده‌، نام‌ آن‌ را سراو یا سراب‌ گذاشته‌اند.
حمداللّه‌مستوفی‌ قزوینی‌ در كتاب‌ نزهه القلوب‌ می‌نویسد: «سراو شهری‌ است‌ وسط‌ از اقلیم‌ چهارم‌ از شرق‌ كوه‌ سبلان‌ برخیزد و در بحیرة‌چیچست‌ (دریاچة‌ اورمیه‌) رود. حاصلش‌ غله‌ و دیگر حبوبات‌ بیشتر است‌ و انگور و میوه‌ كمتر دارد.
در كتاب‌ حبیب‌ السیر چنین‌ آمده‌ است‌: «بعد از اسلام‌ به‌ وقایع‌ عدیده‌ای‌ در سراب‌ بر می‌خوریم‌ مانند ملاقات‌ بابك‌ خرمدین‌ با«شبلی‌بن‌ مثنی‌ ازدی‌» در سراب‌، جنگ‌ امیر وهسوان‌ با غزان‌ در كنار شهر سراب‌ در قرن‌ پنجم‌ هجری‌.»
از نظر آثار تاریخی‌ سراب‌ در طی‌ دوره‌های‌ گذشته‌ به ویژه پس‌ از ظهور اسلام‌ و در دورة‌ صفویه‌ و قاجاریه همواره‌ تحت‌ تاثیر و رونق‌ و اقتدار دو شهر بزرگ‌ و معروف‌ آذربایجان‌ یعنی‌ اردبیل‌ و تبریز بوده‌ است‌.
آثار باستانی‌ و تاریخی‌ سراب‌ عبارتند: از چهارطاق‌آتشكده‌ متعلق‌ به‌ دوره‌ ساسانیان‌، سنگ‌ نبشته‌ رازلیق‌، سنگ‌ نبشته‌ اورارتی‌، مسجد جامع‌ سراب‌، سنگ‌ نبشته‌ قیرخ‌ قیزلار، تپه‌باستانی‌ قلعه‌جوق‌ و...
ضرورت تأسیس نخستین موزه عشایری ایران در شهر سراب
زندگی كوچ نشینی در ایران و از جمله آذربایجان سابقه‌ای بس كهن دارد و كوچ‌نشینان نقش مهمی درتاریخ سیاسی واجتماعی این مرز و بوم داشته‌اند.
بسیاری از دولت‌ها و حكومت‌های قبل از اسلام و بعد از اسلام از بین ایلات وعشایر برخاسته‌اند. حكومت‌های غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، ایلخانان، قره قویونلوها، آق قویونلوها، افشاریه، زندیه و قاجاریه حكومت‌های ایلی بودند كه قدرت اولیه خود را از تشكیلات ایلی خود گرفته‌اند.
روند كوچ‌نشینی در ایران و از جمله آذربایجان آنچنان است كه می‌توان پیش‌بینی كرد با آخرین نسل عشایر كوچ رو در ایران مواجه هستیم.
از این رو تأسیس موزه عشایر ضرورت تاریخی داشت.
شهر سراب موقعیت ویژه‌ای برسر راه تبریز ـ اردبیل و استان گیلان داشته و همه ساله هزاران نفر به قصد استفاده از آب‌های گرم و معدنی سبلان و سرعین و طبیعت زیبای شمال كشور این شهر را پشت سر می‌گذارند.
با وجود سابقه فرهنگ و تمدن این شهر تاكنون مسافران محملی برای اقامت بیشتر در این شهر نمی‌یافتند، اما با شرح وقایع تاریخی تأسیس موزه عشایر در محل حمام قدیمی جلال ضرورت و اهمیت خود را دو چندان می‌كند.
حمام جلال به جای مانده از دوران قاجاریه و ثبت شده در فهرست آثار ملی به شماره 9/419 با معماری ارزشمند در شهر تاریخی و فرهنگی سراب با مساحتی حدود 650 مترمربع بنا شده است.
موزه عشایر آذربایجان به عنوان نخستین موزه عشایری ایران از شمار موزه‌های مردم شناسی است.
قلمرو فعالیت موزه‌های مردم شناسی منطقه‌ای به نمایش گذاشتن نشانه‌های فرهنگی، سنتی، قومی و نمایانگر ارزش‌های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و فنی این نشانه‌ها، اشیا و نمادها به مردمی است كه آنها را به كار می‌گرفته‌اند و می‌گیرند.
بر مبنای تعریفی كه در این باره ارائه شده است، هدف موزه گردآوری و نگهداری، مطالعه و بررسی كردن و نیز به نمایش گذاشتن نعمات فرهنگی یا طبیعی به منظور آموزش، پژوهش و ارزش دادن به این مجموعه‌ها و لذت بردن از آنها است.
نتیجه اینكه هدف موزه نمایشگر ارائه تحقیقاتی است از مطالعه در مورد اعتقادات و آداب و رسوم، زبان، معیشت، مسكن، هنرها و فنون، خوراك، پوشاك، صنایع دستی، كه در جامعه عشایری توسط كارشناسان گردآوری شده است و از این رو است كه موزه مردم شناسی برای بینندگان مانوس و دلنشین است، زیرا در این باره هر یك از اموال فرهنگی كه به نمایش گذاشته می‌شود، با زبان بی‌زبانی از چگونگی مورد استفاده در زمان خود صحبت می‌كنند.
غرفه‌های این موزه مردم‌شناسی همانند سایر موزه‌های مردم شناسی سخن از چگونه زندگی كردن و با مشكلات مبارزه كردن را از زمان‌های بسیار گذشته می‌گوید.
بنابراین حفظ و نگهداری و معرفی ذخایر فرهنگی ضرورتی تاریخی دارد.
بخش‌های مختلف این موزه عبارتند از:
بخش اداری، بخش اطلاع‌رسانی، كتابخانه تخصصی، فضای مرتع و چوپان، غرفه سینمای سنتی، بخش فرآوری سنتی و بومی لبنیات، بخش فرآوری پشم ودست بافت‌های عشایری، غرفه موسیقی، غرفه آلاچیق، غرفه نان‌پزی، و تابلو نوشته‌ها و عكس‌های مختلف از جلوه‌های فرهنگی عشایر آذربایجان.
..............................................................
گزارش: وحید زینالی – خبرنگار فارس






داغ کن - کلوب دات کام
نوع مطلب : ایل قشقایی 
محمدرضا یارجانلو
شنبه 25 شهریور 1396 07:27 ب.ظ
سلام
طایفه مادری من یارجانلو میدونم از روحانیون مذهبی ایل شاهسون بغدادی بوده اند
جد مادریم حاج ملا علی یارجانلو صاحب کرامات روحانی ایل شاهسون بغدادی بوده پسرش دین محمد معروف به دین محمد سلطان یارجانلو بوده که خدا خیلی پر روزیش کرده اگه کسی با من هم جد خوشحال میشم آشنا بشیم دین محمد سلطان از جایی ما بین ساوه و همدان میاد بین تهران و قم ساکن میشه
یاعلی
چرپان
پنجشنبه 2 شهریور 1396 05:50 ب.ظ
سلام،شما فقط ایل کوسه لر بزرگ کردید و تیره هاشو نشون میدید طایفه یارجانلو هم یکی از بزگرترین طایفه های شاهسون هست که از سه تیره ی 1یارجانلو2حاجیلو3قلیچی. تشکیل شده و در مورد خان های این طایفه هم بنویسید مثل عبدالله خان که قدیمی ها ی قم و ساوه همه میشناسنش در مورد چرپان هم بنویسد که سه برادر یارجانلو بودن بهشون چرپان میگفتن لطفا تحقیق کنید و بنویسد ممنون میشم.
کوسه لر
شنبه 3 مهر 1395 08:30 ب.ظ
شاهسونها شامل دو بخش هستن:طوایفی که همراه ینصرپاشا از آناتولی به ایران مهاجرت کردن و اکثرا قزلباش هستن، بخشی از قزلباش های ساکن ایران، بعدها شاخه ای از ایل شاهسون برای حفاظت از خاک ایران در دوره نادرشاه و طبق بعضی روایات در اواخر دوره صفویه به عراق مهاجرت میکنند، بعد از مدتی توسط نادرشاه به ایران کوچانده میشن، چون از عراق برگشته بودن به شاهسون بغدادی معروف میشن، اما اصالت عراقی ندارن، بعضی طوایف هم در عراق ماندگار میشن، طایفه کوسه لر جزو همون طوایفی بوده که همراه ینصرپاشا از آناتولی به ایران مهاجرت میکنه، الان در ترکیه منطقه ای به نام کوسه لر وجود داره، کوسه لر اصالتا از ترکمن های سالور هستن که در دوره سلجوقی وارد اروپا و آناتولی میشن، الان بین ترکمن ها طایفه کوسه لر وجود داره، قراقویونلو هم مثل کوسه لر ترکمن تبار هستن، اما چون کنار لک های عراق چادر زدن به نام لک معروف شدن، ما چیزی به نام ترک لک نداریم دوستان لطفا اطلاعات غلط ندید،طایفه آرخلو هم که ترک افشار هستن، در ایل شاهسون و قشقایی طوایف افشار وجود داره ،اون دوستی هم که فرمودن در اراک شاهسونهایی هستن که ترک نیستن ، چنین چیزی ممکن نیست، یا شاهسون نیستن یا متاسفانه دچار خودباختگی فرهنگی شدن، اکثریت قریب به اتفاق شاهسونها قزلباش هستن با ریشه یابی طوایف کاملا مشخص میشه، اون درصد اندک هم از ترکهای دیگه هستن
جمعه 18 تیر 1395 09:22 ق.ظ
سلیمان امیری فرد
جمعه 18 تیر 1395 09:15 ق.ظ
با عرض سلام وخسته نباشید به دوستان عزیز م که این وبلاک رازحمت کشید وایجاد نمودند تا همتبارانمان از پیشینه خود بهتر بدانند .
من ازایل شاهسون بغدادی بخش لک طایفه کوسه لر تیره خالدی می باشم
با اجازه مطالبی در مورد شاهسون وشاهسون بغدادی خدمتتان ارائه می نمایم
شاهسون بنا به در خواست کمک شاه عباس ماضی در مقابل قزلباشها اتحادی تشکیل شد که از سه گروه بود
1_گروهی ترکان وقزلباشهای دوست دار وحامی شاه عباس ماضی
2_یون سور پاشای سنی مذهب که از اناتولی ترکیه بخاطر مخالفت با عثمانی به ایران آ مده بود ومورد لطف شاه عباس ماضی قرار گرفته بود
3_ترکان لک واز سایر ترکان که در کرکوک واطراف بغدادزندگی می کردند ودر دومرحله وارد اتحاد شاهسون شدند این گروه بعد ها ششاهسون بغدادی نام گرفتند
چهارشنبه 4 آذر 1394 02:53 ق.ظ
قارداشعلی تو خودتو ناراحت نکن
محمد
شنبه 6 تیر 1394 10:36 ق.ظ
ایل فقط شاهسئن بغدادی ساوه قم تهران
محمد کرمی طایفه یارجانلو تیر ولیلو
سه شنبه 11 فروردین 1394 04:00 ب.ظ
سلام باعرض خسته نباشید شما تلاش کرده‌اید ولی نه کامل بهتر در مورد بزرگان طایفه بیشتر بنویسید مثل سلطان علیبیگ. علیخان. دلاور پلنگ کش
طیب
یکشنبه 24 آذر 1392 03:03 ب.ظ
ذبیح اله نقدلو تحقیق کنیدو ازبرگان ایل بزرگ مطالب بیشتر بنویسید
سوسن
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 01:35 ب.ظ
سلام
از زحمت هایتان برای این سایت متشکرم
اما بهتر بود در مورد این ایل گسترده تر تحقیق میکردید
این ایل طایفه های گسترده ای داره به طور مثال طایفه ی بزرگ کوسه لر که هنوز روستایی به ین نام در شمال شهر انتالیا وجود داره ای کاش کمی درمورد اون روستا و این طایفه به ما اطلاعات بدید
رضا حاجیلو
چهارشنبه 2 اسفند 1391 09:02 ب.ظ
سلام. من از شاهسونهای ایل بغدادی طایفه قاسملو هستم.ازمطالبی که در راستای حفظ و اشاعه فرهنگ ورسومات ایل بزرگ شاهسون دراختیار خوانندگان قرار دادید متشکرم.
رضا
دوشنبه 15 خرداد 1391 03:04 ب.ظ
شاهسون وعلیقورتلو+سولوز
محمد
جمعه 14 بهمن 1390 08:00 ب.ظ
با عرض سلام
بنده از شاهسون های اطراف ساوه هستم ما جمعیت بسیار زیادی هستیم که در تهران زندگی ودر چند شهرک در جنوب تهران زندگی میکنیم البته ما از طایفه یارجانلو هستیم اگر خواستید میل بزنید.
چهارشنبه 30 آذر 1390 03:03 ب.ظ
پدربزرگم می گفت اجداد ما از روسیه به اینجا آمده اند و برای مدت های طولانی ساکن روستاهای اراک بودند مثلا از گرجی ها بودند منظور همون گرجستان . و مادر بزرگم هم می گفت اجداد ما همان ایل های کوچ نشین شاهسون بودند که از شیراز به اراک آمد ه اند .
مهندس محمد شرافت
یکشنبه 1 آبان 1390 07:59 ب.ظ
سلام به ساوه خوش امدید
سعید
شنبه 9 مهر 1390 10:35 ق.ظ
دوست عزیز شاهسوند اشتباه است
شاهسون (شاه سون) به معنی دوستدار شاه (شاه عباس) صحیح است.
لطفا اصلاح بفرمایید.
علی امیری
شنبه 26 شهریور 1390 09:10 ب.ظ
روستای بغدادی که حدوداً در فاصله 7 كیلومتری مشرق اراك واقع شده است. مختصات جغرافیایی بغدادی در 49 درجه و 46 دقیقه طول جغرافیایی و 34 درجه و 2 دقیقه عرض جغرافیایی ثبت شده است و ارتفاع متوسط آن از سطح دریا 1926 متر می‌باشد.
این روستا در حال حاضر حدود 107 خانوار یعنی حدود 400 الی 500 نفر جمعیت دارد، مردم این روستا مسلمان و شیعه مذهب هستند که به زبان فارسی تکلم می‌کنند و بیشتر به كشاورزی، باغداری، دامداری و قالیبافی اشتغال دارند. در بغدادی كشت آبی و دیمی، هر دو معمول است و محصولاتش بیشتر گندم، جو، نخود و محصول باغات نظیر انگور می‌باشد. در سراسر این منطقه پوشش گیاهی مناسب برای چرای دام وجود دارد و در عین حال در زندگی طبیعی جانوری، وحوشی نظیر گرگ، روباه، خرگوش، شغال و پرندگانی نظیر كبك و تیهو نیز دیده می‌شود.
در این ناحیه گیاهانی نیز روییده می‌شود كه برخی از این گیاهان مانند خاکشیر، گل‌ گاوزبان، گل بابونه، بارهنگ، گون و کاسنی بیشتر مصرف دارویی و صنعتی دارند. آب و هوای این روستا میانکوهی و معتدل خشک است، کوه شاه نشین و دره های علیخان و بیشه در جنوب و دره گردنگاه در شمال غربی و دره سه سوک در جنوب غربی روستا قرار دارند.
hadi Baghdadi
جمعه 18 شهریور 1390 11:33 ق.ظ
سلام در 5کیلومتری شهر اراک روستای است به نام بغدادی وبه دوبخش تقسیم شده اولی به نام بغدادی ودومی به نام حسین اباد بغدادی که در فاصله 500متری از هم جدا شده وبراساس آمار گرفته شده روستایی است تاریخی وتک اسم در ایران که روستای به نام بغدادی دیگری در هیچ نقطه ایران وجود ندارد از شواهد به دست آمده کوه بزرگی در این روستا به نام شاهنشین وجود دارد ویکی از روستاهای بکر وزیبای اراک میباشد ونزدیکی به اراک باعث این شده که تفریحگاه خوبی برای شهر اراک باشد واز شواهد معلوم از ایل بزرگ شاهسوند میباشند از جاهای دیدنی این روستا -بیشه بغدادی-تپه زرده-سرخ چشمه- کهریز آقاکوچیک-بلاغ بغدادی-کهریزبغدادی-کوه بلاغ-دره شبیخون-کوه وزولا
hadi Baghdadi
یکشنبه 4 مهر 1389 10:31 ق.ظ
روستای بغدادی اراک این جور که معلوم است از ایل شاهسوند می باشند اما ترک نیستند کوه بزرگی در این روستا است که به نام شاهنشین معروف است
این جور که معلوم است در گذشته جنگجویان بزرگی بودن روستای خوش وآب وهوایی دارند وهم اکنون تعداد کمی در این روستا زندگی می کنند نسبت به روستاهای دیگر اراک بیشتر باغ وزمین کشاورزی دارند ودر گذشته جمعیت این روستا بیشتر بوده است اما به دلیل نزدیکی به شهر اراک اکثرا مهاجرت کردند به شهر اراک مردمان این روستا بسیار سخت کوش وکوشا در کار هستند اما این را من میدانم که این روستا چیزهایی هست که کسی از آن مطلع نیست وفقط افراد مسن این روستا از آن باخبرند شاید به نظر شما خنده دار باشد تا جایی که من میدانم یکی از ساکنین این روستا ارتباط دارد....؟
علی
دوشنبه 25 مرداد 1389 04:43 ب.ظ
سلام .من علی دلاور از روستای اومال شهرستان مازندرانم .روستای ما با حداقل پنج هزار جمعیت که ترکی صحبت میکنن و به فارسی و زبان محلی مازندرانی مسلط اند ولی نمیدونن از چه قبیله ترک و از کجا به اینجا اومدن پیران ما همیشه گفته اند که ما از سواره نظام شاه هستیم ولی نمیدانند کدام شاه.عده ای میگویند به اجداد ما خان گرائیلی یا شاه گرائیلی میگفتند و حالا من و رفقام داریم تحقیق میکنیم میشه تا جایی که میشه کمکم کنی حداقل به اندازه یه سر نخ که ما از کجا شروع کنیم یا از کی کمک بگیریم
جلال شاهسون
یکشنبه 13 تیر 1389 02:44 ب.ظ
از سایت شما خوشمان امد
كیومرس
یکشنبه 15 فروردین 1389 05:27 ب.ظ
خیلی عالی بود
قارداشعلی
شنبه 8 اسفند 1388 04:31 ق.ظ
سلام، درباره تقسیم بندی و سوابق عشایر متاسفانه کار جدی در کشور صورت نگرفته است و این امر هم از زمان رضا شاه که در نظر داشت با تخته قاپو نسل عشایر بویژه شاهسوند ها را از بیخ وبن بکند ادامه دارد.
در مورد کلمه شاهسوند داستان به این صورت است که افاغنه که هر از چند گاه به ایران حمله می کردند شاه عباس را بستوه آورده بودند و سربازان نمی توانستند جوابگوی افعانها که از نسل مغول بودند بر آیند .یکی از مشاوران شاه به وی گفت که عشایری در عراق هستند که هم شیعه مذهب هستند و هم خیلی شجاع و تنها آنها هستند که می توانند در مقابل بازماندگان مغولهای به ایستند .در پی نظر این وزیر شاه از عشایر این دیار کمک خواست و خانهای این قبائل هم به تقاضای شاه جواب مثبت دادند و در یک حمله سلحشورانه مهاجمان را به سزای اعمالشان رساندند.شاه با دیدن شجاعت بی نظیر عشایر خواست آنها را در ایران نگه دارد و به دنبال تدبیری بود تا اینکه وزیر مذکور گفت این قوم با کوسفندان خود زندگی و کوچ می کنند و اگر شما به آنها مراتع ایران را پیشنهاد کنی شاید در ایران بمانند تا در موقع ضرورت و در صورت حمله اشرار افغانی از آنها کمک بخواهی .شاه عباس مراتع فارس ،دشت مغان، اطراف کوه دماوند و ساوه را به آنها پیشنهاد کرد .این قوم که در ابتدا به ایل بغدادی معروف بودند به شاهسوند معروف شدند.زبان ترکی شاهسوندها با ترکی آذری متفاوت است و رسم و رسوم آنها هم کاملا با بقیه اتراک متفاوت است .در این مورد مطالب بسیاری در سینه زنان و مردان پیر عشایر وجود دارد که تا بحال زحمت ثبت آنها را کسی قبول نکرده است .در کرکوک عراق بخشی از این عشایر که در زمان شاه عباس هجرت نکردند هم اکنون زندگی می کنند و به تورکمن های عراق معروف هستند .اگر سری به سایت های آنها بزنید خواهید دید که زبان ترکی و گویش آنها کاملا شبیه گویش عشایر ترک ایران چه شاهسوند و چه قشقاقی می باشد.بنده از طایقه قاراقویونلو ایل بغدادی هستم و اجدادما بین قم و ساوه و همدان ییلاق و قشلاق می کردند و بعد از هجوم رضا شاه به عشایر نزدیک پایتخت معروف به تخته قاپو اکثرشان ده نشین شدند و الان هم بخشی از آنها به تهران مهاجرت کرده و عمده گاوداریهای پایتخت در دست آنهاست
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo