تبلیغات
پژوهش نامه ایل قشقایی - خواننده بزرگ ایل قشقایی(حسین کیانی)

معرفی فرهنگ و تمدن ایل قشقایی میراث کهن ایرانی

خواننده بزرگ ایل قشقایی(حسین کیانی)

تاریخ:یکشنبه 9 فروردین 1388-02:07 ب.ظ | نویسنده :روح الله اژدری

آزاده شهمیر نوری

 مسن‌ترین خواننده ایل قشقایی است و 109 سال دارد، اما شناسنامه‌اش را بیست سالی دیر‌تر گرفته تا از خدمت سر بازی معاف شود. سر حال و سر‌زنده است. در افتتاحیه جشنواره موسیقی نواحی، وقتی پرده كنار رفت و استادان یكی یكی شروع كردند به خواندن، نوبت به او که رسید، خواندن را این طور آغاز كرد: «من، حسین كیانی، متولد 1295، شماره شناسنامه 454، صادره از ایل قشقایی شیراز» وقتی صحبت می‌كرد انگشت اشاره‌اش را كه بالا گرفته بود تكان می‌داد انگار می‌دانست كه این حرف‌ها برای مردمی كه روبرویش نشسته‌اند جالب است. بعد هم شروع كرد به خواندن داستان رستم و سهراب:‌
به كشتی گرفتن نهادند سر
گرفتند هر دو دوال كمر
چند بیتی بیشتر نخوانده بود كه شعر را فراموش كرد. بعد از كمی سكوت جمعیت دست زدند، او دوباره شعر را از اول زمزمه كرد و بعد ادامه‌اش را خواند. باز هم جمعیت دست زدند.
با وجودی كه شعر فردوسی را فراموش كرده، اما حافظه خوبی دارد. حوادث دوره رضا‌خان و دوره نخست وزیری مصدق را به خوبی به یاد‌ داشت. می‌گوید در جوانی تمام شاهنامه فردوسی را حفظ بوده است. او تنها یكی از خوانندگان ایل قشقایی است كه شعر‌های فارسی را به زیبایی می‌خواند، اما مسن‌ترین آنهاست.
از هفت سالگی با داوود نكیسا كه نوازنده تار بوده به میهمانی‌های خوان‌ها و بزرگان می‌رفته و لالایی‌ها و آواز‌های تركی می‌خوانده است. اما برای او شاهنامه چیز دیگری بوده است: « خواندنش را بین ایل قشقایی ممنوع كرده بودند. از دوره احمد‌شاه به بعد شعر‌های فردوسی را پنهانی می‌خواندیم. كتاب‌های شاهنامه را از ما گرفتند و سوزاندند. قشقایی‌ها كتاب را در خانه‌هایشان پنهان می‌كردند اما من برای این‌كه نیازی به كتاب نداشته باشم، شعر‌ها را از حفظ می‌خواندم.»
پیر‌مرد به تلخی از آن روز‌ها و حكومت رضا‌خان یاد می‌كند. او می‌گوید: «بی‌حجابی در ایل قشقایی هرگز نبوده لباس زن‌ها آنقدر پارچه داشته كه آنها را می‌پوشاند حتی دختران ایل كه به هر دلیلی از ایل می‌رفتند باید همین لباس‌ها را می‌پوشیدند. ایل با دولت سر‌حجاب دعوای زیادی داشت. مردان می‌گفتند لختی برای زن خوب نیست .دولت «سرپتی» را اجباری كرده بود، اما زن‌ها هرگز تنبان و كینگ را كنار نگذاشتند. مرد قشقایی هم هنوز لباده، شالوار (شلوار)، چقه، كلش و پاپیچش را می‌پوشد و به آن مغرور است.»
«حسین كیانی»، ایل را حامی مصدق می‌داند و از او به نیكی یاد می‌كند: «مگر می‌توانم مصدق را فراموش كنم. قشقایی‌ها حامی مصدق بودند. در جریان جنگ انگلیس و به دریا انداختن انگلیسی‌ها، حاج عبدالحسین لاری از علمای قشقایی فتوای جهاد می‌دهد. انگلیسی‌ها فارس را گرفته بودند. این بسیج شد و ماجرای آب انداختن قوای انگلیس پیش آمد. غائله مصدق هم یكی از حكایت‌ها بود كه ایل را دوباره رودر روی دولت كرد.»
موسیقی در ایل یعنی زندگی، مردان و زنان با آن زندگی می‌كنند زنان هنگام كار آواز می‌خوانند، مردان هنگام جنگ. زنان آرزو‌های دور و دراز خود را در آواز‌ها مرور می‌كنند. آنها هر شب ساز كوك می‌كنند و دور هم جمع می‌شوند و آواز می‌خوانند. داستان‌های شاهنامه بخش مهمی از آواز‌های شبانه ایل است. حسین كیانی، شعر‌های فردوسی را می‌خواند و جوان‌تر‌ها دورش حلقه می‌زنند و گوش می‌دهند. داستان‌های حماسی و عاشقانه مهمترین آواز‌های آنهاست كه نقل آنها سینه به سینه گشته و از قرن‌ها پیش به امروز رسیده است.






داغ کن - کلوب دات کام
محمد كیانی
دوشنبه 14 اسفند 1391 07:22 ب.ظ
سلام خسته نباشید خیلی متن خوبی بود اماكامل نبود
محمد كیانی
دوشنبه 14 اسفند 1391 07:12 ب.ظ
سلام خسته نباشید خیلی متن خوبی بود اماكامل نبود
ساوا
یکشنبه 1 بهمن 1391 10:05 ب.ظ
سلام
مفید بود
ممنون
طیبی پور
یکشنبه 8 آبان 1390 02:58 ب.ظ
متن زیبایی بود،امیدوارم آخریش نباشه ،بنظرمیاد محمدحسین باشه
شنبه 29 فروردین 1388 10:51 ب.ظ
پس كو عكس ایشان ؟؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo