تبلیغات
پژوهش نامه ایل قشقایی - نقدی بر تاریخ نگاری و خاطره نویسی در ایل قشقایی

معرفی فرهنگ و تمدن ایل قشقایی میراث کهن ایرانی

نقدی بر تاریخ نگاری و خاطره نویسی در ایل قشقایی

تاریخ:سه شنبه 16 دی 1393-03:19 ق.ظ | نویسنده :روح الله اژدری

در سالهای اخیر کسانی  قلم به دست میگیرند و مطالبی را به عنوان خاطره و یا تاریخ از نسل های پیشین  به نگارش در می اورند که به نظر می رسد حتی ارزش نقد را هم نداشته باشند. اما چون بعضا طعم تلخ تحقیر و توهین به نسلی از نسل های به دیار باقی شتافته را دارند و موجب آزردگی خاطر کسانی هم شده ند.لذا بیان مطلبی هر چند کوتاه را لازم می دارد.البته نگارش این مطلب نه ازسر ارزشگذاری بر چنین آثار کم مایه ای است بلکه توجه دادن جوانان ارجمند و عزیز قشقایی به ارزشهای اخلاقی  و انسانی است که جامعه به ظاهر بدوی عشایری در ساختار و سازمان فرهنگی و اجتماعی خود داشته است. زندگی سنتی و سخت عشایری در دهه های به گذشته خزیده خود میراثی گرانقدر از ارزشهای اخلاقی و انسانی باقی نهاده است. افسوس که ما بازماندگان در عصر مدرنیته فقط برخوردار از عقل ابزاری هستیم و چشمه های تفکر و عقلانیت توحیدی و اخلاقی در نظرمان خشکیده است. اگر چنین نبود امروز که نشانه ای آشکاری از انحطاط اخلاق و ارزشهای انسانی را مشاهده می کنیم به سرچشمه های عقلانیت اخلاقی گذشتگانمان باز می گشتیم و به جای تحقیر به تحسینشان می پرداختیم.

اگرچه توسعه و تحول زندگی بشری در عصر مدرنیته مقایسه سبک زندگی نسلهای قبل با اکنون را مشگل می نماید اما باید دانست که انسان پرتوقع و پرمدعای عصر کنونی در بعضی از خصوصیات انسانی و اخلاقی بسیار فقیرتراز نسل سنتی است. زندگی عشایری به دلیل ارتباط با طبیعت جاندار و دور از ارزشهای سوداگرانه عصرکنونی ناب و انسانی و اخلاقی بوده است. تعاون و همکاری ایثار و از خود گذشتگی- مهرورزی و عطوفت- پشتیبانی و قوم گرایی- یتیم نوازی احترام به بزرگان و خویشاوندان- صله ارحام- صداقت و راستی ترجیح منافع جمع به منافع خصوصی -   تکریم مرحومان و به دیار باقی شتافتگان- حیا وعفت فطری همه از ویژگی های زندگی سنتی عشایری بوده است که هم اکنون کمتر از این خصوصیات می توان در نسل جدید سراغ گرفت. البته نگارنده از ظلم ها و ستم ها و غمنامه هایی که بر نسل سنتی ما گذشته است هم داستانهایی دارم که هم اکنون جایی برای بیان آن نمی یابم. اما دوست دارم کمی با من به گذشته بیایید تا بدانید. ارزشهای اخلاقی و انسانی نسل های پیشین چگونه هزاران سال بقای یک قوم را زنده و پویا داشته است .بنا براین در نگارش تاریخ پرفراز و نشیب گذشته باید برای حفط اتحاد و پویایی فرهنگی تلاش کرد.

1-  وقت عروسی یک جوان عشایری جوانان ایل جمع می شدندو با تعاون و همکاری ابتدا هیزم مورد نیاز عروسی را با سختی از کوه ها و با احشام تهیه می نمودند. زنان اقوام آشپزی می کردند. یکی گونی قندی می آورد و آن دیگری گوسفندی هدیه میداد و آن دیگری گونی برنج.  مردان ایل پذیرایی می کردند و با ساده ترین شکل دو جوان را روانه خانه بخت می کردند. خانه اشان یلانی بود و روپوششان آسمان خدا. حال را بنگرید که جوانانمان عمر از 40 گذرانده اند و و دخترانمان پیر دخترند و هنوز ما در چشم هم چشمی غوطه وریم و به جای همراهی با آنان سنگ های بزرگ مهریه و خانه و ماشین و عروسی آنچنانی را طلب می کنیم. عروسی هایمان بویی از حیا و عفت فطری ندارد و حلال خدا را با حرامش مخلوط می کنیم. دیگر از آن گونی های قند و برنج و گوسفندان پروار خبری نیست. فقط برای خوردن زرنگ شده ایم . دختران اقوام هم شامل مثل مرغ همسایه غاز است شده اند و شوهر نکرده اند. حال بگویید ما بهتریم یا اجدادمان .

2-  در حالی که زندکی به سختی می گذشت ودرآوردن تکه ای نان تلاشی طاقت فرسا طلب میکرد اگر عموزاده ای از دینا می رفت یتیمانش تیمار می شدند و بی سرپناه نمی ماندند از طرف بعضی اقوام تا بزرگسالی مورد حمایت مالی و جانی و اقتصادی قرار می گرفتند. سنت نسل دیروز ما یتیم نوازی بود . برای مردگانشان احترام قائل می شدند. سالی عزادار بودند. از او به نیکی یاد میکردند. از بازماندگانش حمایت مالی و عاطفی میکردند. اموالش را برای فرزندانش حفظ می کردند. حال در عصر سوداگری خودتان قضاوت کنید ما با یتیمان اقوام چه می کنیم. چقدر احوالشان را می پرسیم. با اموالشان چه می کنیم؟ مردگانمان را محترم می داریم ؟امروز که می میرند تا ظهر دفن می کنیم و عصر مراسم ختم والسلام....... حال بگویید ما بهتریم یا اجدادمان؟

3-  در احوال یکی از درگذشتگان ایل نقل است که وقتی بعد از راه پیمایی 30 یا 40 کیلومتری به شیراز وارد می شود با شیوع نوعی بیماری مواجه میگردد. برای اینکه خودش مبتلا نشده و این بیماری را به ایل منتقل نکند همان شب همان مسافت را باز میگردد. این روحیه را باید ستود. این را نباید ترس دانست. بلکه عقلانیت و نوع دوستی و ایثار قلمداد کرد. این اهتمام به سلامت یک طایفه است. آیا بشر امروز به خاطر سوداگری به طبیعت رحم کرده است که به هم نوع خود و اقوام خود رحم کند.

دیروز اگر شکاری بود برای امرار معاش بود . اما امروز از سر تفنن است. ((البته خوانین را نمی گویم که در یک روز صد کل برای تفریح شکار می کردند. ))اهتمام به امور اقوام چقدر است؟ صلح رحم فراموش شده است. عمو و عمه و دایی و زاده های آنها دیگر سالی و ماهی هم دیدار نمی کنند مگر مجلس ختمی و یاعرو سی ای . حا ل بگویید ما  بهتریم یا اجدادمان؟

4-  حیا و عفت فطری زنانه و غیرت مردانه عشایری را نباید فراموش کرد. دختران پاک با قلبهایی پر از صداقت و حیا همچون حوریان بهشتی که کمی نور خورشید این جهان سیه سوخته اشان کرده بود روزهای زندگی را با تن پوشی از حریر و دامن های چین خورده فقط و فقط برای شوهران با غیرت عشایری گوارا می نمودند. تن نمایی و یوسف فروشی نمی کردند. عشق بود و محبت و کار و کار و کار ..... مردان را غیرتی مثل زدنی که هم وطن را محافظت میکرد و هم دین را و هم ناموس را . اما اکنون را بنگرید. از تعویض حریر و دامن چین خرده با ساپرت که خبر دارید!!! دیگر از این پوشش های شهره شده نمی گویم که خودتان بیشتر خبر دارید چرا که آزرده خاطرم می کند.  لباس عشایری که لباس سنت دیرینه ما محسوب می شد اکنون ابزار فخرفروشی و تنازی و یوسف فروشی در مجالس و محافل عروسی شده است. دیگر از غیرت عشایری خبری نیست تا از پوشیدن ساپرت توسط ناموسش به غیرت آید و یا از یوسف فروشی ناموسش در محافل آزرده خاطر شود. حال بگویید ما بهتریم یا اجدادمان؟

5-  نسل های دیروز اموالشان را در بیابانها به یک کره حضرت عباس (ع) بیمه می کردند. امامزادگان مسیر ایل محل الحاق قلب های ساده و بی ریای عشایری به درگاه خداوند تبارک و  تعالی و ائمه هدی بود . نماز را با همان سادگی و شاید هم غلط می خواندند ، اما می خواندند. دروغ نمی گفتند. ریایی در کار نبود. به همان میزان که به گوسفندان و یا الاغ ها و سگ هایشان نزدیک بودند به خدا هم نزدیک بودند. دلهایشان آینه خدا بود. مسجدی یا امامزاده ای را می دیدند صلوات می فرستادند. اما امروز خیلی ها  روشنفکر شده اند. خیلی چیز ها را می دانند اما عمل نمی کنند. اگر نسل دیروز مصداق جاهل قاصر بودند نسل امروز یا آگاه است و یا جاهل مقصر. دیگر کره حضرت عباس از رونق افتاده است. دروغ را سوداگری توجیه می کند. مسجد را برای بدرقه مردگان ساخته اند. دیگر با موعظه موعظه گران روحانی روشنفکرانه برخورد می کنیم. حال بگویید ما بهتریم یا اجدادمان؟  

یک سینه سخن در این باب گفتنی است اما همین مقدار بس است . جوانان عزیز عشایری بدانید که باید به زندگی سنتی دیرینه ایلیاتی جستجو گر و متفکرانه نگاه کرد. پدران ما انسانی و اخلاقی زیسته اند که با سختی ها و مشکلات زمانه خودشان پیوند داشته است. متاسفانه توسعه زندگی مدرن علی رغم تصور بعضی ها همانقدر که امکانات در اختیار ما نهاده است ، بسیاری از ارزشها را هم از  ما گرفته است. پس بهتر است گذشته را پاس بداریم و تخیلات بعضی قلم به دستان  فاقد تفکر را که بدون سند ارائه می شود برای شناخت سنت دیرینه زندگی ایل قشقایی مورد استناد قرار ندهیم.






داغ کن - کلوب دات کام
نوع مطلب : فرهنگ ایل قشقایی 
قلی
جمعه 10 بهمن 1393 08:10 ب.ظ
حالا این نوشته ها چه ربطی به تاریخنگاری دارد؟
ایسل
سه شنبه 30 دی 1393 11:56 ق.ظ
سلام من متن از کتاب محمد بهمن بیگی رو میخام
پاسخ روح الله اژدری : سلام بعضی از نوشته های ایشان را میتوانید در همین وبلاگ بخوانید. اما بنده متن pdfآن را ندارم و در فضای مجازی هم ندیده ام
اژدهاکش
شنبه 27 دی 1393 09:55 ب.ظ
عالی بود.متاسفانه بعضی درد ایل و اجداد و سنت ایلی ندارند در توهم سیر می کنند. برای بزرگ جلوه دادن شخصیت کوچک خود اراجیف می بافند.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo