تبلیغات
پژوهش نامه ایل قشقایی - چادری به وسعت شهر خدا
سه شنبه 9 مرداد 1397

چادری به وسعت شهر خدا

   نوشته شده توسط: روح الله اژدری    

گله  گوسفندان در هنگام غروب آفتاب از سراشیبی کوه سرازیر می شود. ومن همراه چوپان به راه می افتم . سیاه چادری در عمق دره دیده می شود که گله گوسفندان را بسوی خود می خواند. گوسفندان وقتی سیه چادر را می بینند سرازیر می شوند. و به نشانه خوشحالی به جست و خیز می پردازند.حرکت گله با آن احساسات پاک حیوانی همراه با بع بع گوسفندانی که برّه خود را در آغل دارند، منظره ای عجیب و با احساسی را بوجود آورده است. دیدن گوسفندانی که برّه های خود را در آغوش می گیرند و می بویند و می بوسند فطرت انسانی را که سرچشمه محبت است تحریک می کند و یکی از دلایل مهربانی و محبت مردمان عشایری نسبت به حیوانات و به همنوع خود ناشی از همین صحنه های پاکی است که روزها و ماهها و سالها بارها و بارها پیش چشمشان تکرار می شود. سیاه چادرعشایری نزدیک آبریز دره بپا شده است. طناب های آن  با میخ های چوبی به زمین بسته شده است. این چادر ساده ترین مسکن عصر تکنولوژی است که در مقایسه با آسمان خراشهای امروزی با ذات بشری هماهنگی زیادی دارد. خانه ای بسیار ساده که همه تا و پودش و طناب و ستونهایش از همین طبیعت و با تولید دست خود مردم بوجود آمده است. زندگی این مردمان با طبیعت پیوندی گسست ناپذیر دارد. خلل در ترکیب طبیعت به معنای خلل در زندگی این مردم با صفاست. پیوند با طبیعت است که این انسانها را انسانهایی صاف و صادق و ساده و بی آلایش بار آورده  و در عین حال مردمانی کوشا و مقاومند. صداقت دل و صفای باطن این مردمان از چشمه های زلال این کوهستان و از وزش نسیم صبحگاهی و از سبزی این درختان و درخچه های پرشکوه و مقاومت وا ستواریشان از این سخره های سر به فلک کشیده و از آن تک درخت بنی است که از قلب سخت صخره ها سبز می شود.

برتیرکی از سیاه چادر تکیه می زنم تا نظاره گر لختی از زندگی این مردمان باشم. در قسمت انتهایی چادر چند جوال پر از گندم و آرد و چند دست رختخواب و بالشت بر روی چند سنگ که به صورت منظمی  در کنار هم قرار گرفته اند ، چیده شده و بر روی آنها جاجیم زیبا و منقوشی از مناظر طبیعت و حیوانات با گمپل های رنگارنگ کشیده شده است . این جاجیم نشان فرهنگی و در واقع لوحی است که بخشی از فرهنگ این قوم برآن نقاشی شده است. مظهر هنر مادرانی است که هنرخویش را علی رغم زندگی سخت و خشن عشایری درقالب الواحی چون گلیم ، جاجیم ، گبه یا قالی با تارو پودی از پشم گوسفندان خلق می کنند.  بر کف چادر چند تخته نمد با نقش هایی ساده انداخته شده است. در قسمت انتهایی سمت چپ چادر نیز چنته و بلدان و نمکدان در تیرکی از چادر آویزانند. در کنار این چادر محقر گودال کوچکی کنده اند که اجاق نام دارد و در آن آتش روشن می می کنند و سه پایه سیاه و دود گرفته ای به همراه یک آفتابه مسی در کنار آن نهاده شده است. اجاق مظهر روشنایی یک خانواده قشقایی است . در سنت دیرینه قشقایی اهمیت اجاق چنان بوده است که مردم بر روی آن قسم یاد می کردند. دختری که به خانه بخت می رفت به نشانه قدر دانی و خوشبختی دوراجاق پدر می گشت. افسوس که اجاق دیگر آن حرمت گذشته را ندارند. اجاق خانه روشن است و قابلمه مسی برروی سه پایه گذاشته شده است. بوی مطبوع دمپخت بن سرخی هر انسانی را گرسنه می کند. گوسفندان به خانه رسیده اند و زنها دستمال ها را بر دهان بسته در حال دوشیدن گوسفندانند. سر وصدا فراوان است. بره ها در انتظار مادر بی صبرانه بع بع می کنند. مرد عشایری تک تک گوسفندان را می گیرد و نگه می دارد تا توسط زنان دوشیده شوند.همچنان که این صحنه ها را از مقابل چشمانم عبور می دهم نوعی احساس تعلق به این صحنه ها دارم. انگار نسیمی در دفتر زندگیم وزیده و صفحات دوران کودکی نوجوانیم ورق خورده است. این چادر و ساکنانش به من و گذشته ام تعلق دارد. فقط متعجبم از اینکه چگونه من در عالم واقعیت همه را فراموش کرده ام. من در این شهر خدا بزرگ شده ام. در اعماق وجودم همین شهر خدا را دوست دارم. شهرخدا پر جمعیت نیست. شهر خدا متراکم نیست. شهر خدا چند طبقه نیست . شاید خانه هایش با هم خیلی فاصله داشته باشد. اما در شهر خدا محبت جاری است. علی رغم فاصله ها دل ها به هم نزدیک است. من همین شهر خدا را دوست دارم که آدم هایش علی رغم فاصله ها بهم نزدیکند. منزوی نشده اند . با حیوانات زندگی میکنند اما در زندگی جایگاه انسان و حیوان را حفظ کرده اند. اما در شهر خاکی انسانها علی رغم تراکم جمعیت و زندگی در یک شهر و یا یک مجتمع مسکونی ، از همدیگر فاصله های بسیار دارند. منزوی شده اند و برای تسکین تنهایی خود حیوانات را جایگزین هم نوع خود کرده اند.   


برچسب ها: قشقایی- خاطرات - دانوشته - کلاه قشقایی- روح اله اژدری ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر