تبلیغات
پژوهش نامه ایل قشقایی - دل نوشته های یک قشقایی1
سه شنبه 25 مهر 1396

دل نوشته های یک قشقایی1

   نوشته شده توسط: روح الله اژدری    

آسمان شهر خدا
 قسمت اول
روح اله اژدری
دلمان سبز بود و هر شب سر بر بالین ارامش می نهادیم و ستارگان اقبال خویش را در آسمان پر ستاره شهر خدا می شمردیم. هر شب با موسیقی دلنواز قورقور قورباغه ها و جیرجیر جیرجیرکها که سکوت معنادار شبانه را می شکست به خواب می رفتیم وهر صبح با جیک جیک کنجشکهایی که در همان نزدیکی خانه ساخته بودند بیدار می شدیم.. ما در آن خانه آسمانی جمعیتی پر مهر محبت بودیم. به هم عشق می ورزیدیم. علی رغم مشاجرات کودکانه هرگز قهر نمی کردیم. قلب خود را به گرمی محبت نزدیکان عادت داده بودیم. اما افسوس که زمان دست تقدیر را بر تفرقه ما فرود آورد و هر کدام را به جایی فرستاد. از زمانی که  آن زندگی  آرامبخش را رها کردیم و به دامن این جوامع شهری پناه آوردیم رنگ سبز زندگیمان به زردی گرایید. امروز حال و هوای دیگری دارم و یک احساس درونی مرا به سوی آسمان شهر خدا می کشاند . دوست دارم خود را از هوای آلوده شهرخاکی خلاص کنم و بسوی شهر خدا بروم. در شهر خدا پنجره ها بسته نیست . شهر ما شهر خداست ما متعلق به شهر خاکی نیستیم. عیبی ندارد در شهر خاکی زندگی کنیم اما نباید خاکی بمانیم. باید گاهی به شهر خدا مسافرت بکنیم و پنجره شهر خدا بگشائیم و به تماشای خاطره های خدایی بنشینیم.  
روحم به پرواز درآمده است و به یکباره خود را در آوج آسمان پر از گرد و غبار شهری می بینم. هر قدر که به کوهستان  نزدیکتر می شوم اوج می گیرم و از فضای دود آلود و مسموم این شهر خاکی خارج می شوم. هوای فرحبخش کوهستان و طبیعت پاک و مصفا جان دود گرفته ام را می شوید و آیینه دل گرد و غبار گرفته ام را  غبار روبی می کند. اکنون که از فضای کوه می گذرم و بر پهنه سبز و سنگی آن قدم نهاده ام شاید هرگز عظمت آن را به مانند امروز درک نکرده باشم. از این بالا چقدر زیبا و پر شکوه است. در شکوه آن عظمتی بر قلبت می نشیند و احساس می کنی در پس این همه زیبایی و شکوه حکمتی است. آخر این همه زیبایی که بدون دلیل نمی شود. بزرگی خالق این طبیعت زیبا را فقط در شکوه آن می توان یافت. قله های رفیع  و دره های عمیق ذهن را متوجه عظمت خالق از ازلیت به ابدیت می نماید. اکنون تجلیات الهی را می توان در این کوهستان دید. جمال خداوندی در این کوهستان بیشتر برما متجلی می شود زیرا که هر قدر انسان از این شهر  خاکی پر جمعیت دورتر شود و به قلل کوهستانهایی که خالی از غوغای عالم  است پناه ببرد، بیشتر آرامش و روشنی و صفای روح را احساس می کند. آنچنان مشغول دیدن این زیبایی ها هستم که خود را فراموش کرده ام. در میان زیبایی ها آن چیزی از همه زیباتر است که بیشتر در حجاب باشد. گویی خداوند روی آنچه لطیف و زیبا آفریده  سایه ای افکنده است تا کنجکاوی ما را تحریک کند. این دره ها اسرا طبیعت هستند . هر قدر این دره ها اسرار آمیز تر باشند انسان به گردش در آنها راغبتر است. هر قدر در این دره ها بیشتر پیش برویم بیشتر به اسرار بر می خوریم. دیدن این مناظر زیبا و این دره های مرموز احساسی عمیق در وجود آدمی بوجود می آورد. حسی که عظمت خالق این هماهنگی و ترکیب را می ستاید.


برچسب ها: ایل قشقایی- دل نوشته- خاطره- روح اله اژدری ، بلوردی- کشکولی- گردانی -اژدری- اژدهاکش ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر