تبلیغات
پژوهش نامه ایل قشقایی

این وبلاگ بزرگترین وبلاگ در زمینه شناسایی فرهنگ وتمدن ایل بزرگ قشقایی است .. ایل قشقایی زادگاه مردان بزرگی بوده است که در هر مقطع از تاریخ ایران زمین با درک ضرورتها حافظ دین ومیهن بوده اند.افتخار مردم ایل قشقایی این است كه اول مسلمان، دوم ایرانی ،و سوم قشقایی هستند.پاسداری از مرزهای ملی و اعتقادی جزء مرام و مسلک مردم قشقایی است . تمدن و فرهنگ اصیل قشقایی چون دژی مستحکم در مقابل تهاجم فرهنگ بیگانه خواهد بود. هشیار باشیم که فرهنگ انسانی وایرانی خویش به فرهنگ پوچ بیگانه نفروشیم.

روح الله اژدری

جستجو

 

مقدمه کتاب عشق نامه های ایل قشقایی

شنبه 17 دی 1390   08:36 ب.ظ


نوع مطلب : داستانهای ایل قشقایی ،

به اطلاع دوستان داران فرهنگ و ادب ایل قشقایی می رساند که کتاب عشق نامه های ایل قشقایی تالیف نگارنده با موضوع داستانهای عاشقانه کهن ایل قشقایی توسط انتشارات قشقایی منتشر شده است.  این کتاب مجموعه سه داستان اصلی و کرم ، غریب و صنم ، سیدی خان و پریزاد راشامل میشود.  دوستانی که در صدد هستند کتاب را تهیه نمایند می توانند از طریق انتشارات قشقایی و یا کتابفروشی بلادی واقع در سه راه انوری شیراز و یا سایر کتابفروشی ها تهیه نمایند.
از دوستداران و خوانندگان کتاب خواهشمندم در صورتی که نقد و نظری دارند در همین وبلاگ نظرات خود را اعلام نمایند تا نگارنده از نظرات ارزشمند آنان بهره مند گردد.
جهت اطلاع و آشنایی دوستان با کتاب مقدمه آن را در ذیل می آوریم .

مقدمه کتاب عشق نامه های ایل قشقایی

از دورانهای كهن داستانهای بسیاری در گوشه وكنار این مرزوبوم پرگهر نزد عام وخاص بصورت شفاهی وسینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. در ادبیات تركی نیز همچون ادبیات فارسی عشق نامه های مختلفی زبان به زبان در میان مردم نقل شده است. بعضی از این عشق نامه ها از دوره صفویه به این طرف رواج پیداكرده اند كه به شكل نثر روایت می شده اند.

فرهنگ .زبان تركی پیوند دیرینه ای بین ایل قشقایی و آذربایجان بوجود آورده است. ادبیات غنی زبان تركی از مهمترین عوامل حفظ پیوندهای فرهنگی ایل قشقایی با سرزمین مادری است. به همین دلیل بسیاری از اشتراكات فرهنگی علی رغم هجران قشقایی ها از سرزمین مادری محفوظ ماده است. از قدیم عشق نامه هایی در ایل قشقایی روایت می شده است كه  همانها را می توان در آذربایجان مشاهده نمود. قصه هایی همچون كوراغلو ، قریب و صنم ، اصلی وكرم ، در ادبیات شفاهی قشقایی ها و آذریها مشترك است. در ایل قشقایی این قصه ها ذخیره فرهنگی توده های مردم در طول تاریخ بوده كه زبان به زبان و بصورت شفاهی توسط عاشق ها و افراد كهنسال نقل می شده وهر كدام پیامهای اخلاقی و اجتماعی زیادی را منتقل میكرده است.

در زمانهای قدیم به دلیل اینكه افراد باسواد نبوده تا این میراث فرهنگی را بصورت مكتوب در آورد لذا به صورت شفاهی و سینه به سینه نقل می شده و همین موضوع موجب گردیده كه بخشهایی از این قصه ها به مرور فراموش شوند. عاشقان و نقالان نیز به سلیقه و تخیل خود بخشی را به آن اضافه كرده ویا بخشهایی را بدون توجه به ارتباط وپیوند اجزاء با سیر قصه ها جابجا نموده اند.

بعضی از این داستانها در ده های گذشته به دلیل گسترش قصه های مدرن با بن مایه های جدید بطور كلی به فراموشی سپرده شده و تنها چند بیت از منظومه های سروده شده از آنها باقی مانده است.

نگارنده به دلیل درك اهمیت حفظ میراث ماندگار فرهنگ بومی ایران كه فرهنگ  ایل قشقایی نیز بخشی از آن است به تحقیق در خصوص این قصه ها پرداخته و تلاش نموده است با تطبیق قصه های روایت شده در ایل قشقایی با آنچه در آذربایجان روایت شده است. شكل كلی قصه ها را استخراق وسپس به پردازش ونگارش جدیدی از آنها اقدام نماید.

لذا قصه های اصلی وكرم و قریب وصنم قصه هایی هستند كه روایت های مختلفی از آنها مورد مطالعه قرار گرفته و سپس به نگارش در آمده است اما قصه سیدی خان و پریزاد فقط بر اساس روایت ایل قشقایی مورد نگارش قرار گرفته است.

در هر سه داستان بن مایه ای مذهبی دیده میشود. دیندار بودن و محبت به اهل بیت وتوسل به آنها در این داستانها نشانه توجه به معنویت در ادبیات شفاهی قشقایی است . بطور مثال در داستان قریب وصنم قریب جوانی با ایمان و محب اهل بیت است و انگشتری مزین به نام حضرت علی (ع) را به شاهزاده صنم هدیه میدهد. در این داستان تقدم  نجابت و دینداری بر ثروت و مقام مورد تاكید قرار میگیرد. همچنین انتظار هفت ساله صنم نشانه نهایت عشق و محبت در روابط خانوادگی است.

داستان اصلی وكرم در واقع تقابل دو اندیشه تحجر و تساهل دینی است. قراملك كشیش سمبل تحجر دینی است كه به دلیل تعصبات خشك وبی منطق مانع سعادت و خوشبختی اصلی وكرم است . در این داستان سیب منشاء آفرینش  است و اصلی و كرم از یك مبداء و منشاء متولد شده اند. لذا كرم در این داستان به دنبال اصل و همزاد خودش است.

همچنین در داستان سیدی خان وپریزاد بر تقدم نیكویی صفات درونی بر صفات ظاهری وزیبایی صورت تاكید شده است. پریزاد و سیدی خان سمبل نیكو سرشتی و دیانت وعبید وولید و نرگس خاتون سمبل بدسرشتی و دنائت می باشند.   

                                                        

                       

 



نوشته شده توسط : روح الله اژدری

پیشنهاد ثبت ملی شیوه زندگی سنتی ایل قشقایی

یکشنبه 15 اسفند 1389   08:30 ب.ظ


نوع مطلب : فرهنگ ایل قشقایی ،


ایل قشقایی از كهن ترین ساكنین جنوب ایران بوده و در طول تاریخ نقش بی بدیلی در تاریخ و فرهنگ این سرزمین داشته است . قشقایی ها در طول تاریخ میراثدار بخش اعظمی از فرهنگ غنی و ماندگار ایران در قسمت جنوب ایران بوده اند. فرهنگ غنی ایرانی همراه با فرهنگ الهی اسلام و سنت حسنه امامان معصوم (ع) به غنای زندگی سخت عشایری قشقایی افزوده است. شیوه زندگی مردم ایل قشقایی اگرچه دارای شرایط وی‍ژه وسخت و خشن صحرانشینی بوده است ولی در باطن  هویت معنوی و انسانی خود را حفظ  و تقویت كرده است . این زندگی ابعاد دیدنی و زوایای متنوعی دارد كه می تواند به عنوان یك میراث ماندگار معنوی در تاریخ ایران باقی بماند.

از آنجایی كه تحولات زندگی مدرن هر روز شتاب بیشتری به خود میگیرد و تغییر و تحولات فرهنگی و اجتماعی در جامعه فعلی ایران متاثر از مدرنیسم و ایزار تكنولوژیك شیوه زندگی روزمره مردم را متحول میكند ، شیوه زندگی عشایری نیز به مرور دست خوش تغییر شده وبسوی مدرنیسم میل كرده است . لذا لازم وضروری است قبل از آنكه شیوه زندگی سنتی مردم ایل قشقایی هویت معنوی ومادی خودرا به مدرنیسم تسلیم كند، فرزندان ایل دوست قشقایی با تقویت حس عشایری  و ایلیاتی به شناسایی  و شناساندن این شیوه زندگی به مردم ایران و جهان  بشتابند.

در شرایط كنونی هیچ كس بجز فرزندان عشایر این صلاحیت و توان  را ندارد . لذا نگارنده در این خصوص پیشنهاداتی را دارم كه فعلا یكی را برای اظهار نظر دوستان و علاقه مندان فرهنگ بومی عشایری قشقایی اعلام مینمایم . امیدوارم  دانشجویان  ، دانش آموزان ، فرهنگیان ، روحانیون ایل قشقایی ، كسانی كه در نهادها و سازمانهای دولتی مسئولیتی دارند، وهمه كسانی كه به نوعی میتوانند در این موضوع نقش موثری ایفا نمایند نگارنده را با پیشنهادات  و نظرات خود ا یاری نمایند.

<!--[if !supportLists]-->·       پیشنهاد می نمایم به منظور حفظ میراث كهن ایل قشقایی كه بخشی از فرهنگ ایران محسوب میشود  فرزندان ایل قشقایی طی  نامه ای به ریاست محترم سازمان میراث فرهنگی و گردشگری  در خواست نمایند كه شیوه زندگی سنتی ایل قشقایی كه بزرگترین ایل جنوب ایران می باشد به عنوان میراث معنوی خطه جنوب ایران به ثبت ملی برسد. حقیر اطلاع دارم كه در استان اردبیل در خصوص ایل شاه سون اقدام شده است . قطعا پیگیری چنین موضوعی اراده ای جمعی نیاز دارد و از آنجایی كه گروههای مردم نهاد در میان فرزندان ایل وجود ندارد لازم است دوستانی كه دارای توانایی بیشتر حكومتی دارند در این خصوص پیش قدم شوند. <!--[endif]-->

از همه فرزندان معنوی ایل در همه نقاط ایران در خواست می نمایم نظرات و پیشنهادات خود را در خصوص این موضوع و چگونگی پیگیری آن در قالب نظرات ارائه نموده ودر خصوص این موضوع  به افراد ذی نفوذ اطلاع رسانی نمایند.       


نوشته شده توسط : روح الله اژدری

اسلم ترک /غلام ترک

دوشنبه 15 آذر 1389   11:51 ب.ظ


نوع مطلب : دین و مذهب ایل قشقایی ،

بهترین انسانها كسانى بودند كه در كربلا به شهادت رسیدند، و در ركاب نور چشم حضرت صدیقه طاهره (س ) به فوز عظیم نائل آمدند. و بدان جهت خاك كربلا توتیاى چشمان اؤ لیاء گردید.
كمال همنشین در من اثر كرد، و گر نه من همان خاكم كه هستم .
امّا در مورد تعداد و اسامى آن سعادتمندان اختلاف است ولى در بررسى اصحّ اقوال بعضى تعداد شاهدین عاشورا را هفتاد و دو نفر و بعضى هشتاد و چهار نفر شهید مى دانند.
بنا بر روایتى سى و دو نفر سوار و هشتاد و دو پیاده گفته اند
امّا طبق روایتى از امام باقر علیه السلام كه فرمودند: لشگر جدّم حسین علیه السلام چهل و پنج سوار و صد پیاده بودند و به روایتى دیگر سى نفر نیز از لشگر دشمن در شب عاشورا به لشگر مظلوم كربلا ملحق شدند.
بلاخره پس از تحقیق واثق از كتابهاى معتبر تعداد شهداء و سُعداى عظیم القدر كربلا هشتاد و هفت نفر به نظر مى رسد.
در اینجا به جهت تیمّن و تبرك و تمسّك به ارواح آن پاكان درگاه الهى و همچنین اداء دِین نسبت به آن بزرگواران ، اسامى ایشان را یاد آور مى شویم . شاید كه قیامت ایشان نیز از ما نامى برده و یارى بكنند. انشاءاللّه
1-
حرّ بن یزید ریاحى - 2- مصعب برادر حرّ شهید - 3- على خلف ارجمند حرّ - 4- غرّه غلام سعادت مند حرّ - 5- عبداللّه بن عُمَر - 6- بَریر بن خضیر همدانى - 7- وهب بن عبداللّه كلبى - 8- عَمر بن خالد اَزدى - 9- خالد بن عمر - 10- سعد بن عبد اللّه كلبى - 11- عُمیر بن عبداللّه - 12- نافع بن هلال بجلّى - 13- مسلم بن عوسجه - 14 - حبیب بن مظاهر - 15 - ظهیر بن حسان - 16 - سعید بن عبداللّه - 17 - زُهیر بن قین - 18 - عبد الّرحمن بن عبداللّه یزنى -19 - عمدو بن قر ظه انصارى -20 -جوان آزاد كرده اباذر غفارى - 21 - عمرو بن خالد صیداوى - 22 - خنظلة بن اسعدى شاى - 23 - سُوید بن ابى المطاع - 24 - یحیى بن مازنى - 25 - قرّة بن ابى قره غفارى - 26 - مالك بن انس - 27 - عمرو بن مطاع جعفى - 28 - حجّاج بن مسروق - 29 - جوانى كه پدر او را در معركه شهید كرده بودند، بعضى مى گویند پسر مسلم بن عوسجه است - 30 - جناد بن حارث انصارى - 31 - عمر بن جناده - 32 - عبد الرّحمن بن عروه - 33 - عابس بن شبیب شاكرى - 34 - شوذب غلام عابس - 35 - عبداللّه غفارى - 36 - عبد الرّحمن غفارى - 37 - غلام ترك سیّد السّاجدین - 38 - زید بن زیاد - 39 - ابو عمرو تهشلى - 40 - یزید بن مهاجر - 41 - محمد بن بشر حضرمى - 42 - هاشم پسر عم عمر سعد - 43 - هلال بن حجّاج - 44- ابو تمامه صیداوى - 45 - یزید بن حصین همدانى - 46 - سعد غلام امیر المؤمنین علیه السلام - 47 - یحیى بن كثیر انصارى - 48 - معلّى بن معلّى - 49 - طرمّاح بن عدى بن حاتم - 50 - معلّى بن حنظله - 51 - جابر بن عروه - 52 - مالك - 53 - سیف بن ابى حارث - 54 - مالك بن عبداللّه سریع - 55 - اسامى شهداء از اولاد عقیل بن ابیطالب كه تعدادشان هشت نفر بوده ، به شرح زیر مى باشد:
عبداللّه بن مسلم عقیل - موسى بن عقیل - محمّد بن مسلم بن عقیل - جعفر بن عقیل - عبداللّه بن عقیل - محمّد بن ابى سعید عقیل - علىّ بن عقیل .
یكنفر از آل هاشم به نام احمد بن محمّد هاشمى
اولاد جعفر طیّار كه تعدادشان سه نفر بوده است -
محمّد بن عبداللّه بن جعفر - عون بن عبداللّه بن جعفر - عبید اللّه بن عبد اللّه بن جعفر طیّار - كه همگى فرزندان شیر زن كربلا زینب كبرى بودند.
فرزندان امام حسن مجتبى علیه السلام كه تعدادشان شش نفر بوده است و همگى جوان بودند. شاهزاده ابوبكر - عبداللّه اكبر - احمد بن حسن علیه السلام - ابو القاسم بن حسن - قاسم بن حسن - و عبداللّه اصغر-
فرزندان امیر المؤمنین على علیه السلام كه با حضرت سیّد الشّهداء علیه السلام نه نفر بودند.
ابو بكر بن على - عمر بن على - عثمان بن على - جعفر بن على - عبداللّه بن على - محمّد بن على - اصغر بن على - فضل بن على - حضرت عبّاس ‍ قمر بنى هشام بن على علیه السلام - حسین علیه السلام شهید عطشان كربلا-
فرزندان حضرت ابى عبداللّه الحسین علیه السلام كه پنج نفر بودند. على اكبر شبه النّبى (ص )- جعفر بن حسین علیه السلام محمّد بن حسین علیه السلام عبداللّه بن حسین علیه السلام - على اصغر كوچكترین شهید مظلوم كربلا-
مجموع شهدایى كه نامبرده شد، پنجاه و پنج نفر اصحاب و انصار و یاران حضرت سیّد الشّهداء علیه السلام بوده و یك زن كه زوجه وهب و سى و دو نفر نزدیكان و برادران و پسر عموها و فرزندان و برادر زاده گان سلطان مظلومان عالم مى باشند، كه در آن صحرا هر یك با اعتقاد كامل و كامل اعتقاد قدم به میدان جهاد در راه خدا گذارده و سربازى در راه فرزند پیغمبر اسلام (ص ) نمودند.
روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد. اللّهمّ اَحشُرنا مَعَهُم

 

 . اسلم ترک /غلام ترک/ یکی از شهدای کربلا بود . وی غلام اباعبدالله و تیر انداز و کماندار  ماهری و نیز کاتب امام حسین /ع/ و قاری قران و اشنا به زبان عربی بود .


نوشته شده توسط : روح الله اژدری

عاشورای حسینی در ایل قشقایی

دوشنبه 15 آذر 1389   10:49 ب.ظ


نوع مطلب : دین و مذهب ایل قشقایی ،

قلوب پاک و بی آلآیش قشقایی ها با ائمه اطهار (ع) پیوندی دیرینه دارند .به همین خاطر سرور وسالار شهیدان حضرت حسین ابن علی (ع) در نزد مردم ایل از مقام ومنزلت زیادی برخوردار بوده و ایام منسوب به آن حضرت شور و حرارت ویژه ای در ایل بوجود می آید. شور و علاقه پاک وبی رنک وریای مردم ایل به قهرمان کربلا  بمراتب از شهر نشینان بیشتر بوده و برای ادای احترام به شهدای کربلا در روزهای سوگواری نه تنها کارهای جمعی بلکه کارهای ضروری هم تعطیل میشود.

زنان و مردان ایل در ماه های محرم و صفر لباس مشکی پوشیده و در عزاداری این بزرگواران شرکت می نمایند. دسته جات     عزا داری و سینه و زنجیر زنی راه می اندازند . در شب های عاشورا ویا روز ,عاشورا در امامزاده ها حضور یافته ضمن زیارت به عزاداری می پردازند.ودر مراسم عزاداری به زبان ترکی نوحه خوانده و به سینه میزنند.

در شب های عاشورا اغلب مردم ایل به شب زنده داری پرداخته وتا صبح نمی خوابند. بعضی از متمولین در شب عاشورا حلیم می پزند وصبح روز عاشورا در بین مردم ایل وسایر همسایه ها  تقسیم میکنند. در سالهای اخیر گروهی از قشقایی ها که زندگی شهر نشینی را برگزیده اند با تشکیل هیئت های عزاداری در مراسمات ویژه محرم در شهرها شرکت فعال دارند.

علمدار کربلا حضرت عباس (ع) در میان مردم ایل قشقایی از منزلت و جایگاه ویژه ای برخودار بوده و یاد ونام این قهرمان کربلا زنده نگه داشته میشود. جایگاه و منزلت حضرت عباس (ع) در مین مردم قشقایی به حدی است که بیشتر قسم های مردم ایل بر روی نام این عزیز است. نام این شهید و فداکاری برای برادرش در نینوا معیار مناسب والگوی ارزشمندی برای جوانان ایل شمرده شده و نامش در ایل از نامهای مقدس و پر طرفدار می باشد

تقدس و اعتبار حضرت ابوالفضل چنان است که مردم ایل از سالهای دور با نهادن چند سنگ کوچک روی هم اموال ودارایی های خود را به نام آن حضرت بیمه می نمودند . نام این چند سنگ را کره حضرت عباس گذاشته بودند و مفهوم آن این بود که اموال خود را به آن حضرت سپرده اند. دزدان ورازنان نیز با دیدن این نشانه جرات دست زدن به اموال را نداشتند.

یاد مصیبت حضرت امام حسین و یاران باوفایش در ایل همیشه درسهای زیادی داشته و وفاداری و صبر در مصیبت را آموزش داده و مردم آزاده ایل را از پذیرش زندگی ذلت بار منع نموده

است. 

نوحه امام حسین (ع) به زبان ترکی

ای کربلا سلطانه ، قرداش وای  واویلا                        زینبنگ شیرین جانه ، قرداش وای واویلا

ای سلطان کربلا برادر وای واویلا                                  ای جان شیرین زینب  برادر وای واویلا

رینبنگ گوزه یاشه، یاندورور  داغه داشه                     امام حسین قرداشه ، قرداش وای واویلا

اشک چشم زینب کوه وسنگ را می سوزاند             امام حسین برادر اوست، برادر وای واویلا

گوز یاشم سیلاب اولدی جگرم کباب اولدی                     کربلا خراب اولدی قرداش وای واویلا

اشک چشمم سیلاب شد جگرم کباب شد                        کربلا خراب شد یرادر وای واویلا

بی کفن گده میدانه گزلرم دوشدی قانه                         قالموشام یانه یانه قرداش وای و.اویلا

بدون کفن به میدان جنگ رفت چشمانم به خون آفتاد        مانده ام اما سوزان ، برادر وای واویلا

بیکس قالدی سکینه، خراب اولدی مدینه                      کیم رحم ادر یتیمه ، قرداش وای واویلا

سکینه بی کس ماند و مدینه خراب                چکسی به طفل یتیم رحم میکند بدار وای واویلا

                                               نوحه علی اکبر (ع)

اکبر گده میدانه قصد ایلده بو جانه                               ای بابا حسین بیزه واجب بو میدان

اکبر به میدان رفت برای تقدیم جان           ای پدر ای حسین جان  این میدان بر ما واجب است.

جانم یولینگه قربان ای بابا العطش                              انام لیلا گلمده ، بو دردمه  آلمده

جانم فدای راهت ای پدر ، تشنه ام                          مادرم لیلا نیاند از درد من خبر دار نشد.

گلگون اولدی کفنم ، یارادور هامو  بدنم                       داها یوخدور یانانوم  ای بابا العطش

کفنم گلگون و بدنم پاره پاره گشت                            دیگر دلسوزی ندارم  ای بابا تشنه ام

عمم گده فراته ، سو وره اهل بیته                            جگرم دونه اوته  ای بابا العطش

عمویم به فرات رفته تا برای اهل بیت آب بیاورد.       جگرم مثل آتش می سوزد ای بابا تشنه ام


نوشته شده توسط : روح الله اژدری

آوازه هنر ایل قشقایی

پنجشنبه 21 مرداد 1389   05:03 ب.ظ


نوع مطلب : صنایع دستی ایل قشقایی ،


درتابستان سال 1385با عنایت و توفیق خداوند تبارک و تعالی همراه با خانواده عازم زیارت خانه خدا و ائمه بقیع وقبر مبارک پیامبر عظیم الشان اسلام شدیم. زیارت خانه خدا روح انسانی را شستشو داده و فضای روحانی درون انسان را چنان مصفا وپاک می نماید که هر گونه تعلق خاطر مادی و دنیوی را از اندیشه فرو می شوید وانسان قومیت وملیت وزبان را فراموش می نماید.  مکه و مدینه مرکز اندیشه پاک بشری در درک توحید ویکتا پرستی و گردش در مدار کعبه نشانه فاصله گرفتن از وجود مادی وهرهویت دنیوی و پیوستن به ملکوت است. در خانه کعبه ودر جوار قبر مبارک پیامبر اسلام عرب وعجم  ،اروپایی و آسیایی و آفریقایی و آمریکایی همه با ترک هویت قومی بر مدار نور توحید و پیامبر اکرم میگردند تا در عالم ملکوتی پذیرفته شوند. ما نیز در هوای معنوی وروحانی مدینه النبی به شستشوی دل مشغول بوده و هر روزصبح بعد از نماز صبح در مسجد النبی به بقیع میرفتیم مشغول زیارت ائمه مظلوم  که قبور منورشان نشانه مظلومیت آنهاست میشدیم . وباز هنگام ظهر زیارت قبر پیامبر اسلام غبار گناه و معصیت از دلهایمان می شست و نماز ونیایش در کنار ستون توبه و روضه مبارکه که مثل قطعه ای از بهشت است چنان مشغولمان میکرد که  فرصت حضور در سایر قسمتهای این مسجد بزرگ را پیدا نمی کردیم.فرزند کوچک سه ساله ام بازی گوشی میکرد وبعضی وقت ها درداخل مسجد به بازی مشغول میشد و نمی توانستم از او چشم برگیرم. او نیز با آن حس کودکانه فضای روحانی مسجد را درک کرده و امنیت در کنار قبر مبارک نبی اکرم را بهتر از ما درک میکرد. در روزهای پایانی حضور در مدینه با توصیفاتی که از نقاط مختلف مسجد از روحانی کاروان شنیده بودم تصمیم گرفتم همراه با قدم های کودکانه فرزندم قدمی در نقاط مختلف مسجد پیامبر زده و همه جای این مسجد زیبا و معنوی را ببینم. شنیده بودم در یکی از قسمت های مسجد نام مبارک دوازده امام شیعه را نوشته اند و وهابیان حاکم بر این مکان مقدس نیز علی رغم همه تخریب هایی که از آثار اسلام کرده اند ولی این اسامی از تعرض انها مصون مانده است. نام تمام ائمه شیعه خلفای راشدین و بعضی از صحابه در دور تا دور تالار نقش بسته بود که حقیر نام آنها را یاد داشت میکردم . نام یکی را هرچه کردم نتوانستم بخوانم چون با خط مخصوصی نوشته شده بود و من تخصصی در آن نداشتم لذا از عربی خواهش کردم نام را برایم بخواند .وی بعد از خواندن نام بسوی من بازکشت و پرسید شما ایرانی هستید. گفتم آری گفت: اهل کجای ایرانی کفتم : من از شیراز آمده ام. وی با حالت بسیار مسرت بخش و خوشحالی گفت : شما قشقایی نیستید ؟   تعجب کردم و در عین تعجب گفتم اتفاقا چرا من قشقایی هستم . بعد از ایشان پرسیم شما چطور ایل قشقایی را می شناسید. وی مرا به گوشه ای برد وبرروی قالی نشاند وبعد دستی بر قالی کشید و گفت قالی قشقایی ! قالی قشقایی!

فهمیدم مرد هنرمندی است و دستان هنرمند قالیبافان قشقایی عاشق فرش قشقایی اش کرده است. وی مردی صاحب ذوق بود که با فرش دست باف ایرانی کاملا آشنا بود. قالی های ایرانی را از کرمان و یزد و قشقایی وتبریزی وکرمانشاهی را به خوبی می شناخت و تفاوت در نقش وطرح آنها را می دانست. از ایشان پرسیدم کجایی هستید؟ گفت مصری هستم . ابتدا فکر میکردم تاجری مصری است که در زمینه فرش تجارت میکند. اما فکرم بی راهه بود. پرسیدم کارتان چیست ؟ گفت من مصری هستم ولی در مسجد النبی کار روفوگری فرش ها را انجام میدهم .به همین خاطر با تمام فرشهای ایرانی از جمله فرش های ایل قشقایی آشنایی کامل دارم . فرش قشقایی شهرت جهانی دارد ونفش ها وطرح های آن منحصر بفرد وبرگرفته از فرهنگ بومی خود ایل شماست. فرشهای مسجد النبی را نشانم داد و گفت طرح های تمام این فرشها ایرانی است ومن عاشق این طرح ها و نقش ها هستم. روزهای بسیاری برای روفوگری فرشها یی راکه در کنار ستونها قرار میکیرند صرف میکنم. وی آنگاه با حالتی متواضعانه از من خواست اگر فرشی ویا دست بافته ای مثل گلیم دارم به ایشان بفروشم. وی حاضر بود برای هرمتر فرش دستباف 135ریال عربستان که  متری 34هزارتومان میگردید بپردازد. وی بیان میکرد که فرش قشقایی در مصر مشتری زیادی داردو وی قصد دارد آن را به مصر ببرد. من برای معامله به حج نرفته بودم ولی از همکلامی با آن عرب مصری بسیار خوشحال شدم. بر خود بالیدم که هنر زنان ایلم شهرت جهانی دارد. اما حیف که مظلوم مانده است. ای کاش سرمایه داران ایل که میتوانند در این صنعت پر سود سرمایه گذاری کنند به میدان می آمدند و این صنعت بومی و ایلی را حمایت میکردند . ما میتوانیم جهانی باشیم و فرهنگمان را که یک فرهنگ ایرانی اصیل وریشه دار است معرفی کنیم. من آنروز عالی رغم اینکه مسجد النبی جای بالیدن به قومیت نبود به خودم وبه هنرمندی مادران ایلم وبه ایلم بالیدم .   

 


نوشته شده توسط : روح الله اژدری

بافت گبه در ایل قشقایی

جمعه 1 مرداد 1389   09:15 ب.ظ


نوع مطلب : صنایع دستی ایل قشقایی ،

از جمله مراكز مهم بافت گبه می توان از دو گنبدان، باشت، آرو در شهرستان گچساران، تل گر، چشمه بلقیس، ده شیخ و چرام در شهرستان كهكیلویه از سراب تا ده علیا و ده سفلی و موردراز علیا و سفلی در شهرستان بویر احمد، برازجان و حوزه های روستایی شول و ده كهنه از استان بوشهر نام برد.
استان فارس از گذشته بسیار دور یكی از مهم ترین و بزرگ ترین مراكز ایل نشینی به شمار می رفت. ایلات قشقایی، خمسه، ممسنی و بختیاری به بافت گبه اشتغال داشتند و بهترین گبه ها كار تركان قشقایی فارس می باشد كه در خارج از كشور از اعتبار خاصی برخوردار است.
سرزمین فارس و ایل قشقایی
سرزمین فارس یكی از بخش هایی است كه محل زندگی عشایر می باشد و بیش از دو سوم از سرزمین فارس محل زندگی عشایر و ایلات مختلفی است كه در طول سالیان دراز در این منطقه گرد هم جمع شده اند. از ایلات مهم مسكون در فارس: ایلات قشقایی، خمسه، ممسنی و بختیاری می باشند كه در نقاط كوهستانی پراكنده شده اند.
ایل قشقایی از دست بافته های بسیار مشهوری برخوردار می باشد كه مورد تحسین جهانی واقع شده است، قالیچه های ایل قشقایی تركی بافت می باشند، نقش آنها تكرار اشكال شكسته و ساده هندسی می باشد. اكثر قالیچه های ایلات فارس از شفافیت رنگی خاصی برخوردار است، تار و پودهای (3) گبه های قشقایی تماما از پشم می باشد و پشم های (4) مورد استفاده گبه ها در فارس تهیه می شوند. پشم فارس یكی از مرغوب ترین پشم ها جهت بافت قالی و گبه می باشد.
گبه قشقایی
دست بافته های كوچ نشینان قشقایی باغ های بافته ای را می ماند كه در نهایت ظرافت و دقت زبان باز می كنند و از طریق نمایش نقش ها تاریخ قومی و قدمت فرهنگی و قلمرو ذوق این كوچندگان را بازگو می نمایند.
هر یك از بافته های عشایری دارای نشانه قومی و تاریخی است به همین دلیل بافته های بلوچ و تركمن افشار و قشقایی به آسانی از هم ساخته می شوند. طرح های گل و گیاه و نقش مایه های حیوانی و نقش های مربوط به ستارگان در دست بافته های عشایری لر و بختیاری مكرر به چشم می خورد.
گبه قشقایی سه ویژگی بارز دارد، شیر رام شده (دست آموز) و قلاده بر گردن كه اغلب به سگ شباهت دارد. ستاره هشت پر كه نشانه و جانشین خورشید است، نقش مایه باستانی مرغ و درخت كه به شیوه ای دلپذیر بافته شده است.
در گذشته بافت گبه عمدتا به قصد مصرف خانواده و فرش كردن خیمه و خانه بوده است نه به عنوان ارمغان و فروختن به دیگران و به هیچ وجه جنبه تجاری و فروش نداشته به همین سبب خیلی كم بافته می شد و چون بافت به منظور استفاده شخصی بوده است پس از محدودیتی برخوردار نبود و بافندگان در بافتن نقش های مختلف دستشان باز بوده است.
گبه های درشت بافت بر روی قالیچه در وسط چادر برای زیر پا انداختن استفاده می شده گاهی به دلیل پود فراوان در نتیجه نرمی گبه و خواب بلند پشم ها و پودهای اضافه سبب می شد كه از گبه به عنوان پتو و روانداز هم استفاده شود این كار البته در خارج از چادر و در مواقع خاصی نظیر سفر انجام می گرفت و در روزگار قدیم مورد مصرف بیشتری داشته و حتی جزو اثاث سلطنتی می آمده است. در فرمانی كه شاه طهماسب صفوی راجع به ترتیب پذیرایی از همان پادشاه گوركانی صادر كرده تاكید شده قالی های ابریشمی كار خراسان و گبه و نمدهای جامی و سوزنی ها بیندازید


نوشته شده توسط : روح الله اژدری

دست بافته های ایل قشقایی

جمعه 1 مرداد 1389   06:23 ب.ظ


نوع مطلب : فرهنگ ایل قشقایی ،صنایع دستی ایل قشقایی ،

 

قالی بافیبه طور کلی بافته های قشقایی را میتوان به دو دسته کلی پرزدار(قالی ، گبه ) و بدون پرز(گلیم ، سوزنی ، پلاس و ...)  و بافته های کاربردی( جل ، خورجین ، نمکدان و ...)تقسیم بندی نمود .

بعد از اسلام بر اساس مستندات تاریخی فرشبافی در خطه فارس چنان رواج داشته که نمیتوان بدون پشتوانه قرنها تجربه بدان رسیده باشد ، این هنر دیرین و این ارزش وزین فرهنگی قدمتش در این خطه از 2500 سال فراتر خواهد رفت .

 چرا که زادگاه تمدن پارس و فخر ایران کورش کبیر بوده است . بر اساس مطالعاتی که سیروس پرهام در اینباره داشته است وی مناطق فرشبافی فارس را به سه دسته تقسیم نموده  ناحیه اول مناطق بارونقتر ، که شهرهای بزرگ و توانگر تر را شامل میشده و ایشان از دارابگرد یا داراب امروزی ، فسا و جهرم نام برده است .

ناحیه دوم کوره  بیشابور که تا حاشیه ارجان و سرزمین لر نشین کهکیلویه  امتداد داشته و شاپور ، کازرون ، توج (توز ) و شهر گمشده نهنجان شهرهای عمده آن بوده که این هر دو ناحیه از آباد ترین و پر رونقترین مراکز تمدن ساسانی بوده است .

 ناحیه سوم بوانات و قونقری ( از کوره استخر ) که دژ خمره حصار آن بوده است .

اولین سند تاریخی که درباره فرشبافی این خطه به دست آمده از خراج و مالیات این سرزمین در قرن دوم هجری به خلیفه زمان بوده و در کتاب آل بویه و زمان ایشان از چند هزار تخته فرش دابجرد (داراب) در خزانه انبار یاد میکند.

 در کتاب حدود العالم من الشرق الی الغرب آمده است که از پارس ، بساطها و فرشها ، گلیمها و زیلوهای باقیمت خیزد .

این سخن وجه تمامی بافته های پرز دار و بدون پرز را در نام نیز روشن میسازد و بکاربردن مولف از بساط و فرش  در کنار گلیمها و زیلوها حکایت از این امر دارد .

 و نیرز آمده است که :

" در جهرم جامه های منقش عالی میبافتند ، اما گلیم  و جاجیم دراز و سجاده نماز و زلالی جهرم که در دنیا جهرمی معروف است نظیر ندارد و در همین کتاب آمده است که : در غندجان گلیم و پرده ... و در داربجرد فرشهای خوب مانند طبری به عمل می آمد .

و مقدسی بشاری سیاح عرب گفته که در سرزمین فارس فرشهای خوب بافته میشود و نیز آورده که از این منطقه انواع فرش به سایر بلاد ارسال میشود .

پوپPope)) در کتاب Ackerman A Survey of Persian   آ ورده است : در زمان ایل خانیان که تبریز یکی از مراکز فرشبافی بوده است ، غازان خان کاخهای خود را به بافندگان فارس سفارش میداد .نقش فرش قشقایی

سیروس پرهام  با دلیلی دیگر فارس را صاحب فرشبافی کهن میداند و وجود قبایل بافنده ای مثل عربها که مهجران حجازی مقیم در فارس هستند را  فاقد فرشبافی کهن دانسته و فراگیری این فن را از اقوام پارسی و در این سرزمین میداند ..

و اما در سده نهم و دهم هجری با گام نهادن طلایه داران مردم ترک زبان قشقایی به فارس هنر و صنعت فرشبافی این خطه رونق تازه یافت و این صنعت بیش از پیش در مناطق ایل نشین تمرکز یافت .

اما این اقوام تازه کوچ که مسکنت دائم هم نداشتند برای مورخان و سیاحان چنان نا آشنا بودند ، که صنعت دستشان به نام دیگران به ثبت رسیده است . و شاید این دلیلی باشد بر این سخن که در متون کهن از فرشبافی ایلیاتی یاد نشده است .

اما این ومضوع نمی تواند ما را بدان راه منحرف سازد که فرشبافی فارس را در مناطق شهری جستجو کنیم . طوایف و تیره های بافنده در میان قشقایی ها :

پرهام از طایفه کشکولی ، طایفه شش بلوکی ، طایفه عمله ، تیره صفی خانی ، تیره ایگدر ، تیره چنگی و طایفه دره شوری را به عنوان طایفه و تیره های بافنده فارس نام برده است .

اما در برسی های انجام شده طایفه فارسی مدان را نیز باید به این طوایف افزود .


نوشته شده توسط : روح الله اژدری