از دوستداران و خوانندگان کتاب خواهشمندم در صورتی که نقد و نظری دارند در همین وبلاگ نظرات خود را اعلام نمایند تا نگارنده از نظرات ارزشمند آنان بهره مند گردد.
جهت اطلاع و آشنایی دوستان با کتاب مقدمه آن را در ذیل می آوریم .
مقدمه کتاب عشق نامه های ایل قشقایی
از دورانهای كهن داستانهای بسیاری در گوشه وكنار این مرزوبوم پرگهر نزد عام وخاص بصورت شفاهی وسینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. در ادبیات تركی نیز همچون ادبیات فارسی عشق نامه های مختلفی زبان به زبان در میان مردم نقل شده است. بعضی از این عشق نامه ها از دوره صفویه به این طرف رواج پیداكرده اند كه به شكل نثر روایت می شده اند.
فرهنگ .زبان تركی پیوند دیرینه ای بین ایل قشقایی و آذربایجان بوجود آورده است. ادبیات غنی زبان تركی از مهمترین عوامل حفظ پیوندهای فرهنگی ایل قشقایی با سرزمین مادری است. به همین دلیل بسیاری از اشتراكات فرهنگی علی رغم هجران قشقایی ها از سرزمین مادری محفوظ ماده است. از قدیم عشق نامه هایی در ایل قشقایی روایت می شده است كه همانها را می توان در آذربایجان مشاهده نمود. قصه هایی همچون كوراغلو ، قریب و صنم ، اصلی وكرم ، در ادبیات شفاهی قشقایی ها و آذریها مشترك است. در ایل قشقایی این قصه ها ذخیره فرهنگی توده های مردم در طول تاریخ بوده كه زبان به زبان و بصورت شفاهی توسط عاشق ها و افراد كهنسال نقل می شده وهر كدام پیامهای اخلاقی و اجتماعی زیادی را منتقل میكرده است.
در زمانهای قدیم به دلیل اینكه افراد باسواد نبوده تا این میراث فرهنگی را بصورت مكتوب در آورد لذا به صورت شفاهی و سینه به سینه نقل می شده و همین موضوع موجب گردیده كه بخشهایی از این قصه ها به مرور فراموش شوند. عاشقان و نقالان نیز به سلیقه و تخیل خود بخشی را به آن اضافه كرده ویا بخشهایی را بدون توجه به ارتباط وپیوند اجزاء با سیر قصه ها جابجا نموده اند.
بعضی از این داستانها در ده های گذشته به دلیل گسترش قصه های مدرن با بن مایه های جدید بطور كلی به فراموشی سپرده شده و تنها چند بیت از منظومه های سروده شده از آنها باقی مانده است.
نگارنده به دلیل درك اهمیت حفظ میراث ماندگار فرهنگ بومی ایران كه فرهنگ ایل قشقایی نیز بخشی از آن است به تحقیق در خصوص این قصه ها پرداخته و تلاش نموده است با تطبیق قصه های روایت شده در ایل قشقایی با آنچه در آذربایجان روایت شده است. شكل كلی قصه ها را استخراق وسپس به پردازش ونگارش جدیدی از آنها اقدام نماید.
لذا قصه های اصلی وكرم و قریب وصنم قصه هایی هستند كه روایت های مختلفی از آنها مورد مطالعه قرار گرفته و سپس به نگارش در آمده است اما قصه سیدی خان و پریزاد فقط بر اساس روایت ایل قشقایی مورد نگارش قرار گرفته است.
در هر سه داستان بن مایه ای مذهبی دیده میشود. دیندار بودن و محبت به اهل بیت وتوسل به آنها در این داستانها نشانه توجه به معنویت در ادبیات شفاهی قشقایی است . بطور مثال در داستان قریب وصنم قریب جوانی با ایمان و محب اهل بیت است و انگشتری مزین به نام حضرت علی (ع) را به شاهزاده صنم هدیه میدهد. در این داستان تقدم نجابت و دینداری بر ثروت و مقام مورد تاكید قرار میگیرد. همچنین انتظار هفت ساله صنم نشانه نهایت عشق و محبت در روابط خانوادگی است.
داستان اصلی وكرم در واقع تقابل دو اندیشه تحجر و تساهل دینی است. قراملك كشیش سمبل تحجر دینی است كه به دلیل تعصبات خشك وبی منطق مانع سعادت و خوشبختی اصلی وكرم است . در این داستان سیب منشاء آفرینش است و اصلی و كرم از یك مبداء و منشاء متولد شده اند. لذا كرم در این داستان به دنبال اصل و همزاد خودش است.
همچنین در داستان سیدی خان وپریزاد بر تقدم نیكویی صفات درونی بر صفات ظاهری وزیبایی صورت تاكید شده است. پریزاد و سیدی خان سمبل نیكو سرشتی و دیانت وعبید وولید و نرگس خاتون سمبل بدسرشتی و دنائت می باشند.
نوشته شده توسط : روح الله اژدری
تبلیغات 
قلوب پاک و بی آلآیش قشقایی ها با ائمه اطهار (ع) پیوندی دیرینه دارند .به همین خاطر سرور وسالار شهیدان حضرت حسین ابن علی (ع) در نزد مردم ایل از مقام ومنزلت زیادی برخوردار بوده و ایام منسوب به آن حضرت شور و حرارت ویژه ای در ایل بوجود می آید. شور و علاقه پاک وبی رنک وریای مردم ایل به قهرمان کربلا


از جمله مراكز مهم بافت گبه می توان از دو گنبدان، باشت، آرو در شهرستان گچساران، تل گر، چشمه بلقیس، ده شیخ و چرام در شهرستان كهكیلویه از سراب تا ده علیا و ده سفلی و موردراز علیا و سفلی در شهرستان بویر احمد، برازجان و حوزه های روستایی شول و ده كهنه از استان بوشهر نام برد.
به طور کلی بافته های قشقایی را میتوان به دو دسته کلی پرزدار(قالی ، گبه ) و بدون پرز(گلیم ، سوزنی ، پلاس و ...) و بافته های کاربردی( جل ، خورجین ، نمکدان و ...)تقسیم بندی نمود .