تبلیغات
پژوهش نامه ایل قشقایی - "بهمن" و"بیگ"

معرفی فرهنگ و تمدن ایل قشقایی میراث کهن ایرانی

"بهمن" و"بیگ"

تاریخ:سه شنبه 18 خرداد 1389-11:28 ب.ظ | نویسنده :روح الله اژدری

  شعری از سلمان احمدیاز نور آباد ممسنی

"بهمن" و"بیگ"

کوچ پر زحمت و بی باری بود
در گذر گاه پر از خوف و خطر
درّه و معبر پر گرگ وشغال
یرد، راحتگه پر خاری بود
دشت سرسبز وعلوفه بسیار
پای هر بوته ی آن ماری بود
شب مهتابی ییلاق درآن گستره دشت
که عجین بود ز عطر گل صد گونه ی مست
تابش زر صفت شعله خورشید به صبح
که بپاشید در آن حجله ی صحرای صفا
به سراپای عروسان خوش اندام چمن
ساز می کرد درآن پایه ی کوه خنده کبک
و در آن بزمگه رنگ به رنگ شیهه ی اسب
وز هیاهوی شبانان و سباق اسبان
طشت پر شیر و گلیم رنگین
وآن سیه چادر پر تار و طناب و پایه
خوش صدا اسلحه ی قاتل دهها آهو
هیچ یک هیچ، سروری به دلش راه نداد
نی چوپان ، که می خاست ز نای جانش
بر زلال دل پر مسأله اش شور نداشت
شادی وعشق و خوش و ناخوش ایل
بر کران دل دریایی او موج نداشت
جمله اندیشه و فکر و همه ی تدبیرش
حول یک مسأله و حلّ یکی معضله بود
باب علمی بگشاید بر این دشت سیاه
وارهاند همگان را از این خوف و تباه
خوش صدا اسلحه ی خوش رقم صف شکنش
قلم و جوهر و زرّین ورق دفتر بود
قهقه کبک و همه شیهه ی اسب کهرش
خواندن شعر طرب زای یکی دختر بود
شعله ی شمس قدر شوکت تابنده ی او
تابش علم جهالت کش پر گوهر بود
آن سپید چادر گردش که به سان خورشید
بر سیه چادر بی دانشی و جهل یکی اخگر بود
در زمستان سیاه و ستم آن برهه
فصل شاداب بهار و گل خوش منظر بود
"بهمن " علم و خرد بود در آن شیب زمان
"بیگ " خوش پا و فروزنده تر از اختر بود ( بیگ در زبان لری به معنای "عروس")
قالب شعر من از وصف جمالش بشکست
هم غزلواره و هم نو ولی ابتر بود
وصف دردانه ی ما را نتوان کرد بیان
او بر ابناء زمانش ز همه برتر بود
نام او تا به ابد در دل تاریخ به جاست
نجم پر شعشعه ی تار شب کشور بود
او تعلق به یکی قوم ویکی ایل نداشت
بر همه کرد و لر و ترک و عرب رهبر بود
پنجشنبه 1388/2/16 نور آباد ممسنی
سلمان احمدی





داغ کن - کلوب دات کام
علم
جمعه 21 بهمن 1390 10:53 ق.ظ
سلام و درود فراوان. خیلی خوب بود همه وبلاگتون رو خوندم
amin
پنجشنبه 3 شهریور 1390 10:00 ق.ظ
سلام ممنون که برای زبان مادریمون تلاش میکنید
من از شما گله گی که دارم اینه که ما شعرا و عرفای خیلی بنامی از قشفایی ها داریم که حتی نامشون رو هم خیلیا نمیدونن از جمله عارف معرو عمان سامانی و شعرا دهقان ،قطره ، ذره، نیسان و....خواهشا در مورد اینها هم مطالبی بنویسین که مایه فخر مباهات ما قشقایی ها ست
مهرزاد قشقایی
دوشنبه 7 تیر 1389 09:23 ق.ظ
سلام

باتشکراززحمتی که می کشید وبه فکرفرهنگ ایل محبوبمان هستید.شمالینک شدید.
غریب
دوشنبه 31 خرداد 1389 10:34 ب.ظ
سلام و درود
ممنون از حس زیبای شما
زمانی فرهاد
دوشنبه 24 خرداد 1389 12:34 ب.ظ
نویسنده: زمانی فرهاددوشنبه 24 خرداد1389 ساعت: 7:37سلام درگذشت معلم بزرگ ایران وقشقایی برملت ایران وقشقایی هاتسلیت باد ازدوستان قشقایی می خواهم درخصوص اتحادویکدل شدن این سوال رادارم
آیامامی توانیم درجایی ازمناطق قشقایی نشین شهری صرفا وفقط بنام (شهرقشقایی) ایجادکنینم که مقدمه درکناهم بودن وباهم بودن وبه دردقشقایی رسیدن باشدوباشیم حال این شهرراچگونه بایدایجدکنیم چگونه انگیزه ایجاداین شهر رادرقشقایی ها بدمیم چه کسانی می توانندبانی ایجاد این شهر(قشقایی) باشنداستبقبال ازایجاداین شهر درمیان قشقایی هاچگونه خواهدشدبرفتح قله ایجاد(شهرقشقایی) آیاازبلندی قله ترسیدیا قدم به قدم قله راگام نهادوبرپشت سرنگاه کردکه چه مسیری راطی کرده ایم منتظرهم دلی وایده سمادوستان
علی نژاد
پنجشنبه 20 خرداد 1389 10:15 ب.ظ
آقای سلمان احمدی,شاعرباذوقی هستید. زحمت کشیده اید وشعرزیبایی سروده اید .ازخدمت فرهنگی شما سپاسگزاریم.
savanlar
پنجشنبه 20 خرداد 1389 10:01 ب.ظ
سلام شعر قشنگی بود.ممنون از انتخاب به جای شما.
راستی قالب زیبایی گذاشتین. موفق باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo